بچه ها متاسفانه مجبور شدم این پارت رو ۶ سوال بزارم چون خیلی کار داشتم، ولی قول میدم پارت های بعدی رو ۱۰ سوال بزارم 💌💌💌💌💌 .
مرینت بعد از چند روز، موفق شد که آدرین رو راضی کنه که باور کنه مرینت عاشقشه و بهش خیانت نکرده 💜💜💜 . یک روز مرینت و ادرین به یک مهمانی داخل جنگل دعوت شدن 💌💌 . مرینت یک لباس پوشید و گفت : ادرین لباسم چطوره؟ . آدرین گفت : عالی شدی عزیزم. ساعت های ۹ شب مرینت و ادرین به مهمانی رسیدن. میزبان گفت : سلام ، پادشاه و ملکه ی جنگل 👋👋 ، خیلی ممنون که دعوت ما رو پذیرفتین 😄😄😄 . مرینت گفت : ممنون از مهمونی زیباتون 💫💫💫 . کمی بعد ، میزبان دوباره آمد و گفت : نوشیدنی میل دارید؟ . مرینت و ادرین گفتن : شراب لطفا 🍷🍷 . بعد از پذیرایی، وقت رقص رسید. مرینت و آدرین دوتایی کلی رقصیدن تا حدی خسته شدن و از پا افتادن 😆😆 . یکی از مهمان ها که اسمش لارا بود گفت : سلام خانوم و آقا، اسمتون چیه؟ . مرینت گفت : من مرینتم و ایشون کراشم آدرین است 💙💙 . لارا گفت : از آشناییتون خوشبختم 😊 . آدرین پرسید : اسم شما چیه؟ . لارا گفت : لارا هستم 👋👋 . مرینت پرسید : شما سینگل هستید؟ . لارا گفت : نه خب راستش من جدیدا با یک پسر رل زدم 😁😁 . آدرین گفت : من و مرینت همیشه عاشق همیم 😉😉 . مرینت خندید ☺☺ .
مرینت گفت : لارا جون، کراشت نیومده مهمونی؟ . لارا گفت : اتفاقا چرا اومده. لارا داد زد : مکث! مکث! ، بیا اینجا با دوستای جدیدم آشنا شد. مرینت وقتی مکث رو دید یک دل نه صد دل عاشقش شد 🙄🙄 . مکث گفت : سلام از آشناییتون خوشبختم. آدرین گفت : سلام آقای مکث ⭐⭐ . مرینت گفت : سلام، شما چقدر فوق العاده هستید ☺☺😬😬 . آدرین نگاه عجیبی به مرینت کرد 🕳️🕳️ . مرینت تازه فهمیده بود چه گندی زده برای همین گفت : منظورم اینه که شما دقیقا فرد مناسب برای لارا هستید ✨✨ . مکث خندید 😂😂 . لارا گفت : ما دیگه باید بریم، خدانگهدار ❣️❣️❣️ . بعد از رفتن لارا و مکث، آدرین گفت : خب نظرت در مورد مکث چی بود؟؟ 😬😬😬 . مرینت از خجالت سرخ شده بود و نمیتونست هیچی بگه 🍎🍓🌶😡👹👺💃👠⛑🏓🎯❤❣ . مرینت تو دلش گفت : خدا کنه آدرین نفهمیده باشه که من عاشق مکث شدم 🤥🤥 . مرینت احساس عذاب وژدان داشت چون میدونست این کار ، نوعی خنجر زدن به آدرینه و مرینت به زور تونسته بود قضیه ی لوکا رو جمع و جور کنه، حالا چجوری میخواد این قضیه رو جمع و جور کنه 🙄🙄🙄🙄🙄🙄
وقتی به خونه رسیدن، مرینت گفت : آدرین من باید یه حقیقتی رو بهت بگم 😬😬 . آدرین گفت : چه حقیقتی؟ 🤨🤨 . مرینت با تردید گفت : من عاشق مکث شدم 😁😁 . آدرین کمی سکوت کرد و بعد گفت : من درکت میکنم، عاشق شدن خیلی سخته، ولی تو باید به مغزت گوش بدی نه قلبت، یاد خاطراتی بیفت که با هم داشتیم 😚😚 ، مثلا یادته توی دبیرستان یک روز بارونی بود و همون روز باهم آشنا شدیم 😄😄 . مرینت بغض کرد و گفت : باورم نمیشه تونستم عاشق کس دیگه ای بشم 🥺🥺🥺. آدرین مرینت رو بوسید و گفت : اشکالی نداره، ولی بدون من همیشه عاشقت خواهم بود 😇😇 . مرینت تو دلش گفت : من تا ابد در کنار آدرین میمونم حتی اگه عاشق مکث باشم 🤕🤕🤕 .
روز ها گذشت و یک روز ، وقتی مرینت و آدرین از خواب بیدار شدن متوجه ناپدید شدن یکی از خدمتکار های امارت شدن 🤯 . مرینت دستور داد که همه جارو دنبال اون خدمتکار بگردن 🤖🤖 . فردای اون روز یکی دیگه از خدمتکار ها ناپدید شد و پس فرداش هم سر آشنا امارت ناپدید شد 😯😯😯😯😯😯😯😯😦😯🙄 . مرینت کمی نگران شده بود بنابر این به آدرین گفت : یه چیزی اینجا مشکوک میزنه 😦😦 . آدرین هم موافقت کرد. مرینت بعد از ناپدید شدن چند تا دیگر از خدمتکار ها متوجه جن زدگی امارت شد 🥴🥴🥴🥴 . مرینت گفت : آدرین ، این امارت انرژی اشباح رو داره! ، باید هرچه زود تر این امارت رو تخلیه کنیم. مرینت در حالی که دستاش داشت میلرزید، یک صلیب برداشت و به سمت حیاط امارت رفت ✝️✝️ . در حیاط امارت یک درخت بلند بود که وقتی مرینت نزدیک درخت شد با صحنه ی وحشتناکی مواجه شد!
یک خدمتکار از بالای درخت دار زده شده بود 😱😱 . خدمتکار دار زده شده به شکل یک دختر با لباس سفید پاره و با موهای بلند خونی در اومده بود ☦️☦️ . ناگهان همه ی صلیب های خانه شروع به لرزیدن کردن و برعکس شدن ✴️✴️✴️ . مرینت جیغ زد و گفت : آدرین بیا حیاط! . ادرین با سرعت به حیاط اومد و با دیدن خدمتکار دار زده وحشت کرد 👹👺👹👺 . مرینت به اتاق زیر شیروانی رفت و وقتی دور بر خودش رو دید متوجه شد روی دیوار جای دستهای خونی است 😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱
پایان این پارت عجیب غریب 🙄🙄🙄
چقد همو میبوسن ول کنید دیگه انگار نبوسن روزشون شب نمیشه
وا به تو چه؟؟ ، عزیزم بدت میاد نخون 😂😂😂 .
عالی بود پارت بعدی هم زود بذار 🌹💐🌹💐
اوکی عزیزم ❤❤❤❤
خیلی عالی بود😍😍
لطفا پارت بعدیو سریعتر بزار🙏🙏
خوشحال میشم به داستان های منم سر بزنی و نظر بدی.
لایک کردم =لایک
عالی بود
تنک یو 😘😘
عااالی بود بعدی کی میرسه
اگه تونستی ب تستای من هم سر بزن
خیلی ممنون ❤❤ ، باشه حتما سر میزنم ❤❤