سلاممم 💚💛💜💙❤ اینم پارت اول تقدیم به چشای گلتون
💮از زبان میترا💮 بلاخره این امتحان تیزهوشانم تموم شد خسته شدم بابا رفتم ناهار خوردمو رفتم تو گوشیو باهاش ور میرفتم که مامانم اومد تواتاقم مامان:میترا لباساتو جمع کن میخوایم بریم سفر من:بازم کاریه؟ مامان:اره دیگه من:نمیشه من نیام حوصلم سر میره مامان:نخیر بدو حاضر شو دم در منتظریما من:باشه لباسامو جمع کردم و سوار ماشین شدم ♣چند روز بعد ♣ بلاخره این سفر مسخره هم تموم شد این پدر و مادر منم خیلی وابسته به کارشونن فقط کافیه این ریسشون لب تر کنه اینا هم سری انجام میدنش الانم گفته فردا جلسه دارن از خوابشون زدن ساعت ۲شب داریم بر میگردیم خونه😴 منم که میگیرم میخوابم چشام باز نمیشه.....
💮از زبان ارمان💮 بلاخره این کار شرکتم تموم شد و رفتم خونه و مستقیم گرفتم خوابیدم ✙فردا صبح✙ با صدای زنگ گوشیم از خواب پاشدم کیمیا بود چی کار داره ساعت ۶صبح اخه من:بله کیمیا:سلام ارمان من:سلام چی شده زنگ زدی کیمیا:بهت یه ادرس میدم بیا اونجا مامان خیلی ناراحته به حرف منم گوش نمیده من:خواب چرا ناراحته کیمیا:بیا اینجا بهت میگم دیگه من:باشه اومدم رفتم یه دوش سری گرفتمو اماده رفتن شدم حدود بیست دیقه بعد رسیدم اینجا.. اینجا که بیمارستانه 😶 یعنی چی شده اینا پاشدن اومدن اینجا؟ زنگ زدم به کیمیا و پیداش کردم من:سلام چی شده اینجا چی کار میکنین؟ کیمیا:خاله اینا تصادف کردن من:خب؟ کیمیا:رفتن تو دره و خیلی بد ضربه دیدن و مردن😭 من:همه با هم ! کیمیا:اره دیگه ولی میترا هنوز زندس 😢فقط یکم خراش دیده و دستش شکسته همین کیمیا:آرمان تورو خدا برو مامانو اروم کن هر کاری کردم به حرفم گوش نمیده تو رو بیشتر دوست داره برو باهاش حرف بزن راضیش کن واسه قلبش خوب نیست من:اوففف باشه
رفتم پیش مامانم روی زمین نشسته بود و همینجوری گریه و زاری میکرد من:مامان عزیزم مگه نگفتم اینقدر حرص نخور واسه قلبت ضرر داره ها؟ مامان:بزار بمیرم آرمان بزار بمیرم راحت شم از این دنیا متنفرم میخوام بمیرم 😭😭 من:اخه این چه حرفیه مادر من اگه تو بمیری من چه گلی تو سرم بکنم پس مامان:😭(در حال زجه زدن) من:مامان به خاطر من بلند شو و بهش فکر نکن اتفاقیه که افتاده با گریه شما چیزی درست نمیشه هیچ بدترم میشه
مامان:میترا ...به اون چه جوری بگم یتیم شده اخه چه جوری 😢😭 من:من خودم بهش میگم شما پاشو برو خونه استراحت کن اگه توریت بشه خودمو نمیبخشما پاشو دیگه مامان:نه من نمیرم خونه اینجا میمونم تا بهوش بیاد بچم اگه این خبرو بشنوه دق میکنه من:مامان من خودم یه جوری بهش میگم دق نکنه تو برو خونه استراحت کن حالت که بهتر شد و اروم شدی بیا منم تا اون موقع اینجا میمونم خوبه؟ مامان:باشه پس من میرم زود بر میگردم مواظبش باش من:چشم من مواظبش هستم بلاخره راضیش کردم بره به یه چیم گیر بده ول کن نیست 😞
👑انچه خواهید خواند👑 میترا:ولم کنیننن ارمان:منو نمیشناسی؟ کیمیا:منم کیمیا ،میتراچت شده
خب خب خب😆 این پارتم تموم شد اما نگران نباشید سری پارت دومم میزارم البته اگه این امتحانای خرداد بزاره😬😑 کپی کردن پی گرد الهی دارد😇😂 منتظر لایک و کامنتاتون هستم گلا💜💜💜
گل رز سیاه مثل گاد میمونه برا من
رز خشکشده
قشنگ بود فقط خیلی داستان داره سریع پیش میره یکم به جزئیات بیشتر توجه کن
من گل کاکتوس دوس دارم
پارت بعد شریع راستی به نظر من اگه دوست داری
یکم بیشتر در مورد کاراشون توضیح بده مثلا رود مختسر نگو باشه
چشم ممنون که ایرادارو میگی💓