خب خب سلام دوباره تستچی پاکیدش واقعا ببخشید خب بریم این پارت ترکیبی هم چت داره و هم خودش 😁😁😁😁😁😁😁
بعد از اون حس خوبی که با کوکی داشتم رفتیم پیش بقیه نشستیم کلی خوش گذشت بعدشم رفتیم خونه لباسیامو عوض کردم کوکی روتخت دراز کشیده بود و با گوشیش ور می رفت داشتم پشت به کوکی رو به اینه میز ارایشم لباسمو تا می کردم در حال تا کردن گفتم ا/ت: هی کوک میگم وقتی تهیونگ اون سوالو پرسید چشم از لباسم بداشتم و سرمو چرخوندم خوندم جوری که موهام تو هوا چرخی زد لبخندی زدم و ادامه دادم ا/ت: ☺️ تو چی گفتی ☺️ با قیافه متعجب بلند شد و نگام کرد خیلی با مزه وخنده دار شده بود 😂 کوکی: خب اممممم خبببببب که یهو شروع کردم به خندیدن تمام دست و پاش می لرزید صداشم هکینطور و قطره قطره عرق می ریخت 😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣😂😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣😂🤣🤣 ا/ت: کوک مگه اوردنت باز جویی جرم که نکردی بیا به هم راستشو بگیم ا/ت و کوکی باهم: خب من 😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁 خب بچه ها خودتون رو اماده کنید
که یهوووووووووووووووووووووو مامانم در زد و اومد تو 😐😐😐 ( چی شد عزیزم داشتی می خوندی از خدا اب قند می خواستی زرشک 😐😑😐😑😐😑😐😑😐😑😐) اومد وسطمون نشست و گفت مامان:چی شد داشتین حرف می زدین برم؟؟؟؟؟؟؟ 😁 ا/ت و کوک باهم: نهههههههههههههههه که یهو مامانم زد زیر خنده بعد بلند شد و رفت دم در اتاق در باز و با خنده گفت مامان : ادامه بدین 😂 و درو بست و رفت ا/ت و کوک باهم: وات 😳 اروم رو تخت دراز کشیدم کوک: خبببببب ا/ت: کوک لطفا نه پتو رو روم کشیدم و نفهمیدم کی خوابم برد فردا ظهر ساعت 16:30 ☺️ رفتم پشت میز ارایشم نشستم و موهامو شونه می مردم که گوشیم پیام اومد گوشی رو برداشتم شماره ناشناس بود 😳😳😳😳😳😳😳
خب اینا چت ا/ت و سوهو عه
خب از اونجا که کوک میاد داشتم با پسره چت می کردم که نفس کشیدن یه نفرو بالای سرم حس کردم تا خواستم برگردم کوکی گوشییو ازم گرفت 😞😞😞 خب نقطه ها....... کوکی داره حرف بد می زنه تستچی جان لطفا منتشرش کن دیگه لازم بود ☺️☺️☺️
بعد چت کوکی و سوهو کوکی گوشیمو رو تخت پرت کرد و اومد سمتم منم هی عقب عقب می رفتم تا محکم خودم به دیوار و دردم اومد و صورتم در هم رفت کوکی دوتا دستاشو کنار سرم گذاشت و گقت کوکی: این پسره کیه ا/ت 😡 ا/ت: نمی دونم که یهو کوک یه اروده ای سرم کشید کوکی: ا/ت بهت گفتم بگو این کیههههههههههههه 😡 بغض گلومو گرفته بود خیلی ناراحت شدم با این صدای کوک خیلی ترسیدم هر وقت می ترسم صورتم در هم میره و لبام غنچه میشه و چشام هم درشت 🥺 کوکی: ا/ت تا بیشتر عصبانی نشدم.......... از زبون کوکی وقتی صوزت ا/ت رو دیدم دلم ریخت چقدر یه ادم می تونه کیوت باشه 🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺 اینگار بغض کرده باشه و ترسیده باشه کوکی: ا/ت ببخشید سرت داد زدم اخه من اخه من صورتش حالت 🤨 گرفت کوکی: اخه من
اقا می خوام عذابتون بدم 😐 ببخشید اما کرم دارمممممم😐 نگید کم نوشتم دستم داغون شد 😐 بریم مگرنه باید گور خودمو بکنم 😐 اخرش این قسمتو 🥺 رفتم رفتم 😐 کوکی: دوست دارم 🥺 ا/ت: 😳 م م م منم 🥺 و کوکی سرشو نزدیک کرد و ♥ ها چیه نگاه داره 😐 نفهمیدی 😐🤨 نمگم 😐 چیه اگه تستچی نزاره چی ها 😐 تو دیمو می دی ها 😐 ها بگو بگو بگوووووو 😐 ادامه بدم اینجا رو 😐 رفتم 😐 بعد این اتفاق ( 😐💔 ) تازه به حرف مامان و بابام پی بردم دیدم مگی پیام داده گفت چت بالاست
به ساعتاش کاری نداشته باشید 😂😂😂😂😂😂 این ماله ساعت 5:00 هستش 😁😁😁😁😁😁😁 منم اسماشو فارسی می نویسم تا شما راحت باشید 😁😁😁
خب بقیه میمونه واسه پارت بعد بای بای عزیزانم لایک و کامنت یادتون نره از چالش قبلی و استقبال نشد تو کامنتا تعداد بازدید ها هم کمه اگرم کم بود ببخشید 😞😞😞 بای بای 👋👋👋👋😀😃😃😃 چالش امروز همه بگین 😁😁😁😁😁😁😁😁👋👋👋👋👋👋👋👋
عالی بوددددد😍😍❤❤
ج.چ: احتمالا جین
ممنونم عزیزم جواب پارت بعد
پارت بعد و بزرا انقد هم عذاب نوه مارو
😁😁😁😁 چشم اقا دیگه دق دادن تموم شد ( # حرفش- را- باور _ نکنید😐) و دیگه عذابتون نمی دم ( الکی میگه 😐) ممنونم ازت عزیزم 8772
داستانت عالی بود
لطفا پارت بعدی رو زودتر بزار
ج چ: جیهوپ
ممنونم عزیز دلم جواب چالش رو در پارت بعد می گم 😘😘😘😘😘😘😘
مثل همیشه عالی بود 😍 😍 😍
چه کنم که کم مینویسی 😞💔
ببخشید بچه ها به خدا از قصد نیست ببنید این پارت ترکیبی براش کلی زحمت کشیدم دیبه ببخشید دیگه 😘😘😘😭😭😭
عالی بود❤️✨
ممنونم عزیزم 😘😘😘