
یه داستان عالی . لطفا نظر بدهید!!!
دیگه ظهر شده بود . مادرم حتما نگرانم میشد . نمیتونم همیشه توی پارک با دوچرخه برونم . پی تند تند پا زدم که برسم . وقتی رسیدم ، دیدم مادرم روی صندلی نشسته و . ..
درسته هیجان زدس . پرسیدم :سلام . مامان . چی شده ؟ مامانم گفت: سلام مرینت . آره عزیزم . منو بابات داوطلب شدیم به رزمندگان جنگ توی آمریکا و انگلیس کمک کنیم . تو هم خونه میمونی . چند تا مشتری هستن که باید بهشون شیرینی بدی .
از شنیدن این خبر ، ناراحت شدم ?. ولی خودمو خوشحال نشون دادم و گفتم : باشه مامان . خیلی خوبه که میخواین به دیگران کمک کنید . ولی وقتی رفتم تو اتاقم کلی گریه کردم .
فردا کریمسه و خانوادم از بیشم میرن . کارشون حداقل ۲ هفته طول میکشه تا بیان و آلیا نمیتونه تمام مدت پیشم باشه . تیکی اومد بیرون و گفت : زود خودتو نباز مرینت. مطمئنم میتونی یه کار مفید توی این مدت بکنی . گفتم : تیکی . آخه من چی کاار میتونم بکنم ؟
تیکی گفت : خیلی کار ها واسه انجام دادن هست مرینت . این چیزیه که بهش میگن برنامه ریزی . تازه من میتونم با دوستان سرگرمت کنم . پرسیدم منظورت کوامی هاست ؟ گفت : نه بابا . حالا خودت میبینی . پایان فصل ۱
وقتی مامان و بابام رفتن ،شب کریسمس بود . به هر حال ، جلوی بعضی اتفاق ها رو نمیشه گرفت ??
رفتم تو اتاق و کمی با تیکی حرف زدم و بیرون رو نگاه کردم . همه جا حال و هوای کریسمس رو داشت . همه جا، به جز من ?
یهو دیدم یکی از پنجره داره نگاهم میکنه . ترسیدم .
رفتم تو بالکن و نگاهش کردم . ای بابا ، این که کت نوار بود . امشب فقط همینو کم داشتم . به هر حال نگاهش کردم و سلام کردم . جوابمو داد . ولی اونم خوشحال نبود . پرسیدم : چیزی شده ؟ گفت : یکی از کسایی که دوسشون دارم امروز سالگرد مرگشه . دلم براش سوخت . گفتم :اگه میخوای میتونی بیای تو . خلاصه اون شب خیلی بهم خوش گذشت .
خب ... پایان . امید وارم خوشتون اومده باشه ?
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالیه ممنون
جنگ.اخه دو تا شیرینی پز چیکار میخوان بکنن
حالا . میتونن توی بخش پخت و پز یا تو بخش درمان کمک کنن. چی میگفتم آخه
سلام و ممنون از حمایتتون . پارت بعدی گذاشته شده . لطفا بخونیدش و لذت ببرید ?
شما از چجور تستهایی خوشتون میاد؟
قشنگ و زیبا بود حتما ادامه بده
??????
ببخشید میتونم بپرسم شما از چه جور تستا خوشتون میاد؟ مرسی❤
از داستان و سرگرمی و روان شناسی
قشنگ بود
عالی قسمت بعد رو زود بزار و داستان های منم بخون اسم داستانم میراکلس و ۱ داستان دیگه نوشتم فندق شکن چوبی
عالی زودتر قسمت بعد رو بزار