سلام ببخشید دیر شد
از زبون مرینت :هر جا میرفتم یا رام نمیدادن یا از من خوششون نمیومد تا اینکه به یجا دیدم نوشته ما به یه مدل نیاز داریم منم سریع دویدم تو شرکت رفتم از یکی از کارمندای اونجا پرسیدم رییس این شرکت کجاست که گفت بالا سمت راست گفتم ممنون و دویدم بالا بریم پیش الیا :دیدم یکی در زد یه دختر اومد تو گفتم سلام گفت سلام ام راستش من برای کار اومدم گفتم واقعا
گفت بله گفتم باشه پس سریع بیابریم اینجا گفت چشم و راه افتادیم بردمش اتاق داداشم گفت سلام خواهری
اما تا مرینتو دید عصبانی شد و گفت چرا این گدا رو اوردی اینجا ها 😡😡 مرینت گفت چی تو و دوید و رفت گفتم داداشی چی شد گفت هیچی برای چی ایم دختره ی گدا را اوردی اینجا گفتم اومده برای کار
گفت اوه عمرا من اجازه بدم تو قسمت من مدلم باشه ذهن خیال باطن گفتم هی چرا اینکار میکنی گفت اون از همون گدا های توی خیابون هاست که میشینن و منتظر میمونن یکی بهشون پول بده !! گفتم چی حالا چرا اینطور باهاش رفتار میکنی (با داد گفت )و گفتم من رفتم 😠😠 گفت به سلامت اگه قراره بخواطر اون دختره گدا رابطمون را بهم بزنی درم پشت سرت ببند
گفتم باشه و تق تق (در خورد به هم ) تو ذهنم :وای چقدر محکم خورد به هم و گفتم باورم نمیشه 😕😕 رفتم توی قسمت اصلی شرکت دیدم اون دختره داشت از پله ها میرفت بالا گفتم وایسا...... وایسا........ از زبون مرینت :............ ادامه دارد .............🏃♀🏃♀🏃♂🏃♂ کپی ممنوع 🚫
امید وارم خوشتون اومده باشه
عزیز یک هفته شد چرا پارت بعد را نمی زاری ؟؟
ببخشید من اینترنت ندارم نمیتونم بنویسم
عالیه عالی اجی 💖💖💖
ممنونم اجی💜
چرا پارت بعد نمیاد 😭😭
ببخشید هنوز نزاشتم دلشتم عشق لجباز مینوشتم
منم ۱۰ سالمه عزیزم
💓💓
داستانت خیلی خیلی قشنگ بود.مشتاقانه منتظر بقیشم😍😍
لایک کردم=لایک
حتما
خیلی کم مینویسی پارت بعد رو بیشتر بنویس
چشم من تا پارت ۳ نوشتم از قبل
ععععععااااللللیییییی بود
ممنونم
سلام من ملکه انیمه هستم جانه من پارت بعدی رو بذار و به داستان های منم سر بزن ولی پارته ۴ مشکل داره
باشه ممنون
عالی بود 💐 به تست های منم سر بزن 💐💐
حتما
اها دیدمش تو اکانت قبلیت ولی عالی بودبیییی
چند سالته؟؟
۱۰