اینم از پارت سوم این داستان چند قسمت داره پس برید قسمت های قبل رو بخونید چون به هم مرتبط هستند . توی این قسمت چند روز از آشنایی امی و هنری گذشته . امیدوارم خوشتون بیاد
روی برگ های پاییزی دراز کشیده بودم ، بوی خاک تموم وجودمو فرا گرفته بود . توی رویاهای زیبام غرق شده بودم که توی یک لحظه تمام قصر هایی که سال ها برای ساختنشون زحمت کشیده بودم خراب شد . نزدیک دو سال پیش بود . اون روز تولدم بود ، قرار بود با هم بریم سر قرار .
اون اولین و اخرین عشق زندگیم بود تا اینکه بهم گفت دیگه نمیخواد با من باشه ! . توی اون لحظه هیچ حسی نداشتم و فقط میخواستم روی تختم دراز بکشم ، به خواب برم و دیگه هیچوقت بیدار نشم .اون روز با چشمای گریون به طرف خونه میدویدم. رزا: بازم داری به اون فکر میکنی؟ امی: ? بلند شدم و دستم رو به سمت رزا دراز کردم
امی: میای بریم ؟ رزا: اگه تو میخوای. باشه از اون روز از روز تولد متنفر شدم . برای یک ماه افسردگی گرفتم تا وقتی که یه دوست واقعی پیدا کردم ، کسی که هیچوقت بهم خیانت نمیکنه اون رزا بود کسی که تا الان با من مونده .
چند روز بعد.....
شب بود و هوا ابری بود ، میخواستم یکم قدم بزنم پس لباسام رو عوض کردم یه پلیور سفید شلوار جین، یه ژاکت مشکی ، یه شال گردن سفید ، دستکش های طوسی ام رو پوشیدم و چترم رو برداشتم و رفتم بیرون هوا خیلی سرد بود تو خیابون هنری رو دیدم و محوش شدم خیلی خوش تیپ شده بود
از زبان هنری ....
توی خیابون امی رو دیدم حس میکردم زیبا ترین دختر دنیاست همونجا بود که حس واقعیم رو نسبت بهش فهمیدم . اولین بار که دیدمش خیلی ازش خوشم اومده بود اما الان فهمیدم که عاشقشم !
از زبان امی ....
یه حس عجیبی داشتم حس خیلی خوبی بود انگار توی رویا بودم به خودم اومدم دیدم داریم به هم نگاه میکنیم سریع خودمو جمع کردم ، چترمو باز کردم و به سمتش رفتم امی : سلام، خوبی ؟ هنری : ممنون امی : امم ، میای با هم قدم بزنیم؟ و دستمو به به سمتش دراز کردم ( عکس تست )
از زبان هنری.... توی اون لحظه چشماش زیبا تر از همیشه بودن ، نمیتونستم دست از نگاه کردن به چشمای زیباش بردارم ، امی: هنری! هنری! حالت خوبه؟ هنری : حتما ! و دستشو گرفتم
نتیجه 1
امیدوارم خوشتون اومده باشه ? سعی کردم یکم هیجان انگیزش کنم . بقیش رو توی قسمت بعد مینویسم . اگه خوشتون اومد یا اگر مشکلی داشت بهم بگید( چون خیلی به راهنماییتون نیاز دارم) ????
نتیجه 2
امیدوارم خوشتون اومده باشه ? سعی کردم یکم هیجان انگیزش کنم . بقیش رو توی قسمت بعد مینویسم . اگه خوشتون اومد یا اگر مشکلی داشت بهم بگید( چون خیلی به راهنماییتون نیاز دارم) ????
نتیجه 3
امیدوارم خوشتون اومده باشه ? سعی کردم یکم هیجان انگیزش کنم . بقیش رو توی قسمت بعد مینویسم . اگه خوشتون اومد یا اگر مشکلی داشت بهم بگید( چون خیلی به راهنماییتون نیاز دارم) ????
نتیجه 4
امیدوارم خوشتون اومده باشه ? سعی کردم یکم هیجان انگیزش کنم . بقیش رو توی قسمت بعد مینویسم . اگه خوشتون اومد یا اگر مشکلی داشت بهم بگید( چون خیلی به راهنماییتون نیاز دارم) ????
داستان ت افتضاحه
سلام
قسمت ۴ داستان منتشر شد
اميدوارم لذت ببرید
سلام به خوانندگان داستان اوج گرفتن
پارت ۴ آماده هست اما من منتظرم کامنتا بیشتر شه بعد پارت بعدی رو بزارم
ممنون ?
مدیر تست
به نظرتون توی قسمت بعدی داستانو تموم کنم؟
لطفا نظرتونو بهم بگید
نه