هلو^-^-♡ خب فک کنم مشخص شد که این داستان واسه کیه😹لایک کنین انرژی بگیرم حیمممم بفالویین فکرای باحالی تو سرمه😹
موارد پارت قبل✎ :تمرین k/t با جونگ کوک و جیمین و اعتراف استیو به k/t『 ❣ 』
〔●موچی و ☆K/Tاست〕●:هی ....تو حالت خوبه ؟چرا اینجوری رفتار کرد ؟☆:اون ....هف نمیدونم . خیلی گیج شدم . 【یه آه بلند کشیدم و صورتمو گرفتم تویه دستام. 】●:آروم باش همچی درست میشه .☆:مگه میتونی چیزی غیر از اینم بگی .●:به هر حال .الان میخای کجا بری ؟☆:نمیدونم . ولی دلم نمیخاد برم هتل ....کلا نمیخام تا چند هفته دیگه حتی ببینمش .●:پس کجا میخای بری ؟نمیتونی کمپانی بمونی. پس ....☆:پس چی ؟●:میتونی بیای خوابگاه ما !؟ ☆:چی !؟من ...نمیتونم اونجا باشم دردسر میشه بعدشم این غیر ممکنه . ●:فعلا که تنها راه ممکنه . ☆:این تنها راهه؟واقعا ؟نه اینجوری نیست . ●:پس میخای برگردی ؟☆:نه .ولی....من اصلا چجوری باید وارد اونجا بشم منیجرا همه اونجان اجازشو ندارم . ●:خب شاید سخت ولی ...غیر ممکن نیست . ☆:بهتره بهش فک نکنیم اصلا راه خوبی نیست . ●:من با بقیه اعضا حرف میزنم و سعی میکنم یه راه حل پیدا کنم توام بهش فک کن چون اینجوری که میبینم آشفته ای دلت نمیخاد برگردی . ☆:باشه ...ازت ممنونم . ●:فعلا مجبوریم برگردیم کمپانی . 〔جیمین تویه پارک .عکس بالا 〕【جیمین از سر جاش بلند شد و کلاهی که روی سرش بودو کشید پایین تر . بهم اشاره کرد که برم دنبالش . سرمو انداختم پایین و باهاش تا کمپانی پیاده رفتم .اون احساس نگرانی،اضطراب و ترسی که تا چند دقیقه پیشش تو وجودم بودو دیگه نداشتم ،آرامش داشتم و راحت بودم . اتفاقی که افتاده بود برای اولین بارم بود . نمیدونستم چجوری باید باهاش برخورد کنم . شاید اگه به یه نفر میگفتم میتونستم بهتر تصمیم بگیرم . هف دلم واسه عسل تنگ شده . اگه اینجا بود وضعم الان این نبود . به این چیزی فک میکردم و دنبال جیمین میرفتم تا رسیدیم کمپانی . جیمین هرازگاهی به پشت سرش که من داشتم میرفتم نگا میکرد و دوباره به راهش ادامه میداد . تویه کمپانی از راهرو رد شدیم و بعدش رفتیم توی اتاق دنس . رفتم و نشستم رویه صندلی که اونجا بود . 】
【یکم بین پاهامو باز کردم دستامو گذاشتم دو طرف پاهام، سرمو گرفتم بالا و یه نفس عمیق کشیدم .جیمین وایساده بود وسط سالن .】☆:نمیشه . ●:چی ؟☆:من نمیتونم بیام خوابگاه شما . همچین چیزی امکان نداره حتی فک کردن بهشم چیز خوبی نیست مطمئنم چیز خوبی انتظارمو نمیکشه اگه اینکارو بکنم . ●:ما تویه پارک در موردش حرف زدیم . ☆:ولی تو باید اول از همه منیجرا ،کمپانی و اگر یه نفر بفهمه جواب آرمیا رو بدی . من ...میتونم یه خونه واسه خودم پیدا کنم و یه مدت کوتاه اونجا بمونم تا از اینجا بریم .●:برین ؟تو میتونی اینجا باشی ....میتونی با اینکار فرصتای خوبیرو داشته باشی و حتی مدل یا آیدل بشی .یا رقصنده . ☆:من ؟!نمیتونم همچین کاراییرو انجام بدم .بابام اجازه نمیده . ●:هفففف ...با خودم .☆:چی ؟●:گفتم با خودم . من واست یه خونه پیدا میکنم . ☆:نه ...●:گفتم خودم انجامش میدم دیگه . 【داشتیم حرف میزدیم که جونگ کوک در زد و اومد داخل . ساعتو که نگا کردم 2بود وقت تمرین . 】○:اوه سلام . جیمین اینجایی .دیشب چرا خوابگاه نبودی .●:هیچی داشتم تمرین میکردم . ○:اوهوم . با هم آشنا شدین درسته ؟ 【جونگ کوک یه لباس سفید با شلوار کرمی جیب دار و کفش اسپرت سفید پاش بود . 〔عکس بالا 〕】●:آره . ○:خب ...K/Tشی امروز یه بخش دیگه دنسو کار میکنیم . جیمینا تو ...●:من میرم . موفق باشید . ☆:خیلی ممنون خداحافظ .【سعی میکردم خیلی مودبانه صحبت کنم .یه تعظیم کوتاه کردم و جیمین از اتاق رفت بیرون . 】
【جونگ کوک شی چیزایی که دیشب جیمین بهم یاد داده بودو واسم تکرار میکرد ولی چیزی نمیکفتم و فقط انجامش میدادم . 】●:واو کارت عالیه . نسبت به دیروز خیلی سریعتر و عالی شدی . ☆:خیلی ممنون . ●:خب ...من خیلی تشنمه میرم آب بخورم . ☆:اوهوم باشه باشه . 【جونگ کوک رفت و با دو تا بطری آب تویه دستش اومد . یکیشو داد بهم .تعظیم کردم و یه لبخند کوتاه زدم . آب میخوردم و به اتفاقی که افتاده بود فک میکردم . چجوری تونسته بود همچین حرفی بزنه ؟به این که فک میکروم اعصابم خرد میشد بطری آبو فشار دادم و آب پاشید روی جونگ کوک .】☆:وای خدای من . لطفا منو ببخشید حواسم نبود . ●:وای ... هففف اشکالی نداره سرحال تر شدم . 【در حالی که واسه گندی که طده بودم استرس گرفته بودم و قلبم داشت تند میزد ولی جونگ کوک داشت میخندید . 】〔قیافه جونگ کوک وقتی K/Tآب ریخت روش .عکس بالا 〕 【منم کم کم حندم گرفت و همراهش خندیدم . در بطری آب اونم باز بود فشارش داد و آب ریخت روم . 】☆:اوه ...خدای من. من کمتر ریختم تازه از قصد نکردم. ●:ولی خب بالاخره ریختی😂 【دوباره آب ریخت روم منم بطری آبمو دوباره فشار دادم و آب ریختم روش . از جلوش فرار کردم تا نتونه آب بریزه. کل سالن رقصو همینجوری میدویدیم و آب میپاشیدیم روی هم . 】☆:آی دیگه کافیه آبای من تموم شد . ●:مال منم همینطور😂هف چقد باحال بود 😂
از زبان جونگ کوک 【کنارش احساس معذب بودن نمیکردم و راحت بودم . انگار خیلی وقته که پیشم بوده .بعد چند دقیقه که آبامون تموم شد خوابیدیم کف سالن رقص سر و پاهای من به یه طرف و k/Tبه یه طرف دیگه .یکم نفس نفس زدم و دوباره خندیدم . 】●:واوووو☆:چیه ؟●:هیچی فقط بهم خوش گذشته . این موزیک ویدئو قراره خیلی باحال باشه . 【یه لبخند بزرگ زدم و گفتم به نظرم منم اینجوریه از رو زمین بلند شدم و نشستم . 】☆:میتونم یه چیزی بگم ؟●:اوهوم بگو . ☆:راستش ..امروز اصلا روز خوبی نداشتم ....ولی الان حالم بهتر شد . ●:واقعا ؟اوممم میخای راجبش حرف بزنیم ؟☆:نه ...اینجوری راحت ترم . ●:اوهوم ...خوشحالم حالت بهتر شد . خب ...برگردیم سر تمرین ؟☆:البته . 【بلند شدیم شروع کردیم به انجام دادم دنس و خیلی خوب میتونستم انجامش بدم . 】 ҳ̸Ҳ̸ҳ●:خب ...تموم شد تو خیلی خوب دنسای مربوط به خودتو یاد گرفتی . ☆:ممنون . ●:از فردا بیا تا بقیه اعضا تمرین کنیم تا هماهنگ شی . ☆:باشه حتما فقط ....همین ساعت ؟●:آره همین ساعت .همینجا باش . ☆:اوهوم متوجه شدم . ●:برو لباساتو عوض کن ممکنه سرما بخوری . ☆:باشه . 【از اتاق دنس رفتم بیرون و رفتم سر ساک لباسام .لباسایی که واسه بیرونم برداشته بودمو از ساکم در آووردم . لباساییم که خیس شده بودو در آووردم و لباسای بیرونیمو پوشیدم . یه تاپ مشکی با روپوش سفید و شلوار طوسی . 〔عکس بالا 〕】
رجرجرجاجیا
رجهرره۸ره۸
سیلاممم عاجی عالییی بود مثل گل قالیی بود🥰🥰🥰🥰
میسی😻❤
جعر😹💔
وای عالی بود اجی خیلی خوب بود زود پارت بعد و بزار
میسیییییی اینکه چیزی نی😎《عرررررر اولین باره از این استفاده میکنم حس بدی میدههههههه🔫😐》قراره معتاد داستان پرامیس و سوج لاوم بشین😎
اخ پس زود بزار همین طوری که معتاد تو هستیم
سیلاممم..
شقایققق عالییییی بوداااااا♥️
بووووووسسسس😘😘😘😘😘😘😘
محشر بود داستانی ب زیبایی داستانت ندیدم اجی مینی(◍•ᴗ•◍)❤( ˘ ³˘)♥(。♡‿♡。))
بپل بغلم ببینمლ(´ ❥ `ლ)
سیلام عشقم😽💞
میسییییییییییییییی😻❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
آمدم😹
وای اجی خیلی قشنگ بود زود پارت بعد و بزار البته میدونم موقعه امتحانات و از ۲۷ شروع میشه ولی تلاشتو بکن زود بزار تو رو خدا ممنوننننننننن یه عالمه بوسسسس😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋💋
میسی عاجیییی😻❤❤❤❤❤❤
باش سعیمو میکنم😿💔
اسلاید آخر ؟ 😐💔
هق خداااا کاملش نکرده بودم 😣💔
میخاستم بنویسم منتشر شد😐💔💔💔💔💔💔
منو یادت رفته شقایق آرع ؟..
نچ کاملا یادمه مخصوصا پروف کیوتت😹😽💞