
سلام گایز 🐞🍷 چطورید🍷 امدم برا پارت ۲ 🍷❤ امیدوارم راضی باشید 💖

عکس مرینت 👆🏻👆🏻👆🏻 رفتم سمت دریا که یک دفعه سُر خوردم و رفتم تو اب که داشتم خفه میشدم😨😵 ولی بعد از چند دقیقه فهمیدم میتونم نفس بکشم 😄 ولی جای تعجب داشت دورو اطرافم رو دیدم که یک دفعه پاهام رو دیدم تعجب کردم 😨😨😨😨😨من ......من ....... پا نداشتم به جاش دم داشتمم 😨😨😨😨😨😱😱😱😱😱😱😱😵😵😵😵😵😵😵😵☠️☠️☠️☠️☠️☠️☠️☠️ خیلی ترسیده بودم یکم شنا کردم و رفتن جلو که یک دفعه یه پری دریایی دیدم رفتم جلو و بهش گفتم مرینت : سلام اسم من مرینته 😄راستش من به کمک شما احتیاج دارم 😥 الیا : سلام اسم منم الیاست باشه حتما به شما کمک میکنم خوب مشکلتون چیه 🤗 از زبان مرینت من همه چیز رو به الیا توضیح دادم الیا : که اینطور من تاحالا ندیدم که یا انسان تبدیل به پری دریایی بشه 🤔😶 مرینت : اه الیا : خوب معلومه که اینجارو نمیشناسی دوست داری که با من دوست بشی ؟ 😃 مرینت : واقعا جدی میگی 😆 الیا : اره مرینت : معلومه که باهات دوست میشم😆😄 و راستی میگم اینجا مدرسه نداره🤔 ؟ الیا : چرا داره حتا مدرسش هم خوابگاه هم داره من اونجا هستم 😀 مرینت : واقعا چه خوب 🤓ولی من که پول ندارم الیا : پول ؟ پول دیگه چیه 😶😶😶 مرینت : یعنی تو نمیدونی پول چیه ؟ 😳😳😳 الیا : نه 😶چون اینجا همه چیزش رایگانه 😮 مرینت : واقعا چه خوب 😀
نمدادم کجا بودم میریم جایی که الیا مرینتو میبره مدرسه ثبت نام کنه داماکلیز : خوب شما از امشب باید در خوابگاه باشید اتاق شما شماره ۱۲ هستش و هم اتاقیتون (کراشمممم 🤤🤤🤤🤤🤤🤤🤤)ادرین اگراست 💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚 مرینت : اها باش میشه کلیده اتاقمو بدی داماکلیز : بفرمایید مرینت : ممنون داماکلیز : راستی وسایلتون تو اتاقتون هستش مرینت : اها ممنونم خدانگهدار داماکلیز : خدانگهدار الیا : اوهههه پس با اقای اگراست افتادی 😏😏😏خوش شانسیا مرینت : چرااااااا ؟ 🤔 الیا : چون اون زیبا ترین پسر توی اقیانوس هستش 🤗 مرینت : واقعا 😀 الیا : اره همه ی دخترا ارزو دارن با اون باشن مرینت : چه خوش شانسم من 😎..... الیا تو عاشقشی ؟ الیا : نه من عاشق نینو هستم مرینت : اها ...... خوب رسیدیم من برم بای بای 😘 الیا : بای بای کاری داشتی بیا تو اتاق ۱۵ مرینت : باش از زبان ادرین : تو اتاق نشسته بودم که یک دفعه صدای در اومد رفتم باز کردم که یه دختر خیلی خوشگل با موهای بلند ابی که پایینشون صورتی بود و دم صورتی جلوی در بود و گفت مرینت : سلام من تازه ثبت نام کردم و اقای داماکلیز گفت اینجا اتاق من و شماست درسته ؟ ادرین : بله بله بفرمایید مرینت : ممنون ادرین : بفرمایید اینم وسایلتون مرینت : بازم ممنون ادرین: ببخشید میشه بپرسم اسمتون چیه ؟ مرینت : من مرینت دوپن چنگ هستم ادرین : منم ادرین اگراست هستم مرینت : خوب من برم وسایلمو جا به جا کنم
از زبان مرینت : (داره تو دلش حرف میزنه )وااااای اون پسره خیلی خیلی خیلیییییییی خوشگل بود فکر کنم فکر کنم من.......من .....عا .....عاش....عاشقش شدم 😳(هورااااااااااااااا کاره خودمه 😎😎😎😎)حالا بریم پیش ادرین جون 😍 ایشون هم داره تو دلش حرف میزنه ادرین : اون دختره واقعا زیبا بود من تاحالا به زیبایی اون جایی ندیدم 😍😍😍😍😍شاید من عاشقش شدم نه بابا پسر اخه مگه ا م همون دفعه اول که یه نفرو میببنه عاشقش میشه ؟ (من : 😒😒)باید بیشتر باهاش اشنا بشم 😆(من : 😍)
از زبان مرینت : رفتم رو تخت و نشستم تختش تو صدف بود (یه تخت برای ادرین یه تخت برای مرینت)رفتم و رو تخت نشستم یکم فکر کردم و گفتم اینجا واقعا قشنگه که ادرین اومد و گفت میتونم باهات صحبت کنم 🙂 مرینت : حتما 😄 ادرین : خوب تو کجا زندگی میکنی مرینت : خوب راستش ....... (و تمام زندگیشو توضیح داد ببخشید این تیکه رو ننوشتم چون اصلا حالم خوب نیست و فقط به خاطر شما دارم پارت ۲ رو مینویسم) ادرین : یعنی واقعا تو انسان بودی 😳 مرینت : اره ادرین : خوب از این زندگی جدیدت راضی هستی ؟ مرینت : اره چرا نباشم من وقتی انسان بودم بدبخت بودم ولی الان خوشبختم چون زندگی زیر دریا واقعا قشنگه 😍 ادرین : اره راست میگی....... راستی چند سالته ؟ مرینت : ۱۳ سه ماه دیگه میرم تو ۱۴ ...... تو چی تو چند سالته ؟ ادرین : من ۱۴ سالمه و ۴ ماه دیگه میرم تو ۱۵ مرینت : چه جالب ما یک ماه با هم فاصله داریم 🤓راستی زمانی که من انسان بودم یه کتاب راجبه پری دریایی ها خوندم و نوشتم بود اونا پادشاه و ملکه دارن ادرین : اوه اره واقعیه و اسم پادشاه ادوارد میرام و ملکه الیزابت گراهام دونی و اونا دوتا بچه داشتن و یکیشون گم شد و دیگری اسمش ماریا هستش و هنوز هیچی راجب خواهرش نمیدونه مرینت : اوووو حالا اسم اون دختره چی بود ؟ ادرین : با اینکه من پسرخالشم ولی نمیدونم مرینت : چیییییییییییی تو پسرخاله ماریا و اونی که گمشده 😨😨😨 ادرین : اره مگه چیه مرینت : هیچی ادرین : راستی من یه عکس از بچه گیش دارم میخوای نشونت بدم ؟ مرینت : اره

(عکس ادرین 😍) ادرین : بفرما مرینت : چقدر خوشگله😍 و ......چقدر شبیه منه ؟ ! 😶 ادرین : اره راست میگیا مرینت : ادرین نگاه پشت عکس یه چیزی نوشته ادرین : چی مرینت : عکسو بده ادرین : بفرما مرینت : ببین نوشته مرینت 😳😳😳 ادرین : چییییییییی 😲😲😲چرا تا الان ندیدم 🤔...... بدو بریم پیش مامانم مرینت : باش از زبان مرینت : ادرین دستمو گرفت و شنا کردیم سمت در وقتی ادرین درو باز کرد الیا و یه پسره رو دیدیم الیا : اهم اهم کجا تشریف میبرین ؟ ادرین : پیشه ملکه و پادشاه الیا : اوه مزاحم نمیشم برین ادرین و مرینت : خداحافظ الیا و نینو : خداحافظ ادرین : بدو بیاااااا مرینت : باشه ...... ادرین اون پسره مو سیاهه کی بود ؟ ادرین : اون اسمش نینو هستش و د.و.س.ت.پ.س.ر الیا هستش مرینت : اها ..... ادرین تو دوست دختر داری ؟ ادرین : چی من.....نه بابا ولی عاشق یه دختری شدم 😍 مرینت : خوب اون دختر خوش شانس کیه ؟ ادرین : اون ......اون اااا رسیدیم مرینت : باشه ولی بعدا بگو 😋 ادرین : باش 😎
ادرین : زنگ خونه رو زدم و دیدم ناتالی درو باز کرد و گفت : خوش اومدین اقای اگراست🙂و خانم ..... ادرین : دوپن چنگ ☺ ناتالی : اها خانم دوپن چنگ خوش اومدین 🙂 مرینت : ممنونم🤗 ادرین : ممنون ناتالی میشه بگی مادرم کجاست 🤔 ناتالی : ایشون توی اتاقشون هستن 🙂 ادرین : ممنون .....بیا مرینت 😆 مرینت : باشه 😉 ادرین : تق تق تق 🤓 امیلی : کیه 🙂 ادرین : گربه ابی هستم 😉🤓 امیلی : ادرین 😆😆😆😆😆 ادرین : مامانننننن 😆😆😆😆😆😆دلم برات تنگ شده بود 😍😍😍😍😍😍😍😍😍 امیلی : منم همینطور 😍😍😍😍 مرینت : اهم اهم 🙂😐 ادرین : اااااا مامان ایشون .....😀 امیلی : مرینتتتتتتتت 😨😨😨😨 مرینت : امممممم شما از کجا اسم منو میدونی ؟؟؟؟؟ 😶😶😶 ادرین: راست میگه مامان امیلی : یه لحظه گابریللللللللللللل 😱😱😱😱😱😱😱 گابریل : چیه چیه چیشده 😨😨😨😨😨😨😨😨😨 امیلی : بیا اینجا 😱 گابریل : اااا سلام ادرین چیشده امی.......مرینتتتتتتتت 😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱خدای من باور نکردنیه 😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱😱 مرینت : میشه بگید چی شده 🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔 ادرین : راست میگه چی شده 🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔 امیلی : خوب راستش .........

(موی مرینت👆🏻👆🏻👆🏻البته حوصله نداشتم پایینه موهاشو ادیت کنم 😐ولی پایینه موهاش صورتیه 😍مثل موهای من 😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍) امیلی : من باید زنگ بزنم به خواهرم 😨 گابریل : وایسا منم بیام مرینت : اممم ادرین ! 😶 ادرین : بله 😶 مرینت : حال پدر و مادرت خوبه ؟ 😶 ادرین: نمیدونم 😶 مرینت : اها 😶 ادرین : مرینت بیا بریم تو اتاق من 🙂 مرینت : باشه 😶ولی من هنوز در تعجبم 😳😳😳 ادرین : بیا بریم من کلی کتاب دارم مرینت : اااا مگه برگه ها زیر اب خیس نمیشن ؟ 😳😶 ادرین : چرا میشن ولی اینا از جلبک هستن 😉 مرینت : اها .......چه ژانر کتابی داری ؟ 🤗 ادرین: از همه ی ژانر ها 😆 مرینت : عاشقانه چی ؟ 😏 ادرین : دارم 😁 مرینت : 😳 اسمش چیه ؟ ادرین : عشق زیبا😍میخوای 😀 مرینت : اره 😆😆😆😆😆
مرینت : کتاب رو از ادرین گرفتم و نشستم خوندم خیلی قشنگ بود وسطای خوندن بودم که صدای مادر ادرین اومد و ادرین رو صدا زد و ادرین رفت پایین و منم نشستم بقیه رو خوندم بعد از نیم ساعت ادرین اومد با چهره تعجب اومد و رو به من کرد و گفت مامان و بابام با خالم و شهر خالم و دختر خالم پایین منتظرتن 😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳 مرینت : رفتم پایین که یک دفعه............
میره پایین و ادرین ازش خواستگاری میکنه و اونا صاحبه ۳ تا بچه میشن پایان داستان 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 الکی گفتم برین صفحه ی بعدی 🤣🤣🤣🤣🤣🤣😂😂😂😂😂😂
ببخشید کم بود چون الان ساعت ۱۲ شبه و منم خواب دارم ولی باید بیدار ببمونم و فارسی بخونم چون امتحان ترم دارم 😴😴😴😴😴😴😴😴😴😴😴😴😴😴😴😴😴😴😴😴😴😴ولی به خاطره شما کیوتام نوشتم 😘😘😘😘😘😘😘
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خیلی عالیه بازم بنوبس
سلام هنوز پارت بعدی نیومده
سلام نه هنوز
داستانم پارت بعد منتشر شد انجام بده
حتما 😘
عالی بود پارت بعد
ممنون
تو بررسیه 😘
به قرآن وقتی دیدم نوشتی پایان سکته رو زدم بعد دیدم نوشتی الکی گفتم آروم شدم با ما اینکار رو نکن پارت بعدی زود تر
ببخشید 😅😅😅😅
تو بررسیه
جانه من پارت بعدی رو بذار مردم از صبر جانه
تو بررسیه گلم
کی بعدی رو میزاری؟؟
تو بررسیه
پارت بعد داستانم منتشر شد
واقعا چه عالی الان میرم میخونم 😄😄😄
ج.چ:نیار
عالی بود زود بعدی رو بزار
راستی میای اجی شیم؟
ممنون بابت نظر 😘
اره حتما من ترگل هستم و ۱۲ سالمه 😄
نیار
چشم