صدای زوزه ی باد، شبیه ناله ی موجودی باستانی، در اعماق دره ی عظیم و یخ زده میپیچید. دانه های برف، همچون سرنیزه های یخی، صورتها را خراش میدادند و سرمای گزنده، پوست را میسوزاند. آنچه قرار بود یک اردوی آموزشی زمستانی ساده زیر نظر پروفسورهای هاگوارتز باشد، به کابوس شده بود. مسیر بازگشت، ناگهان زیر آوار سنگی که با صدای مهیبی فرو ریخته بود، دفن شد.
15 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
عالی خسته نباشی
من یه انجمن زدم که نویسنده ها اگر ایده کم اوردن یا از قلمشون مطمئن نبودن یا مشکلاتی از این قبیل ، دور هم جمع بشیم به هم کمک کنیم
خوشحال میشم اگر بیای ، تصمیمش با خودت✨
امبریج رو بدید گرگا بخورن خیال همه راحت میشه
فقط دراکو که دنبال باباشه😂😂
راستی چرا عین آدم خودشونو تلپورت نمی کنن.
بسیار عالی🍺🌲👍
سوال:خفن ترین جادوگر های جهان وقتی توی یه دره گیر افتادن چیکار میکنن؟
با جادو از اونجا میان بیرون؟
خیر، میرن چوب جمع میکنن😐!
عجبا.......
تا جایی که طبیعی بود از جادو استفاده کردن
اما اگه قرار بود همه چیز با جادو حل بشه قشنگی این سناریو های کوچیک هم از بین میرفت💆🏻♀
انگار داشتم عمو ولدی از ناکجا آباد ظاهر باشه و بیاد سراغ هری بدبخت سورپرایز شدم😂🤌
انتظار*
دیگه نمیشد ولدی اینجا ولدی اونجا ولدی همه جا
ما به ولدی عادت کردیم دیگه
انتظار عوامل طبیعی رو نداریم🚶♀
دامبلدور بس کن_😭😭
احساس میکنم چیزی غریب در اینجا قدم گذاشته است🗣🗣
😭😭😭
حالا درسته میخوام سر به تن آمبریج نباشه و باهاش حال نمیکنم ولی تو این قضیه خیلی هم بیراه نمیگفت و بقیه باهاش مشکل شخصی داشتن انگار🚶♀🚶♀
موافقم .
عالی بود ایده هات واقعا عالین😍👏🏻👏🏻👏🏻
نظر لطفته
دامبل بعدا هم میتونستی ازینکارا بکنی خب😀
دامبل بس