آیا مرزهای اخلاقی جامعه تعمیمپذیرند؟ (ناظر عزیز به خدا ترسناک نیستتتتتتت)
حتماً برایتان پیش آمده که در یک موقعیت، کاری کنید که در موقعیتی دیگر هرگز انجام نمیدادید. مثلاً ممکن است در یک خیابان شلوغ، زباله را روی زمین بیندازید، اما در یک محله خلوت و تمیز، هرگز این کار را نکنید. یا در یک تصادف، وقتی تنها هستید سریع کمک میکنید، اما وقتی جمعیت زیادی جمع شده، فقط تماشا میکنید. این سؤال پیش میآید: آیا مرزهای اخلاقی ما ثابت هستند یا با تغییر موقعیت جابهجا میشوند؟ آیا کاری که در یک شرایط انجام میدهیم، در شرایط دیگر هم تکرار میشود؟
روانشناسان با دو نظریه معروف به این سؤال پاسخ دادهاند: اثر تماشاگر: این نظریه میگوید: هر چه تعداد افراد حاضر در یک صحنه بیشتر باشد، احتمال کمک کردن کمتر میشود. چرا؟ چون همه فکر میکنند «یکی دیگر کمک میکند» یا «اگر کسی کمک نمیکند، پس حتماً این موقعیت نیاز به کمک ندارد». در واقع، مسئولیت بین همه پخش میشود و هیچکس خود را موظف به اقدام نمیبیند. ماجرای معروف «کیتی جنوویس» در نیویورک نمونه تلخ این پدیده است: دختری در مقابل چشمان ۳۸ نفر به قتل رسید، اما حتی یک نفر با پلیس تماس نگرفت!
سندرم پنجره شکسته: این نظریه میگوید: اگر در یک محله، پنجرهای شکسته باشد و تعمیر نشود، خیلی زود همه پنجرهها شکسته میشوند. نه چون خرابکارها وقت زیاد دارند، بلکه چون پنجره شکسته به همه پیام میدهد: «اینجا قانون معنی ندارد، اینجا کسی اهمیت نمیدهد». پس مردم هم خود را ملزم به رعایت قانون نمیبینند. آزمایش معروف این نظریه: دو ماشین را در دو محله گذاشتند. ماشین اول را دست نخوردند تا وقتی شیشهاش را شکستند؛ چند ساعت بعد کاملاً غارت شده بود!
پس مرزهای اخلاقی تعمیمپذیرند؟ بله، اما نه بر اساس منطق، بلکه بر اساس موقعیت. اخلاقیات ما مثل آب، ظرف خود را میگیرند. اگر جمعیت زیاد باشد، خط قرمز کمک کردن عقبتر میرود. اگر یک پنجره شکسته ببینیم، خط قرمز احترام به اموال عمومی کمرنگتر میشود. این دو نظریه به هم ربط دارند: هر دو میگویند رفتار ما مسری است. بیتفاوتی در جمع، به دیگران هم سرایت میکند. بینظمی کوچک، به بینظمی بزرگ دعوت میکند
و خوب است بدانیم که خوبی هم مسری است! اگر تو در جمع، اولین نفری باشی که کمک میکند، دیگران هم دنبال میکنند. اگر زباله را از روی زمین برداری، به دیگران یاد میدهی که محیط برایشان مهم است.
نظرات بازدیدکنندگان (0)