درود و مهر اول از همه باید بگم که من افتخار نواختن مادر سازها، پیانو رو دارم. پیانو یک ساز رویاییه ولی اون نوازنده ها و آهنگسازا هستن که اون رو به سازی مسحور کننده تبدیل میکنن پس میخوام براتون یکی از اونها رو معرفی کنم.
فرانتس لیست،(Frans Liszt)-مجارستان (۱۸۱۱-۱۸۸۶) فرانس لیست پیانیست با استعدادی بود که نخست، پیانو را از پدرش، آدام لیست، که پیانیستی آماتور بود فرا گرفت. کمی بعد در نه سالگی به کودکی اعجوبه معروف شد که تنها در نه سالگی توانسته بود در شهر رویایی ادینبورگ کنسرتویی از فردیناند ریس به روی صحنه اجرا کند.مدتی بعد خانواده ی او، تمام سرمایه ی خود را گرد هم آوردند تا آن فرانتس نابغه را به وین راهی کنند.تا در آنجا، برجسته ترین استاد موسیقی، کارل چرنی که خود شاگرد بتهوون بود، پیانو را فرا گیرد. این پسر نابغه نوازندگی را از چرنی و آهنگسازی را نزد سالیهری آموخت، کارل و سالیهری به این جوان تهیدست مجاری رایگان آموزش میدادند و مبهوت استعداد اون شده بودند اما چرنی از نبود دیسیپلین در اون بیمناک بود.
با این حال باید بگویم که این پسرک نابغه هیچگاه فرصتی برای آموزش رسمی پیدا نکرد. ناخوشبختانه آدام لیست تمایلی بیمار گونه ای به بهره برداری سریع بود و برای همین فرانتس تنها پس از ۱۸ ماه از راهنمایی های استادانه ی چرنی بی بهره ماند. اما اینجا تازه نقطه ی شروع بود. پدر او مردی سختگیر بود. لیست همانند شوپن و مندلسون نبود که در خانه رفتاری پر از لطف داشته باشد، او مجبور به سفر هایی بود که پدرش برایش ترتیب میداد و در همین حین اپرایی به نام دُن سانچه(Don Sanche) نوشت که در واپسین ماه های سال ۱۸۲۵ در اپرای پاریس به صحنه راه یافت.
لیست آنقدری به پیش رفت که روزهای زندگی اش با پیروزی های مسابقات سپری میشد و حتی در حضور جرج چهارم، شاه انگلستان، به نوازندگی پرداخت؛ یکی از منتقدان وی چنین نوشت:«تنها رقیب لیست ۱۴ ساله، هومر ۴۷ ساله است.» در آن هنگام لیست جوانترین پیانیست در قبیله ی پیانیست های مسافری بود که در جای جای اروپا اجرا داشتند. واقعیت این بود که هیچ پیانیستی تا آن هنگام چنین کامل موفق به فهم رموز نوازندگی برای توده ها پی نبرده بود.
در سال ۱۸۲۷ آدام لیست در جریان همین سفر ها مرگ را پذیرفت و از دنیا رفت. پس از این فرانتس برای امرار معاش خود و مادرش به تدریس موسیقی روی آورد و از صحنه خداحافظی کرد. او که کمی بعد درگیر عشقی رمانتیک با یکی از شاگردان خود که دختری شانزده ساله از طبقه ی اشراف بود بعد از فهم پدر او و واکنش خصمانه یک او افسردگی او را فرا گرفت و به کتابهای مذهبی و عرفانی سپرد و به ندرت به پیانو دست میزد. او پس از دیدار با پاگانینی که خود ویالونیستی اعجوبه بود یه نوازندگی بازگشت. این شیطان ویالونیست که نخستین بار در سال ۱۸۳۲ در پاریس ظاهر شد و همه را دیوانه کرد چنان روی لیست تأثیر گذاشت که او چنین گفت:«چه انسانی! چه ویولونی! خدای من! چه رنج ها و بینواییها و رنجهایی در این چهار سیم نهفته!» پس از کنسرت های پاگانینی زندگی جدیدی برای لیست آغاز شد و اینگونه بود که موسیقی مدرن زاده شد.
هنگامی که لیست دوباره به صحنه بازگشت حضورش حتی از پاگانینی هم پیروزمندانه تر بود. به راستی که او پدر موسیقی مدرن است. او همانی بود که مفهوم رسیتال و کنسرت را در اروپا باب کرد. لیست در طی سال های اوج خود،۶۰ دست لباس گرانبها و ۳۶۰ کراوات از ابریشم خالص(هرکدام برای یک روز از سال) و انبوهی از موهای زرین که تا شانه ای بودند تصویری عینی از یک پیانیست قهرمان در دوره ی رمانتیک جلوه میداد. ارنست لگووه،نمایشنامهنویس فرانسوی، لیست را این گونه توصیف میکند:«او پی در پی موهای بلند خود را با حرکتی به پشت میانداخت... با لبانی لرزان همه گوشه و کنار سالن کنسرت را با نگاه نافذ یک استاد متبسم در نور دید.» او دریافت که شراکت در صحنه با دیگر موسیقیدانان کاریست بیهوده و به همین ترتیب، ابداع دیگری با اصطلاح «رسیتال تکنوازی» مسیر خود را در تاریخ نوازندگی از دیگران مجزا ساخت.
در سال ۱۸۳۹ گامی بزرگ برداشت و اولین رسیتال تکنوازی خود را در میلان به نمایش درآورد. لیست با غرور تمام گفت:« کنسرت، منم!(!Le concert c'est moi)» لیست پیانو را تا سازی با موقعیتی نوپدید برای بیانی صمیمانه و یکدلانه بالا برد. او خود در جایی چنین نوشته:«ببینید، پیانو برای من چون کشتی برای ملوان و چون اسب برای عرب است و شاید از این ها هم بیشتر... پیانو وجود من است، پیانو زبان مادری من است، پیانو زندگی من است... من همه ی رویا ها و خیال ها، همه ی سرخوشی ها و دلتنگی های خود را به اون بازگو میکنم. سیم هایش از فشار هیجان ها و احساساتم مرتعش میشوند و کلاویه هایش حالات روحی ام را بازتاب میدهند.»
وی در ۳۶ سالگی از پا درآمد و صحنه ی کنسرت را تا پایان عمر ۷۵ ساله ی خود ترک کرد و از آن پس تمام انرژی خود را بر آهنگ سازی فعالیت های فرهنگی در وایمار متمرکز ساخت. او در وایمار به سمت آهنگساز دربار منصوب شده بود و قصد داشت آن شهر مسحور کننده را به پیشگام موسیقی در آلمان برآورد و شکوه روزگاران گوته و شیلر را از نو زنده کند. لیست از هنگام اقامت در وایمار سرگرم خیلی عظیمی از شاگردان بود که از تمام دنیا به سوی او میشتفاتند تا رموز پیانو را نزد او فرا گیرند.او کلاس هایش را به صورت گروهی و نه خصوصی برگزار میکرد و عقیده اش در این بود که همواره کلاس های گروهی تأثیر بیشتری بر شاگردان وی میگذارد.
در سراسر قرن نوزدهم، همه بر این موضوع که لیست بزرگترین پیانیستی ست که تا کنون پا به عرصه وجود گذاشته متفق بودند و مانند بت او را ستایش میکردند. بزرگترین شاگرد لیست،کارل تاؤزیگ چنین میگفت:«هیچ بشر فانی ای قادر به رقابت با لیست نیست؛او یکه و تنها بر بلندای هنر مأوا گزیده است.» و روبشتاین هم میگفت:«ما در برابر لیست کودکانی بیش نیستیم.» رلشتاب، منتقد موسیقی، بر این باور بود که« مهم نیست لیست چه قطعه ای مینوازد بلکه مهم این است که او چگونه مینوازد.» سرانجام او دار فانی را وداع گفت و به عمر ۷۵ ساله ی خود پایان داد. سال ها پس از مرگ او بوزنی این گونه نوشت:« ما همه در بنیان خود از وجود او سربرآورده ایم. من خود به فاصله ای که میان من و عظمت او وجود آگاهم: فراز رفتن، تعالی روح و آزادی اهداف او بودند.تنها یک انسان متعالی در تلاش برای تعالی بیشتر است؛ و تنها یک استاد آزاده میتواند آزادی را به دیگران هدیه کند. لیس نماد پیانو فرته شده است:سازی که با او جایگاهی شاهانه یافت تا در خورده دستان استادی مانند او گردد.»
فرانتس لیست در خانه اش در وایمار، اندکی پیش از مرگش
نظرات بازدیدکنندگان (0)