بنشین کنار من و اجازه بده قلمهایمان در کنار یکدیگر به رقص در بیایند ~ ♡
درود، نویسندههای من! امروز میخوام چندتا نکتهی قشنگ و حرفهای برای بهتر شدن داستانهاتون بگم، پس لطفا تا آخر این پست کنارم بمونید.
🩰 اولین نکته: توصیفات زیاد و یکجا ممنوع! اجازه بدید خواننده در طی داستان مشخصات ظاهری رو بفهمه، اگه بخواین همون اول، کل رزومه و شناسنامه و کارت شناسایی طرف رو در یک صفحه بنویسین، داستانتون به شکل گزارش در میاد و نتیجهی خیلی دلچسبی در پی نخواهد داشت. پس به جاش، آروم آروم و در طول داستان مشخصات رو بگین.
🩰 دومین نکته: داستان رو بدون عجله پیش ببرید. سعی کنید خودتون رو جای شخصیتها بذارید، کاملا چیزی که مینویسید رو تصور کنید. اجازه ندید عجله یا خستگیتون باعث بشه داستانتون غیرواقعی و آبکی جلوه کنه. یکی از روشهایی که پیشنهاد میکنم اینه که از اتفاقاتی که توی زندگی واقعی رخ دادن الهام بگیرید و استفاده کنید، اینطوری داستانتون واقعیتر جلوه میکنه.
🩰 سومین نکته: مکالمهها رو به صورت انفرادی پیش نبرید. مکالمه ها نباید طوری به نظر بیاد که انگار یکی از شخصیتها همش حرف میزنه و شخصیت دیگه فقط تاییدش میکنه! بذار همهی شخصیتهات صدا داشته باشن.
و در آخر، میدونم که بعضیهاتون شاید از نوشتن بترسید و بخاطر همین اصلا شروع نکنید، بعضیهاتون هم شروع میکنید و بعد از چندین صفحه نوشتن متوجه میشید که بین کلمات خودتون رو گم کردید. باید بگم که اصلا مهم نیست اگر اولین نسخهی داستانتون عالی نشده، همهی داستانتون رو یکجا ننویسید، تیکه تیکه بنویسید. برید یک چرخی بزنید، کمی از فضای داستان دور بشید و بعد برگردید و چیزی که نوشتید رو چک کنید. معمولا همین جاها میتونید کلی از مطالب بی اهمیت رو خط بزنید و به جاش چیزهای بهتری بنویسید، برخی کلماتتون رو با کلمات زیباتر جایگزین کنید و در نهایت بهترین ورژن از داستانتون رو ارائه بدید.
نظرات بازدیدکنندگان (0)