ببخشید که دیر شد این هم از قسمت چهارم داستان جایی تمام شد که جیسون داشت درباره نفرین ملکه سرزمین ترسناک میگفت
وقتی داشت صحبت میکردبغضی تو صداش بود که اگه دقت نمیکردی متوجه اش نمیشدی انگار غم بزرگی روی دلش سنگینی میکرد میپرسی : نفرین چی بود اروم و زیر لب میگه: مرگ میگی او واقعا متاسفم ادامه میدی میگه پس سرزمین های دیگه برای چی نابود نشدند میگه: به کمک مادر بزرگت ادامه میده سرزمین رمانتیک که شاهش پدر من بود اسیب جزئی دید سرزمین ماجراجویی کلا نابود شد سرزمین علمی تخیلی که ملکه اش مادر من بود میتونم بگم از بیم رفت و ملکه سرزمین تخیلی فانتزی به طور عجیبی ناپدید شد ولی سرزمینش اصلا چیزیش نشد و بقیه هم با مردمش نابود شد چی میگی ؟
میگه چیز زیادی یادم نیست خب اون موقع من یازده سالم بود و جرویس یک سالش خیلی چیز هارو هم از دیگران شنیدم و سرزمین رمانتیک چند ماه بعد رفتن رجینا درست شد میگی رجینا ؟ میگه : اره اسم ملکه ترسناک سرزمین من هم دوسال پیش کار باز سازیش تمام شد و مال تو دو روز قبل اومدنت به خونه مادر بزرگت گفتی بقیه سرزمین ها هم باز سازی میشه میگه : فکر نکنم چون مردمش هم نابود شد ملکه یا پادشاه باید اصالتا مال یه ژانر باشن ( با خودت حرف میزنی ابته تو ذهنت ) میگه چیزی یادش نیست ولی انگار چیزی میدونه که تا عمر داره فراموش نمیکنه یه چیزی صحنه صحنه اش یا کلمه کلمه اش یادش بود و روی دلش سنگینی میکرد همون غم بزرگ . ازش درباره ی اون چیز میپرسی؟
با خودت کلنجار میری که ازش به پرسی یا نه و اخر بهش میگی : چیزی هست که بخوای دربارش حرف بزنی چیزی از ماجرا یه رجینا هست که نگفته باشی میگه نه همش همین بود اصرار میکنی بگه یا نه ؟
با خودت میگی اگه چیزی بود خودش میگفت یا اصلا به من چه داری با خودت فکر میکنی که صدای ی جیسون تو رو به خودت میاره اگه سواله دیگه ای نداری باید به کار های کتاب ها برسم با خودت فکر میکنی که اینکه یه نفر ناراحتی ای داشته باشه که نخواد به هیچکس بگه واقعا درد بزرگی برای همین میگی : انگار یادت رفته من کی هستم از رفتارت تعجب کرده ادامه میدی من ملکه ماجراجویی هستم پس اگه فکر کردی متوجه نمیشم که همه چی رو نگفتی کور خوندی پوز خند میزنه ادامه میدی کنجکاوم بدونم میگه اگه واقعا کنجکاوی باشه و شروع میکنه به تعریف راستش رو بخوای ملکه ریجینا خاله من بود میگی:
$ حرف تو ادامه میده یعنی خواهر مادرم *%# یعنی خواهر مادرم $*%# البته خواهر ناتنی مادرم اون دو تا بر عکس هم بودن این رو اون شب فهمیدم همه جای سرزمین مادرم اتیش گرفته بود ما کنار مادرمون بودیم پدر نمیتونست وارد سرزمین علمی تخیلی بشه برای اینکه رجینا نمیذاشت مادرم جرویس رو داد به من وگفت که برم اما من جرویس رو دادم به یکی از خدمت کار ها تا اون رو به پدرم برسونه و خودم برگشتن با صحنه ای که روبه رو شدم که ......
دور مادرم حلقه اتیش بود و رجینا دستاش رو دور گلو ی مادرم فشار میداد کمی مکث کرد ادمی که مادرم بهش میگفت خواهر و من بهش میگفتم خاله کلمه های اخر مادرم ر هنوز یادمه که بهش میگفت خودت گم کردی رجینا تو کسی من میشناسم نیستی خواهر من این طوری نبود صدای رجینا تا چن روز توی گوشم بود که گفت من خواهر تو نیستم تو من رو خواهرت نمیدونستی و گرنه پشتم وای میستادی مادرم گفت اون کتاب قابل انتشار نبود خودتم این رو خوب میدونی رجینا گفت با این حرف ها هیچی درست نمیشه اما با مرگ کسایی که پشتم رو خالی کردن دلم خنک میشه دستاش رو از روی گلو یه مادرم برداشت مادرم بخش زمین شد و رجینا صدای خنده ها ی شیطانیش بلند تر دویدم سمتش صداش زدم اما اون دیگه صدام رو نمیشنید انتظار داشتم من رو هم بکشه اما اینکار رو نکرد اون شب فهمیدم همه خوبی ها خالم میکرد رو فقط نقش بازی میکرده حتی اگه نقشم نبود فهمیدم اصلا بلد نیست گذشت کنه مادرم بر عکس اون بود و میبخشید و مهربون بود درباره این ئموضوع به هیچکس نگفتم میدونستم همه میدونن اون خواهر مادرمه اما نمیخواستم کسی بدونه لحظه مرگش رو مادرم رو من با چشمام دیدم چی میگی ؟
میگه : نه خودمم این طوری سبک شدم که دربارش با یکی حرف زدم گفتم : البته وقتی ادم درباره چیزی حرفف میزنه سبک میشه دیگه مزاحمتت نمیشم به کارای سر زمینت برس خداحافظ
میری به سر زمینت و مشغول کار هات میشی و اصلا خسته نمیشی چون هیجان داری بالاخره کار هات تموم میشه میری توی اتاقت چیکار میکنی ؟
&*# که یه پاکت روی میز میبینی @ که انی میاد و میگه بانو جینی براتون یه نامه اورده بودم گذاشتمش روی میز میگی باشه و نامه رو بر میداری به نظرت کیه ؟
عجیبه ولی ناشناسه فقط نوشته پس ملکه جدید تو هستی والبته دوشیزه سرزمین قصه ها به زودی میبینمت منتظرم باش و تمام میشه با خودت میگی : یعنی کی میتونه باشه
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
کارت خیلی قشنگه ولی سعی کن یکم بیشتر به ماجرا شاخ و بدگ بدی تو میتونی خیلی بهتر از این صحنه هارو توصیف کنی و مطمئن باش اگر اینکار رو کنی بازخور بیشتری داره ... البته ببخشید این رو براساس تجربه میگم من راضی بودم ادامش بده
اوفففف نمیدونم نامه از طرف کی بوده ولی فقط لطفا بعدی رو بزار