امید وارم خوشتون بیاد و لایک کنید بچه ها باورتون میشه پر بازدید ترین تستم فقد ۲۴ تا لایک داشته چرا لایک نمیکنیددد؟🥺
❤❤❤❤❤ رفتم بالا گفتم - بیایید امادس رز- چی؟ من- ماشین دیگه بک - بدویید مرد باهم چانو بردیم تو ماشین شیومین نشست پشت ماشین سوهو کنارش ون سفید و بزرگ بود صمدلی پشتیشون چن و سهون و کای نشسته بودن پشتشونم منو چان و پشتمونم بک و رز من- رز کیفمو بده رز کیفو داد درشو باز کردم همیشه لوازم پزشکی همراهم بود هرچی نباشه رشته پزشکی خونده بودم بک - میگم تو همیشه اینا رو با خودت میبریاینور اونور؟ من- ساکت چان - وای دارم میمیرم وای من دیگه اینده ای ندارم وای بک به اکسو الا بگو زیاد گریه نکنن من از اون بالا هواشونو دارم من- ببند دهنتو یه دیقه ببینم باید چیکار کنم خوبه فقط دستت تیر خورده تیرو از دستش کشیدم بیرون زخمو پاک کردم و بخیه زدم و باند بستم چان - واووووو دیگه درد مداره فقد یه کوچولو میسوزه من- خوبه شیومین - میگم خیلی خوبه وا ولی الان یه ون سیاه پشت سرمونه و اصلحه هاشونو بیرون اوردن به نظرتون هدفشون ما نیستیم؟ رز - وای خاک عالم من اصلحه ندارم من- خوبه به اپید شما نیستم رز رو فرستادم جلو و رفتم عقب بک رف کنار گوشه پنجره خراش خورده بود مت- بک بهتره بری جلو بک- باشه رف پیش رز و چان با پشت دس زدم رو خراش پنجره اومد پایین شروع کردم تیر اندازی همه داشتن سمت ما شلیک میکردن اما من به زمین تا بلاخره خورد به هدف و تایرا پوکید همون لحظه یه تیر زدم به راننده و یه نفس عمیق کشیدم و برگشتم چان - میگم تو ادمی یا جادوگر؟ رز - ایکیوش بالاس چن - هیییع سوجی دستت به دستم نگاه کردم پر خون بود من- چیزی نیس شیشه رفته توش شیومین - کجا برم من؟ من- برو خونه رییس رز ادرسو بهش بگو رز - اما اگه بریم اونجا اونا میفهمن من- اره راس میگی چان - چطور میفهمن مگه دنبالمونن؟ من - نه خیر امکان داره به ماشینشون رد یاب زده باشن بک - اووووو کای - میگم میدونم درس نیس حالا بگم ولی من گشنمه شیومین - منم 😁 من اون لحظه 🤦🏻♀️🤦🏻♀️ من- رز مجبوریم بریم خونه خودمون رز - باش ادرسو داد شیومین و اونم بردمون پیاده شدیم چان - اینجا ؟ من- اره چان من همون سوجیم ولی الان وقتش نی چان - یعنی چی ؟ اخه ... من- بسه هیس رفتیم داخل خونه من- اتاقا کمه فعلا همینجا میمونیم تا من زنگ بزنم به رییس سهون - چرا به پلیس نمیگی؟ من- هه اگه به پلیس بگیم بیچاره تر از الان میشید جان - به نظر مت بهتره واقعیتو به مون بگید ریگه
❤❤❤❤❤ من- نه رز - سوجی بهشون بگو من- اخه رز رز - سو بهتره بهشون بگیم اینطوری همکاریمون بهتر میشه من - باش همه منتظر نگاه میکردن من- خوب منو چان قبلا با هم دوس بودیم خیلی وقت پیش نزدیک ۱۴ سال چان از اینجا رفت و من به زندگیم ادامه دادم تا اینکه یه روز یه نفر بهم گف جون چان در خطر و به کسی جز ما نمیتونن اعتماد کنن خوب چان داخل گردنبند تو یه یاقوت وجود داره که کسی جز منو رییس کیم و پدرت و همونا که قصد کشتتو دارن خبر ندارن ازش از اون یاقوت فقد همون یه تیکه تو دنیا وجود داره و هر کس که اونو داشته باشه قدرت مند ترین انسان هس چان - یعنی من قدرت مند ترین انسان جهانم و خودم خبر نداشتم؟ من- بعله و اگه دست اونا بیوفته زندگیه همه رو به گند میکشن سهون - خو به پلیس بگو من- بحس قدرت در میون باشه اونا هم از خود بی خود میشن سهون - اوووووو من- بعله برا همین باید در ریم چان - اونوقت تا کی؟ من- نمیدونم گوشیمو در اوردم و به رییس زنگ زدم رییس - سو الان نه خواس قطع کنه که یه جیغ بنفش مایل به قهموه ای کشیدم رییس - ای زههههر مار په چته من با عصبانیت - میدونی ما چقد درد و بدبختی کشیدیم تو یه روز اونوقت اقا دستشون بنده رییس - مگه چیشده من - به ما حمله شد چان تیر خورد ما اواره شدیم تو خیابون من زخم و زیلی شدم و الان خونه خودمونیم رییس - یعنی چان فهمید ؟ من- چاره دیگه ای نداشتیم رییس - خیلی خوب من یه جا جور میکنم ولی فک کنم این شبو همونجا میمونید من- باشه
❤❤❤❤❤ خیلی زود شب شد کل دستام باند بسته بودم همه پایین بودن و سعی میکردن بخندن و امروزو فراموش کنم اومدم پشت حیاط رو صندلی نشستم و چشمامو بستم و زیر لب اهنگ زم زمه میکردم - صدات بد نیس چشمامو باز کردم چان بود چان - دلم برات تنگ شده بود من - دروغ گو چان - چرا اینو میکی من - چون اگه دلت تنگ شده بود دنبالم میومدی چان - خوب اومدم اما کسی خونه نبود من- حتمی سر کار بودم باید تا فردا شبشم منتظرم میموندی چان - باغ تخیلی من- دلم خیلی براش تنگ شده بغلم کرد بغلش گرم بود شروع کردم اشک ریختن چان - الان قهری؟ سرمو اوردم بالا و اشکامو پاک کردم و لب پایینمو اورد بالا و سرمو خکون دادم چان - خیلی کیوت شدی لبخندش خیلی خوشگل بود دوس داشتم همیشه بخنده چان دستشو اورد جلو من- چته؟ چان - رزو بردار لبخندی زدم همیشه وقتی بچه بودیم و باهم قهر میکردیم همین کارو میکرد دستاشو جوری میورد جلو که انگار یه شاخه گل دستشه منم دستمو بردم و جلو برش داشتم و بوش کردم دوباره بغلم کرد و لبخند زد منم یه لبخند زدم همون موقع بک و رز اومدن رز - اوووووو انگار بد موقع اومدیم ما میریم بک - پا هیچی ندیدیم باشه؟ چان - ببند دهنتو بیا بشین اومدن نشستن کم کم همه اومدن شروع کردیم جرعت حقیقت دفه اول افتاد به بک و رز بک - ج یا ح ؟ رز - ج بک - پاشو برو ابی که تو تنگ ماهی رو کابین بودو بخور رز با تردید گف باشه خیلی مغرور بود ولی خیلیم خوشگل بود چشمای ابی ودرشت لبای کوچیک و صورتی بینی ریز و اندام فوق الاده پاشد همه دنبالش رفتیم تنگ رو گرف جلو دهنش یهو بک داد زد - نههههههههه نمیخام زن ایندم دهنش بو ماهی بده اینا رو تند میگف یهو صفت جلو دهنشو گرف همه با چشمای درش نگاهش میکردیم جز چان که با لبخنده خبیثی نگاهش میکرد رز لپاش گل انداخت و تنگو گذاش سر جاش سرشو پایین برد و اومد پیشمون همه- 😈بک - ☺️ رز - 😊 رفتبم نشستیم افتاد برا من و کای کای - ج یا ح ؟ من- ح کای کدوم عضو رو بیشتر دوس داره یهو نگام رف سمت چان سریع نگاهمو گرفتم ازش و دور همه چرخوندم و گفتم - اممم خوب چیزه من همتونو یه اندازه دوس دارم چان و کای- جانم؟🤨😲 من- خو چیه همه رو یه اندازه دوس دارم چان - حتی من؟ من - خوب تو امم تو رو .. یه کوچولوووووو بیشتر کای - 😑 تا نصف شب همینطوری بازی کردیم بعد موقع خواب شد کای - کجا بخوابیم جا نیس من- همه تو پزیرایی بخوابیم چند تایی هم بالا البته اتاقای منو رز هم هس تو هر کدوم دونفر جا میشن
❤❤❤❤❤ چان - من نمیتونم پیش بقیه بخوابم میرم تو اتاق بک - منم من - پس چان و بک تو یه اتاق چان - نه تو هم بیا من - ها؟ چان - چیزه یعنی ... من- من باید اینجا تو پزیرایی بخوابم تا مراقب باشم رز هم بالا بک منم میرم بالا پس چان - نمیدونم چرا یهو دلم خواس پیش بقیه بخوبم همه رفتن بالا بعضی ها تو اتاقا بعضی ها هم تو نشیمن منم پایین بودم نشستم رو مبل و چشمامو بستم احساس کردم چیزیکنارم اومد چشمامو باز کردم چان بود با لبخند نگاهم منکرد من- چته چان- چهارده سال نتونستم بهت خیره بشم حالا میخام از مقعیت استفاده کنم من- خیلی خولی دوباره چشمامو بستم اما نگاهش روم بود احساس میکردم اذیت میشم چشمامو باز کردم هنوز نگام میکرد اخم کردم و گفتم اوف بسه دیگه چان - راستی ون رو هنوز از جلو در برنداشتیا من- هیییع وای یادم رف یعنی تا حالا میدونستن اینجاییم ؟ چان - فک کنم سریع پاشدم و رفتم تو ماشین چانم اومد پاشم روشنش کردم و راه افتادم ماشینو بردیم یه جای خیلی دور و سوت و کور پارک کردم با چان پیاده شدیم چان - حالا چیکار کنیم؟ من- بر میگردیم خونه همینطوری راه میرفتیم که بارون گرفت رفتیم زیر یه درخت دوباره چان شروع کرد نگاه کردن من- عهههه بسه دیگه چرا انقد نگا میکنی ادم ندیدی اذیت میشمممم چان - ادم زیاد دیدم فرشته ندیدم راستی میدونستی اثلا تغیر نکردی ؟ من- از چه لحاظ؟ من که خیلی تغیر کردم چان - نه هنوزم خوشگل و لجباز و شر و شیطون و غر غروییمن- عه پس تو هم اثلا تغیر نکردی فک گنم هنوزم قلقلیت لشه اگه دس بزنم به گوشات چان- چی؟ شروع کردم دوییدم دنبالش اونم میدویید و میخندید چان - کوتوله خانم من پاهام بلنده عمرن بهم برسی من- که اینطور سرعتمو بیشتر کردم و رسیدم بهش و گوشاشو گرفتم چان- ای ای غلط کردم ببخشید ولش کردم و گفتم من- دیدی تغیر نکردی😎 حالا اون افتاد دنبالم...
❤❤❤❤❤ بلاخره رسیدیم خونه همونجا رو مبل نشستیم و منتظر موندیم صبح بشه کم کم چشمام گرم شد و خوابیدم صبح بیدار شدم بک و رز دوباره اومده بودن بالا سرمون رز - نه نه انگار بین شما چیزی هس من- ببند دهنتو اول صبح یه نگاه به خودم کردم سرم رو شونه چان بود سریع بلند شدم و گفتم - منفقد خوابم برده بود و رفتم دس صورتمو بشورم بک - چان پاشو چان- ها؟ چی شده ؟ حمله کردن؟ بک - پاشو از همه جا بیخبر برو دس صورتتو بشور رییس زنگ زد ( مکالمه منو رییس من- رییسم با / ) - الو سلام رییس کیم / سلام خبری چیزی جدید هس؟ - نه رییس / خوبه جمع کنید یه خونه پیدا کردم - چشم بای قطع کرد من- رییس خونه پیدا کرده شیومین - اخییی دلم برا تخت تنگیده دیشب کمرم شکس سوهو - منم همینطور بعد صبحونه رفتیم بیرون تا ون مشکی اومد سوار شدیم بک - سوهو برنامه ها خیلی وقته عقب چیکار میخای بکنی سوهو- فعلا باید چند روز ی همه چیو عقب بندازیم بک- باش تلفن سوهو زنگ خورد سوهو- وای منجیر ناسای چن- وای حالا چی بشمیگی سوهو - نمسدونم ( مکالمه منجیر ناسای و سوهو با علامت€ منجیر ناسای با£ ) € علو سلام £ شما هااااا کجاااایییدددددددددد ؟؟؟؟ € ناسای حال بک و دی او خوب نیس زیاد یه سرما خوردگی بد گرفتن ما چند وقت از اینجا میریم تا حالشون خوب شه £ کجا میرید؟ سوهو موند پشت تلفن بهمون علامت میداد که حالا چی بگم £ سوهو چی شد با توام ما هم این چی داشتیم نگاش میکردیم بدبخت هول شد گوشی رو غطع کرد سوهو- وای خدا معلم دبیرستانم انقد بهم استرس نمیده خندیدیم رفتیم خونه ای که رییس گفته بود هرکس داخل اتاقی موند اتاقاش زیاد بود هر کی یه اتاق بر داشت شیومین - من گشنمه بک- سوهو- خاک تو سرت بیا بیرونو نگاه کن چقد خوشگله بعد توگوشنته ؟ شیو- چه ربطی داره دی او- من میرم یه چی درس کنم بخوریم ...
اینم از این لایک کنید و کامنت بزارید راستی امروز ۱۰۰تایی شدم🥺❤❤ممنونننننن و اینکه برو بعدی چالش دارم راستی الان ساعت ۱:۳۴ دقیقه شبه من الان نشستم دارم مینویسم بعد تو اون انگشت مبارکو تکون نمیدی لایک کنی؟ 😲🤨
پارت بعدیو میخوااام😣😥
گذاشتم نمیدونم چرا نمیاد تست هایی که بعدش درس گرده بودم اکمده اما اون نه 😫
😢😢
خییلللییی خوبب بوود😀😄😍😍😍😍😍😍
خوشحالم دوس داشتییییی🤩😍❤🍫⚘