سلام 😁خوبین با امتحانات مستمری چیکار میکنین 😆خب تا وقت رو تلف نکردیم بریم سراغ داستان 😝😉
از زبان مرینت❤ داشتم از خونه خارج میشدم تا برم مدرسه که یهو لوکا رو دیدم که با چرخ جلو در خونه بود تا منو دید گفت سلام مرینت صبحت بخیر میگم میخوای امروز ببرمت مدرسه 🤗منم دیدم اگه قبول کنم ادرین از دستم عصبانی میشه 😕و خودشم خودم دوست نداشتم به خاطر اتفاق دیروز با اون باشم 😪پس گفتم نه لوکا خودم میرم گفت هر جور راحتی 🙂ادامه از زبان کاگامی 💚
امروز اخرین فرصت من است و باید درست ازش استفاده کنم وقرنه اون مرینت مال ادرین میشه خب نقشه رو یه بار مرور کنیم 😈میرم سر کلاس و میشینم پیش ادرین بعد لوکا هم پیش مرینت و کار بعدی رو انجام میدم 😈😈😈از زبان ادرین 💜پلگ داری چیکار میکنی 😂هیچی دارم پنیر میخورم 😀پلگ از دست تو خب بزن بریم مدرسه تا انظباط کم نکردن 😅
از زبان راوی داستان 😌خب همگی بریم مدرسه 🤗مرینت داشت میشت جای همیشگی که لوکا گفت خانم خیلی ببخشید میشه پیش مرینت بشنیم با هم قرار گذاشتیم اونجا بشینیم که یهو ادرین قیافش عوض شد و در همین حین کاگامی اومد و گفت خانم اجازه من میخوام پیش ادرین بشینم اشکال دارم دیروز گفتم بهم توضیح بده 😊که قیافه مرینت هم عین ادرین شد اگه بخوام قیافه هاشون رو بگم اینطور بودن 😔😡
از زبان مرینت ❤از ادرین خیلی عصبانی بودم رفتم پیشش و گفتم ادرین تو که میگفتی کاگامی منو انداخته پایین(اینو با بغض گفت) چطور میتونی بزاری پیشت بشینه هنوز سوال رو هم از دیروز هماهنگ کردین 😒😭که ادرین گفت مرینت من هیچ کاری نکردم به خدا این کاگامی از خودش در اورده و راستی تو چرا با لوکا هماهنگ کرده بودی تا کنارت بشینه که گفت من نکردم خودش گفت بعد هر دو با نارحتی گفتن خداحافظ تا ابد 😢🥺😥
از زبان کاگامی💚 افرین لوکا کارت حرف نداشت 😍خیلی خوب وقت انجام مرحله بعد است 😈خب حالا بریم پیش ادرین تا دلش رو بدست بیارم😏😎از زبان ادرین 💜کاگامی پیام فرستاده نوشته میخوای بیام پیشت منم گفتم باشه 😔از زبان مرینت ❤واقعا تیکی ادرین چطور تونست اون کارو بکنه راستی اون لوکا کجاست من بگم چیکار کرده 😡
از زبان راوی داستان 😌خب لوکا الان پیش مرینت هست و کاگامی هم پیش ادرین 😛خب بریم ببینیم چه نقشه ای داره کاگامی💚 ادرین من چند بار گفتم این دختره به درد تو نمیخوره دیدی با لوکا هماهنگ کرده بودن 👿راست میگی ولی تو چرا دروغ گفتی چون میخواستم پیش تو باشم 😒چی تو دورغ گفتی یعنی لوکا هم دروغ گفت مگه نه بزار به مرینت خبر بدم 🥶نخیرم ادرین اگه یک کلمه هم بکنی مرینت میمیره به نفع تو هست تا گفته های منو بکنی ☺چی- باید با من ازدواج کنی 😼نخیرم چرا میکنی وگرنه مرینت میمیره 💔باشه فردا ازدواج میکنیم😔از زبان ادرین 💜رفتم پیش مرینت و گفتم مرینت منو کاگامی با هم ازدواح میکنیم 💔تو هم خوشبخت باشی 💔که مرینت گفت نه ادرین تو رو خدا نه 😥😥😢😢🥺🥺
از زبان کاگامی 💚 شاه و مات مرینت کارت تمومه ادرین مال من شد 👿👿👿از زبان تیکی 🐞مرینت تورو خدا بسه این همه گریه نکن خواهش میکنم 🥺😔نه تیکی ادرین منو ول کرد و رفت چطور ببخشمش 😢
از زبان راوی داستان 😌مرینت داشت گریه میکرد ادرین غمگین کاگامی خوش حال و لوکا علاف 😐خب بزار ببینیم در پارت های بعدی چه اتفاقی میوفته 😘
خب اینم از این پارت امیدوارم خوشتون بیاد 😄❤بریم ببینیم در پارت بعد چه اتفاقاتی میوفته 💓
انچه خواهید دید:ادرین اگراست ایا مایل هستید با خانم توسورگی ازدواج کنین......... ادرین من رو ول نکن 🖤.......مرینت مواظب باش ......خواهر تو چی کار کردی 😨
عالی بود عزیزم 💞💕
پارت بعد رو هم بزار 😘😉
باشه ولی بعد از اتمام امتحان های ترم دوم.... 🤗
عالی بود ممنون
😚☺🤞🙏
خیلی خیلی خیلی عالی بود 💞💞💞💞💞💞💞
لطفاً پارت بعدی رو زود تر بذار 🙏🙏🙃
راستی من یه تست نوشتم در مورد میراکیلس بیداری/ اویکینگ و همه چیز رو در موردش توضیح دادم اگه میخوای بهش سر بزن و نظرتو راجبش بهم بگو😁💖💞♥️
ممنون 🥰حتما میخونم 😚