سلام دوستان این اولین تستم هست امید وارم خوشتون بیاد اسم شما جینی هست شما دختر بازیگوشی هستید و عاشق کتاب خوندن و یه مادر بزرگ دارید که به نظر شما عجیب و غریب است شما هر سال تابستان به دیدنش میروید
مامانت صدات میکنه دخترم امده ای وقت رفتنه میگی بله مامان و چمدونت رو از پله ها پایین میاری پدرت چمدون رو تو ماشین میزاره و بعد سوار میشی بعد تو مادرت سوار میشین تو این فکری که لباست برای یه راه دو ساعته خوب هست یانه چی پوشیدی؟
یه ساعت هست که را افتادید دارید به مادر بزرگ تون فکر میکنید درسته یکم عجیب قریب بود اما خیلی مهربون بود و شما اون رو خیلی دوست داشتید هر سال تابستان به اونجا میرفتید اما فقط ده روز شما دوس داشتید سه ماه تابستان رو پیش مارد بزرگتون باشین....
با دیدن خونه مادر بزرگ از خوشحالی ارام و قرار نداری در خونه مادر برزگ رو میزنی و مامان بزرگت در خونه ی نقلی و خوشگلش رو برات باز میکنه تا میبینیش میپری بغلش اونم میگه چطوری نوه ی کوچولو ی من همیشه بهت میگه کوچولو با اینکه بزرگ شدی میری داخل اول از همه به چی توجه میکنی؟
مامان بزرگ اومد و گفت چرا اینجا ایستادی عزیزم بیا بریم داخل چی بهش میگی
مامان بزرگ براتون شیرینی میاره میگه یه چیزی بخورین بعد برین استراحت کنین خسته شدین
نیمه شب بیدار میشی و صدای پچ پچ میشنوی بلند میشی و میری بیرون مادر بزرگ رو میبینی با اون گربه که همون موقع گربه شروع به میو میو کردن میکنه مادر برزگت رو صدا میزنی میگه چیزی میخوای دخترم میگی نه فقط یه صدایی شنیدم و میری کنار مادر بزرگ گربه هم میره به صدا ها نگاه میکنی که مادر بزرگ میگه نمیخوای بخوابی تو چی میگی؟
صبح بلند میشی یاد دیشب میفتی با خودت میگی
این ده روز که اینجا بودم خیلی بهم خوش گذشت کاش میشد بیشتر اینجا بمونم که مادر بزرگ صدات زد چی میگفت
میری پیش مامان بزرگ میگه برو اون یکی سینی شیرینی رو بیار عزیزم اخ جون مامان بزرگ مثل هر سال برای رفتنمون هم شیرینی درست کرده و میخاد بزاره بیرون که سرد بشن این یعنی وقت برگشتنه ناراحت میشی اما با لبخند سینی رو به مادر بزرگ میدی دوباره همون گربه هه میاد و میومیو مینه مادر بزرگ بعد از چند دقیقه میگه من باید برم عزیزم
هر جور بود مامان بزرگ رفت و تو موندی شب شد خیلی ناراحت بودی نمیخواستی بخوابی چون اون وقت صبح زود باید میرفتیننیمه شب میری پیش مامان بزرگ و میگی چی میشد اگه نمیرفتیم اخه
نتیجه 1
مادر بزرگ میگه شاید هم موندیدین و یه چشمک میزنه با خودت یعنی چی للطفا بگین کارم چطور بود و اینکه دو رو هم بزارم یا نه
نتیجه 2
مادر بزرگ میگه شاید هم موندیدین و یه چشمک میزنه با خودت یعنی چی لطفا بگین کارم چطور بود و اینکه دو رو هم بزارم یانه
نتیجه 3
مادر بزرگ میگه شاید هم موندیدین و یه چشمک میزنه با خودت یعنی چی لطفا بگین کارم چطور بود و اینکه دو رو هم بزارم یا نه
نتیجه 4
مادر بزرگ میگه شاید هم موندیدین و یه چشمک میزنه با خودت یعنی چی لطفا بگین کارم چطور بود و دو رو هم بزارم یا نه
ببین رمانت قشنگا ولی خیلی وقتتو صرف حرفاشون میکنی به نظرم زود برو سر اصل مطلب💜🤗
عالی بود رفتم بعدی