5 سال پیش 10 اسلاید 67 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (51)
  • سلام
    لطفا این داستانو ولش کنید

























































    زیرا بنده میخواهم..........







































    داستان جدید بنویسم
















    بای

  • خیلی خوب بود .
    مرینت رو نکش خواهش

    • وایییییییییییییی
      من میمیرم برای داستانت عاشقشم😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😋😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍

  • عالی بود
    ج.چ: ازدست دادن حافظه و ایجاد شیپ مریکتی

    • منم هم نظرم 😎👏

  • پارت بعد منو ساعت ۲ نصف شب جون به لب کردی

  • عالی بود گلم

  • حافظشو از دس بده
    عاشق آدرین هم نباشه
    عاشق کت باشه
    تو حالت عادی
    😅😅

    • یعنی شیپ مریکتی 😏😏😏😏😏😏😏😏😏😍😍😍مریکت عشق خودمه

  • اسم دوست منم آناهیتاست
    آنا صداش میزنیم

    • اسمت چیه شاید قبلا با هم دوست بودیم آخه من هرکی دور و ورمه آناهیتا صدام میکنه

  • حافظشو از دست بده

  • چی نوشتی ، اصلا کلاس چندمی
    اصلا من داستانتو نتونستم بخونم

    • امممممممممممم............... کلاس شیشمیم عزیزم تو پارت بعد متوجه میشید

  • تا حالا به داستان کسی نگفتم عالی.حتی به داستان های خودم.ولی داستان شما عالی بود.

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.