5 سال پیش 6 اسلاید 219 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (11)
  • خوبه ولی باباجان یکم بیشتر بنویس کل داستانتو من توی یک صفحه جامیدم
    حداقل یکم صفحه هاشو بیشتر کن مثلا ۱۲ ای بابا من
    😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠😠

  • سلام داستانت عالیه ولی مشکلت اینه ک کم مینویسی ولی باز هم عالیه من تازه با داستانت آشنا شدم وعالیه👌👍👍👍👍👍👍

  • داستان خیلی قشنگیه لطفاً یکم بیشتر بنویس 💐🌹💐

  • داستانت عالیه ولی خیلی کمه
    تا اینجا میتونم خلاصه این ۱۳ قسمت رو بگم که مرینت از آدرین دست کشیده و برای آدرین و آدری و کلویی و خودش لباس طراحی کنه و مامان آلیا به خاطر تهمتی که بهش زدن شرور شد و شرارتش خنصا شد

  • خیلیییییی کم مینویسی😠

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.