امیدوارم لذت ببرید و حمایت ها افزایش پیدا کنه! 🪄
سوفیا همانطور که به تئودور نگاه میکرد با ترش رویی گفت:« خب چرا اینجایی پسر دیوونه؟» تئودور سرش را کج کرد و با دقت بیشتری به سوفیا چشم دوخت و لبخند زد و گفت:« داری زمینو جارو میکنی؟ بزار منم کمکت کنم دختر» و جلو تر آمد و جارو را از دست دخترک کشید. « ازت خوشم میاد، اسمت چیه دختر کوچولو؟» به سوفیا برخورد زیرا او کوچک نبود و در جواب گفت:« کوچولو نیستم!! تو خیلی درازی!»
تئودور بار دیگر خندید. سوفیا با خود فکر کرد که این پسر تا چه حد دیوانه است که انطور میخندد؟ تئودور جارو را از دست سوفیا گرفت و مشغول جارو زدن شد. « اسمم سوفیاست...» تئودور که فهمید دختر لجباز جوابش را داده است همانطور که جارو میزد برقی در چشمانش درخشید:« اسم قشنگیه!» سوفیا کمی سرخ شد و زیر لب تشکری کرد و بعد سعی کرد که جارو را از تئودور بگیرد. تئودور جارو را بالا گرفت و طوری ان را نگه داشت که سوفیا نتواند آن را بگیرد. تئودور گفت:« یه شرط دارم که اگه قبولش کنی جارو رو بهت میدم» سوفیا با کنجکاوی و کمی هم لجبازی لب زد:« چه شرطی اونوقت؟» تئودور گفت:« شرطم اینه که باهام دوست بشی دختر لجباز!
سوفیا با عصبانیت میپرید تا بدون انجام دادن شرط جارو را بگیرد اما با توجه به قد بلند تئودور موفق نشد. تئودور که اشتیاق بیشتری برای اینکار داشت گفت:« پس قبول میکنی؟» سوفیا زیر لب و در حالی که از خشم دندان هایش را به هم میسابید گفت:« ب.. باشه!»
درودد! امیدوارم که خوشتون اومده باشه! ناظر عزیز لطفا منتشر کن؛ راستی باید بگم که باید از دمپایی هایی که بهم پرت میکنید جاخالی بدم چون واقعا خیلی دیر پارت دادم.. بدرود! 🪄
پارتتت بعد
تستت لایک شد کیوت🫂♥
مایل به حمایت از پست آخرم؟؟
میشه خبرم کنی بعدا ساخت پارت ۳؟
اومم... بهت پیام بدم؟
آره حتماااا😂🤭
لطفااا پارت بعدیییییی🥲🥲
میدمم بعدا❤️🩹