خب این از داستانم بعد از سال ها داستانم رو گذاشتم بخونین و کیف کنید 💖💔کمی غمگین هست💔یدونه دیگع داستان گذاشتم اون کلا باید بخندی تو اون🤣😁😎
امروز قرار بود بره مدرسه جدیدش به خاطر نمره ها خوبش انتقالی میشد به مدرسه ی دیگع بدون پولی مجبور بود قبول کنه چون به مدرسه ی برادرش نزدیک بود و هم به کار شیفتش نزدیک بود تقریبا رسیده بود به مدرسه حیاط مدرسه بود که دیدی چند نفر رو دارن اذیت میکنن شنیده بود زور گویی زیاد بود تو این مدرسه دستش رو مشت کرده بود و اخماش رفته بود تو و رفت کنار دختره که که میخواست سیلی به دختره ی زمین بود بزنه گرفت و با اعصبانیت بهش نگاه کرد ایسوال پوزخی زد و گفت: تو همون دانش اموز انتقالی هستی 🤨فکر کنم تو مدرسه قبلیت خیلی لوست کردن و نمیدونی چه رفتاری با من کنی خب چون جدیدی امروز باهات خوب رفتار میکنم حالا اسمت چیه گوگولی؟🤨بعد دستش رو محک از دستش کشید یون: اسمم یون هست و اینکه شما چه مشکلی با این دارین ؟ ایسول: وای خوشم اومد از شجاعتت بعد دست زد افرین پس اسمت مین هست میدونی معنیش چی میشه شجاع ولی بعد ۵ دقیقه دیگه این شجاعتت میره زیر زمین و یه ترسو میشی😂خندید قهقه زد محکم و اینکه مشکل ندارم باهاش من دوست دارم اینو اذیت کنم اون وقت میخوای جلوم رو بگیری دختر جون؟🤨
مین: انقدر بدم میاد از این زورگویی اره میخوام جلوت رو بگیرم میخوای چیکار کنی؟ با اوج اعصبانیت این حرف رو گفت ایسول : خواست با نوک انگشتش به سرش دست بزنه حرف مفت بزنه ولی اون انگشتش رو گرفت تویه یه دقیقه کاری کرد که ایسول زانو بزنه جلوی دختری که میخواست اذیتش کنه بعد دوست های ایسول اومد و میخواستن حمله ور بشن بهش تا ایسول رو ول کنه ولی مین با یه دستش اونا رو هم زانو زد جلوی دختره مین: معذرت خواهی کنید تن صداش انقدر زیاد بود که بقیه بچه ها هم سیخ شدن از ترس اما ایسول لج باز تر از اینا بود ایسول: اون وقت چراا مین دستش رو جوری فشار داد که ایسول داد زد بهتر بگم جیغ زد مین : معذرت میخوای یا بیشتر فشار بدم ایسول: دیونه ول کن مین: نمیخوای🤨ایسول اب دهنش رو به زور قورت داد و گفت : معذرت میخوام جوری که فقط خودش بشنوه مین: نشنیدم چیزی گفتی🤨بلند بگو محکم تر فشارش داد
ایسول: با جیغ گفت معذرت میخوام حالا ول کن مین : پرتش کرد زمین بعد دوتا دوست ایسول جین هو و هانی رفت و گفت : منتظرم هانی چون ترسو بود با شدای لرزون گفت :ببخشید مین: هووففف انگار گروهی صدای لرزونی دارین بلند تر گفتم بلند تر بازم بگم هانی ترسید چشاش رو بستم و گفت:ببخشید دیگع تکرار نیمشه جین هو: ببخشید معذرت میخوام مین ولشون کرد رفت جلوی سونگ (همون دختری که اذیتشون میکرد)با یه لبخند دندونی بهش زد و گفت :حالت خوبه انگار یه دقیقه پیش همون دختر نبود که با اوج اعصبانیت سر ایسول داد میزد دستش رو دراز کرد جلوی سونگ و بلندش کرد و لباس مدرسش که خاک شدع بود خم شد و لباسش رو تمیز کرد با لبخند گفت فکر کنم حالت خوب باشه تازه معاون مدرسه اومد با اعصبانیت بیشتر اومد و گفت ایسول خجالت بکش بازم میخواستی دردسر درست کنی چند بار بهت بگم هر بار صداش بلند و بلند میشد میخواست دخترش سیلی بزنه که
که یون رفت جلو و بهش خورد معاون با اعصبانیت گفت :ایسول باهات تو خونه حرف میزنم و تو دختر امروز روز اولت هست باهات کاری ندارم ولی مواظب حرفات باش بعد رفت دفترش مین با لبخند دوندونی گفت حالت خوبه ایسول 😊ایسول به شیرینی خندش لبخند کوتاهی زد 🙂ولی زود به خودش اومد و گفت :فکر نکن با این کارت میبخشمت😑و رفت سونگ اومد ولش کن 😐💔هر کاری کنی ول کن نیست راستی خودم رو خوب معرفی نکردم من سونگ هستم دستش رو جلو برد منم یونگ مین هستم😊ولیی میتونی بهم مین بگی 😊 سونگ راستی بیا من با دوستم اشنات کنم اهان کیکی اوناهاش بعد به کیکی دست تکون داد کیکی و یورا و ارتمیس اومدن سونگ: بهترین اجی دنیا و مهربون ترین اجی دنیا معرفی میکنم کیکی جونم از بچگی باهاش دوستم و خفن ترینمون هر لحظه میگع موز نخور یوراااا که از خرج اومده با دوستش که اسمش ارتمیس هست خیلی بانمکه و خوشگله سونگ روبه روی ارتمیس کیکی و یورااا کرد و گفت: و اینم قوی ترنمون یونگ مین مین: سلام 😊 کیکی: سلام خوشبختم از دیدنت ارتمیس و یورااا: ماهم خوشبختیم مین : یه لبخند کیوت داد 😊 سونگ
سونگ: اومدن کیکی:کیا یورا: معلومه ۷ نفر رو مخ ارتمیس: حالا ایسول میره میپره بغل جیهوپ اعصاب ادم داغون میشه 😐💔 یورا:یه جوری لوس بازی میارع که ادم میخواد بره جرش بده ارتمیس: باهات موافقم مین: اینا هم باهم انتقالی اومدن و راستی طرف ایسول هستن سونگ: اهوم 😐💔یه جورای اره برادر ایسول هست اون شوگا مین: پس بهتر زود برین کلاس نیمخوام اولین روز مدرسه اخراج بشم😐💔 کیکی: اهوم بزنین بریم داشتن میرفتن به سمت کلاس که یونگی: جای تشریف میبردین 🤨 مین: با ما هستین؟بازم قیافه ی ترسناکش اومد و لحن ترسناکش یونگی انگار باید ادب بشی بعد با انگشتش ۶ نفر فرستاد جلو تا به مین حمله کنن مین شاید کمتر از دو دقیقه شش نفر رو انداخت زمین بعد دستاش رو بهم کوبند تا گرد و خاک بره گفت: همین. چشاش هم ترسناک شده بودن یونگی : امروز روز خوش شانسیت هست مین: ببین امروز هر چی هست دیگه حق ندارین به دوستای من دست بزنین مفهموم شد ؟🤨🤨🤨با لحن سرد گفت ایندفعه یونگی: باشه ولی تو هم سعی نکن به خواهرم دست بزنی ؟وگرنه با من طرفی بعد گفت خانوم کوچولو حالا اسمت چی باشن مین: اولا خانوم کوچولو خاهرته دوما اسمم مین هست حالا برو کنار باید برم دفتر
یونگی: بفرمائید با یه پوز همیشه گیش😏 مین: با چشای ترسناکش به یونگی نگاه کرد و رفت دفتر کیکی: مین واستا بزار ما هم بیایم مین: با یه لبخند کیوت که چاله گونه داشت خیلی زیباتر هم میشد کیکی: هوفف دختر تو چطور میتونی تو یه لحظه ترسناک باشی و تویه لحظه کیوت دلم رفت مین که همین طوری میرفت به سمت دفتر با چشای شیطون گفت:کیکی نکنه عاشقم شدی😁 کیکی: با یه مشت زد تو سرش و گفت راه برو مین: یااااا چرا اون طوری میزنی درد داشت لباشو داد جلو همون لحظه یوراا: بسه حالم بهم خورد 😐💔 ارتمیس: 😂🤣🤣 مین : خب رسیدیم شما این جا باشین من برم دفتر بیام از دفتر اومد بیرون و رفت سمت کلاسشون بین ارتمیس و کیکی نشسته بود یوراا هم اون ور مثل همیشه داشت درس میخوند تنهای ارتمیس و کیکی و مین کلی مخندیدن و کل کلاس به خنده ی مین خیره بودن وقتی مین متوجه شد :یااا اون طوری نگام نکنین خجالت میکشم انگار یه دقیقه پیش نویسنده بود افراد یونگی و ایسول رو با خاک یکسان گرد😂😐💔 کلاسش تموم شد نفساش سنگین شده بودن باز اسپریش رو برداشتم و زد دهنش اروم اروم نفساش منظم شد الان کار شیفت داشت سه تا تا کار شیف داشت به خاطر اینکه پول کرایه رو بده هم برای مدرسه ی خواهرش رو بده شاید هر روز ۴ ساعت میخوابید از شب ساعت ۱۲ تا ساعت ۶ پمپ بنزین بود ۶ می اومد خونه میخوابید ساعت ۸ بلند میشد و میرفت مدرسه تا ساعت ۱ یا ۱۲ مدرسه بود بعدش می اومدم کتابخونه تا ساعت ۴ اونجا بود از ۴ تا ۱۰ رستوران بود هم به عنوان اشپز هم به عنوان گارسون بالاخره کارش تو رستوران تموم شد و رفت خونه رفت جلوی خونه که چیزی رو دید باور نکرد چشاش از ترس پر بود و کلیه هاش خش خش میگرد خب میدونم بد جا کات کردم چون مریضم😁
دوستون دارم بوس رو کلتون💞💖عاشقتونم💖بی زحمت لایکم کن💖😊نکردی هم فدای جونت💖😊
سلام اجییییییییییییییی
فوقالعاده عالییییییییییییییییی بود
مرسی شبنم جونم💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝💝
وای عالی بود...عالی بود...عاااالی بود.
بلع بلع ما اینیم دیع😁✌🏻
اقا من تو معرفی داستان کامنت دادم جواب ندادی...سوال کردم جوابش و میخوام☹
عشقم جواب دادم تو وات به خاهرتم گفتم توئی😁فکر کنم نگفته🤣
نه دیگه...کلا یه چیزی مربوط به منم باشه نمیگه...تو سوال های من و تو کامنتا جواب بده.💜💜💜
باشه😁💖💖💖💖💖✌🏻✌🏻
دارم میمیرم زود پارت بعدو بزار انقدر طولش نده😭😭❤😭
چشم چشم تو فقط نمیر دو روز تو صف برسیه عزیزم 😉
عالی
پارت بعدی رو زود بذار
منتظرم ها 😉
چشم تو صف برسیه 😘😎