سلام پارت ۱ رویای زندگی من لایک و کامنت و فالو یادتون نره💙🖤
از زبان مری : امروز با کلی زحمت از بابام اجازه گرفتم که بزارم تنها برم مدرسه و رزالین رو هم ببرم از زبان آدرین:داشتم مثل همیشه میرفتم مدرسه خیلی خوشحالم که قراره برم مدرسه آدرینا که اونو بزارم مدرسه و خودمم برم مدرسه خودم.امیدوارم طرفدارام نخوان باهام عکس بگیرن. ۱۵ دقیقه بعد ،:رسیدیم مدرسه آدرینا و رفتم اونو گذاشتم مدرسه داشتم میرفتم که یه دختره که موهای آبیش منو یاد آسمون شب مینداخت و چشاشم مثل دریا بود🫧
دیدم که اون مرینت دوپن چنگه که داره عکس میگیره دختر د 🫥 ش 🫧 م💙ن قابلمه ولی فکر کنم شقشاع& شدم توی خیالاتم محو شده بودم که طرفدارام اومدن تا باهام عکس بگیرن باهاشون عکس گرفتم و سوار ماشین شدم تو کل راه به فکر اون دختره بودم خیلی گنشق &بود . رسیدیم مدرسه و رفتم کلاس
از زبان مرینت: با رزالین داشتیم میرفتیم مدرسه که یه مرد پیر رو دیدم که نمیتوانست خوب جلوشو ببینه کم مونده بود که تصادف کنه رفتمو کمکش کردم حرفهای عجیبی میزد یه حسی بهم گفت که ازش دور شم زود از اونجا دور شدیم و رسیدیم به مدرسه رزالین رزالین رو گذاشتم داخل مدرسه و یهو دیدم هوادارام میخوان باهام عکس بگیرن موقع عکس گرفت اونور مدرسه یه پسره که موهاش مثل سیب زمینی گندیده بود و چشاش منو یاد...یاد اِم سبزه های پارک انداخت رو دیدم آهان شناختمش اون آدرین آگرست پسر د 🫥 ش 🫧 م 🖤 ن بابام فکر نمیکردم از نزدیک اینجوری باشه وقتی خیالاتم تموم شد رفتم مدرسه
از زبان آدرین: وقتی از مدرسه خودم دراومدم یه مرد پیر رو دیدم که نمیتوانست خیلی خوب راه بره رفتم و بهش کمک کردم تا بره خونش بعد خودم پیاده به خونه رفتم آدرینا با ماشین رفته بود و وقتی رسیدم خونه بودداشتم میرفتم اتاقم که صدای دادی اومد اون...اون صدای.....
چرا پارت ۴ نزاشتی لطفا بزار
حس کردم بد مینویسم
تا پارت ۷ تو دفترم نوشتم ولی نزاشتم
نههههه بزاررر
خیلیییی خوبههه
❤️
ℳ𝒶𝒽𝒾𝓈𝒶
دلیل زندگیم.. 𝒮𝒶𝓇𝒶
| 2 روز پیش
هنوز تو بررسی هست آیا
------------------------------
بعد دو هفته رد شد بازم گذاشتم بعد یه هفته رد شد الان بازم گذاشتم
پارت بعد رو چهارشنبه گذاشتم تو برسی هست
۲ پارت دیگه گذاشتم پارت ۲ و ۳
خوب بود