ببخشید بابت تاخیرر😖
زویی:شما ها دخالت نکنید ادوار:اینکه خانوادش چیکارن و چه وضعی دارن به تو رب.ط.ی نداره. بگرد دسبندتو پیدا کن از کجا معلوم تو خونه جاش نزاشتی ؟شایدم تو کیفتو خوب نگشتی زویی:هه الان داری میگی من دروغگوام؟ ادوار:از کجا معلوم نباشی
دست لیا رو گر.ف.ت.م و خواستم ببرمش اونور زویی:مرلین...تو که حرفای اینو باور نمیکنی؟میکنی؟ مرلین:به لیا بیشتر از تو اعتماد دارم زویی:هه همتون میبینید این مو.ش کوچولو چطوری مغز اینا رو شس.ت.شو داده؟ مگان:تموم شد؟
زویی؟:تو دیگه کی ای؟ به.ت.و.چ.ه مرلین:تو اینجا چیکار میکنی ؟ مگان:مامان گفت بیام چطور؟ زویی:م...مامان؟...ببخشید نشناحتمتون خواهر مرلینید؟من خودم رو خوب معرفی نکردم زویی هستم. مرلین تاحالا راجبتون نگفته بود مگان:مرلین راجب تو هم به من چیزی نگفته زویی:ها؟حتما یادش رفته مگان:نه، من که فکر نمیکنم...لیا کیه ؟
لیا:م...من مگان:بیا بریم لیا:کجا بریم ؟ مگان:خونه ی ما امروز مهمون مایی...مامانم دعوتت کرده زویی:هاا؟مطمئنی اشتباه نگرفتی؟منظورش من نبودم؟ مگان:مامانم به وضوح گفت لیا آندرسون چطور؟ ادوار:مگه الکیه همینطوری بیاد خونتون؟ مگان:آشنا میزنی...اهااا یادم اومد تو دوست مرلین نیستی ؟
ادوار:هه دوست؟نه دوستش نیستم مگان:چرا خودتی چطوری ادوار کوچولو ادوار:من کوچولو نیستم سر به سرم نزاررر مگان: تو هم باهامون بیا چه اشکالی داره؟...خب سه تاتون بیاید سوار ماشین شید آلیس:چقدر خوشگلی مگان:تو که از من خوشگل تری آلیس:الیسم دوست لیا از دیدنتون خوشوقتم مگان: منم خوشحال شدم به امید دیدار لیا:من...من نمیتونم بیام
مگان:نگران نباش بیا پیش خودم مگان دست لیا رو گرفت و با هم رفتن. منو ادوار هم اونجارو ترک کردیم و زویی رو که درحال منفجر شدن بود رو با بچه های دورش تنها گذاشتیم آلیس:خوشبگذرعع از زبان لیا: مگان خیلی خوشگل بود خیلی هم مهربون.
.سوار ماشین شدیم. خونشون خیلی نزدیک مدرسه بود خیلی خوشگل بود تاحالا تو همچین جایی نرفته بودم(خونه مرلین و مگان👆) ادوار:هه بچه مایدار به تو میگن دیگه مگان:رسیدیم بیاید تو از پله ها رفتیم بالا مامانش جلو در وایساده بود و با لبخند به ما نگاه میکرد
کلارا:خیلی خوش اومدید. عههه ادوار کوچولو هم که اومده ادوار:من کوچولو نیستممم کلارا:تو باید لیا باشی لیا:بله خیلی خوشحالم از دیدنتون کلارا:مرلین خیلی تعریفت رو کرده خیلی خوش اومدی بیا تو مگان:با یونیفورم مدرسه راحتی ؟ لیا:ها؟...بله (مامان مرلین و مگان👆)
مگان:اینجوری نمیشه بیا لباست رو عوض کن بهت لباس میدم لیا:نه نه نه لازم نیست مگان:چونه زدن نداریمم بیا بریم تو خونشون هم کلی پله داشت مگان دست منو گرفت و منو برد بالا تو اتاقش مگان:خبببب بیا ببینیم چی بهت میاد..... کدومشون رو دوست داری ؟ لیا:اینا...اینا خیلی گرونم من نمیتونم بپوشمش مگان:چیکار به گرونیش داری از کدوم خوشت میاد؟ لیا:این
مگان:خیلی سادسس لیا:ولی خوشگله همین قشنگع مگان:باشه بپوشش مگان موهامو درست کرد و باهم رفتیم پایین از زبان مرلین: کارشون خیلی طول کشید و وقتی داشتم میرفتم بالا از اتاق اومدن بیرون ادوار:و... واووو...لیا...خیلی خوشگل شدی هیچی نگفتم فقط بهش نگاه کردم. چشمام تو چشماش قفل شد(لباس لیا)
پایان ناظر جان تلوخدا رد نکن براش زحمت کشیدم ممنونممم (مدل مو لیا)
پارت بعدددددددد بارانننننن
تولو خدا پارت بعدی رو بزار
پارتتتت بعد🤩
پارت بعدددددددددییییییییییی
مرلین خیلی خوبه بچم :((((
ادوار و مگان با هم عالیییین
ادوارد و لیااااااا
ادوارد و لیا
چقدر زیبا بود💛
راستی چرا عکس کلارا و خونشون و...
نبود؟؟؟
ادوارد ومگان؟😭
ادوار و لیاااا😭😭
نه مگان و ادوارد رو دوست ندارمممممم
نمیخوام
مگان اگر خجالتی باشه قشنگ میشه ولیییی
پارت بعدییییییییییییییییی
خیلی خوب بود
ادوارد و مگان میرم با هم ؟