امیدوارم خوشتون بیاد😁🐍🪄
<شخصیت ها> شخصیت اصلی: ا.ت (اسم تو) شخصیت های نیمه اصلی: دریکو،هاگرید،هری،هرماینی،رون و پروفسور های هاگوارتز و دوست صمیمی تو که اسمش رجینا هست بقیه شخصیت های فرعی تو طول داستان معرفی میشن...
مشخصات ا.ت: از یه خانواده اصیل هستی بسیار عزتمند (اینطوری که از کسی کمک نمیگیری) چهره: چهره خودتون یا هر چهرهای رو که دوست دارین تصور کنین خانه هاگوارتز: اسلیترین خیلی شجاع و باهوشی و چون رگ خونیت اصیله تو این گروه افتادی و تقریبا همه ویژگی گروه های دیگرو داری مثل شجاعت باهوش بودن و تقریبا مهربونی
صداشو به واضح شنیدم!! خودش بود مطمئنم! من مطمئنم که سانتور نبود!!! صداش دقیقا همون بود که سال پیش شنیدم! ولی حالا چطوری برگردم و ماجرا رو به بقیه بگم؟.... یهو یه نور از پشت سرم داشت بهم نزدیک میشد چوبمو درآوردم و به سمتش گرفتم... هاگرید:هی تو اینجا چیکار میکنی نمیگی برات خطرناکه؟؟؟ اصلا فکر نکردی که شاید اون موجود این نزدیکیا باشه؟؟.... اوه نباید اینو میگفتم... ا.ت:هاگرید!! پس توام میدونی که اون سانتور نیست!!! پس چرا بهشون نمیگی؟؟ هاگرید:.... ا.ت: جوابمو بده هاگرید!!! هاگرید: خب راستش همه پروفسور ها میدونن ولی وزارت این اجازه رو بهشون نمیده که به بقیه بگن... توام الان باید توی تختت باشی ممکنه برا خودت دردسر درست کنی... ا.ت: آخه این وزارت لع.ن.تی چه مشکلی با زنده موندن داره؟؟؟!!!
(فلش بک به به 3 سال قبل) ا.ت: امروز بلاخره نامه هاگوارتزم به دستم رسید خیلی خوشحال بودم که بلاخره میتونم از این خونه برم!! پدرم داخل وزارت کار میکنه و من از اونجا متنفر بودم چون هروقت منو به اونجا میبرد خیلی حس بدی میگرفتم چون ماگل های زیادی رو میدیدم که آزارشون میدادن... و بابا هم از اون ها حمایت میکرد!! (یک ماه بعد) ا.ت: الان یکماه از تحصیل من تو هاگوارتز میگذره و خب تو گروه اسلیترینم خداروشکر تونستم چند تا دوست پیدا کنم... هم اتاقیم رجینا از خیلی وقت پیش دوستمه و خوشحالم که باهم هم اتاقی شدیم و کلی آتیش میسوزونیم... یه پسره هم هست که کلی اذیتش میکنیم فکر کنم اسمش دراکوعه خلاصه سرگرمی جالبیه😂😂
ا.ت: امروز با پروفسور اسنیپ کلاس معجون سازی دارم و مثل همیشه دیر رسیدم برای همین تنبیه شدم و حالا مجبورم تو مرتب کردن انبار پروفسور اسنیپ بهش کمک کنم! تو راه رفتن به انبار دیدم که مالفوی هم با یه قیافه اخمو و مزخرف داره به سمت انبار حرکت میکنه! وقتی رسیدم از پروفسور پرسیدم که مگه من تنبیه نشده بودم پس این اینجا چیکار میکنه؟ اسنیپ: خانم ا.ت انگار فقط شما نبودید که دیر کردید آقای مالفوی هم امروز کلاس رو پیچوندن و به ولگردی داخل سالن اسلیترین پرداختند! خب برای شما بد هم نشد اون میتونه تو کار ها به شما کمک کنه ا.ت: بله پروفسور اسنیپ: حالا من باید برای رسیدن به یکسری از کارها جایی برم دو ساعت فرصت دارید که کار هارو تموم کنید!
اسلاید اضافه...
نتیجه 1
خب بچه ها امیدوارم خوشتون اومده باشه و واقعا برای شما کاری نداره که اون قلب رو قرمز کنید❤️🥲 ناظر کلی زحمت کشیدم و فکر کردم لطفا منتشر کن🤍✨️ اگه میخواین که ادامه بدم حتما توی کامنتا بهم بگین فعلا🐍🪄
نتیجه 2
خب بچه ها امیدوارم خوشتون اومده باشه و واقعا برای شما کاری نداره که اون قلب رو قرمز کنید❤️🥲 ناظر کلی زحمت کشیدم و فکر کردم لطفا منتشر کن🤍✨️ اگه میخواین که ادامه بدم حتما توی کامنتا بهم بگین فعلا🐍🪄
نتیجه 3
خب بچه ها امیدوارم خوشتون اومده باشه و واقعا برای شما کاری نداره که اون قلب رو قرمز کنید❤️🥲 ناظر کلی زحمت کشیدم و فکر کردم لطفا منتشر کن🤍✨️ اگه میخواین که ادامه بدم حتما توی کامنتا بهم بگین فعلا🐍🪄
نتیجه 4
خب بچه ها امیدوارم خوشتون اومده باشه و واقعا برای شما کاری نداره که اون قلب رو قرمز کنید❤️🥲 ناظر کلی زحمت کشیدم و فکر کردم لطفا منتشر کن🤍✨️ اگه میخواین که ادامه بدم حتما توی کامنتا بهم بگین فعلا🐍🪄
سلام من تازه پیچ زدم و ممنون میشم ازم حمایت کنید و فالوم کنید
ادمین اگر بدت اومد پاک کن اگر نه پین کن
Great💚
تندتند پارت بزار 🌱
چشم حتما🐍🪄😁✨️
عالی بود حتما ادامه بده:))) 🫀🫂🐍💚 🖤
خوشحالم که خوشت اومده چشم حتما🥲🐍🪄✨️
لاو یو:))) 🖤 💚🐍🫂🫀