
بچها واقعا از حمایت تاتون ممنونممممم♡♡♡♡
واقعیت از این لحاظ شناختمت هنوز جای زدن اون شبت نرفته ها! فلش بک: +عععععع برو اونورتر بخواب خا مریض:/ -نمیخواممم +غلط کردی نمیخوای رو تخت من ک خوابیدی پروو بازی هم که در میاری! و شروع کردم انداختنش به پایین! پایان فلش بک با یاداوری اون شب سرمو انداختم پایین و خندیدم.همینجوری راه میرفتیم تا رسیدیم به خوبگاه درو باز کرد تا رسیدم تو اتاق خودمو ولو کردم رو تخت به ۵ دقیقه نکشید که خوابم برد،فقط فهمیدم که ی نفر پتو کشید روم. امروز روز اخره!واقعا یک سال تحصیلی گذشت!رفتیم سرسرا،همجا تاریک بود،بدون سر و صدا!
_امروز،تایید میکنیم...که ضایعه ی واقعا بزرگی داشتیم.سدریک دیگوری،همونطور که میدونید...بسیار سختکوش...بی اندلزه درست کار...و از همه مهمتر...دوستی بسیار وفادار بود. بنابراین،به نظرم حق شماست که بدونید دقیقا چتور از دنیا رفت.میدونین...سدریک دیگوری به دست لرد ولدمورت به قتل رسید.وزارت سحر و جادو مخالف گفتن این موضوع به شماست.اما نگفتن این حقیقت،به نظرم توهین به خاطره ی اونه.حالا دردی که این ضایعه ی وحشتناک در دل ما گذاشته،به من یاداوری میکنه،به ما یاداوری میکنه، که اگرچه در جاهای مختلفی زاده شدیم و به زبان های مختلفی حرف میزنیم قلب ما باهم میتپد.با در نظر گرفتن حوادث اخیر پیوند های دوستانه ای که امسال ایجاد کرده ایم مهمتر از هر زمانی خواهد بود.اگر این رو به خاطر بسپارید، مرگ سدریک دیگوری بیهوده نخواهد بود.اگر
این رو به خاطر بسپارید پسری رو گرامی خواهیم داشت که...مهربان درستکار،شجاع و وفادار بود.درست تا اخرین لحظه.تنها ادمی که شاهد لحظه ی مرگ اون پسر بود دوشیزه اسلیتیرین بود! سرمو گرفتم بالا اشکام دیدمو تاریک کرده بود! اروم از صف اومدم بیرون!
بچهای هافلپاف، اسلیتیرین،گیریفیندور،ریونکلاو،شماها فکر میکنید که من میتونستم و کاری نکردم من شاهد مرگش بودم!خواستم اما نشد منو بست به ی جایی،که اصن نمیدونم چی بود!سدریک دیگوری دوست من بود،واقعا پسری مهربون،فداکار و وفادار بود و من تا اخرین لحظه اونو دوست خودم میدونم!ببخشید،من دیگه نمیتونم! از روی سکو اومدم پایین و رفتم سمت در
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نایس بیبی
مث همیشه عاولی✨