های گایز،ی مسئله ای هست که باید بگم،شاید دیگه داستانو نذارم،چرا؟ حمایتش خیلی کمه،نه لایکی،نه کامنتی...من واسه همین نزدیک ۲ ماه پارت جدیدو نذاشتم دیه!اگه قول میدین که حمایتش کنین،منم میزارمش♡
دوباره صداعه اومد! =اونو ول کن،جی اف پسرمه! +بشین بابا مسخره الان فک کردی،خیلی با نمکی؟من خودم بی اف دارم به چه قشن...وایسا ببینم،تو ولدمورتی؟بابای متیو و عموی تام؟ همون لحظه پتی گرو ولدمورتو انداخت تو دیگ،و اون تبدیل شد به خود واقعی ایش!یعنی همون بریخت کچل! رفت سمت پیتر پتی گرو،استینشو زد بالا و با چوبدستیش زد رو علامتش! همون لحظه یک عالمه ادم ربختن اونجا! =دوستان عزیزمممممممم خوشحالم که میبینمتون،یعنی واقعا خاک تو سرتون که نگشتین دنبالم! دونه دونه نقاباشونو برراشت و اسماشونو صدا کرد!رسید به مالفوی!لوسیوس ملفوی! _لرد ولدمورت،بخدا تمام تلاشمو کردم! =نکردی لوسیوس،ولی حالا عب نداره! دیگه کفری شدم که منو نادیده میگیرن!
+هوی داداش من دارم اینجا له میشما! =او بعلع،ربکا جو اسلیترین!از خاندان بزرگ،اسلیترین!جی اف متیو،اره؟ +با اجازتون،مشکلیه؟ =چرا باید مشکلی باشه؟اتفاقا خیلی خوبه که متیو ی همچین دختر قشنگیو به عنوان جی اف داره! +بعله شما نظر لطفته! همچنان داشت همینجوری پیش میرفت که با هری دوئل راه افتاد،هری از اون وسط گفت:واسه چی وایسادی،برو من برمیگردم! باشه گفتمو با جسد سدریک برگشتم پیش جام دستم که بهش خورد برگشتیم تو هاگوارتز نمیدونستم از ترس چیکار کنم!موقع ای که بچها واسه برد تو زمین شادی میکردن من بلند بلند گریه میکردم! ~ساکتتتتتتتت،ربکا چی شده؟ +برگشته،اون برگشته،سدریکو کشت بلند بلند داد زدم:ولدمورت،برگشته،سدریکو کشت، ازحالت روح به ی جسم کامل در اومده! متیو از سکو اومد پایین و دویید سمتم،انقدی حتی جون نداشتم که صداش کنم بیاد سمتم،خودش تن تن
اومد سمتم سرمو گرفت بغلش موهامو بو کرد:اخ...نمیدونی چقد نگرانت بودم بیبی!بیا بریم اروم،پاشو! ارم دستمو گرفت بلندم کرد رفتیم سمت قلعه! +متیو...من دیدمش...باباتو دیدم...ولی جدا خیلی بیریخته ها!نه؟ خندیدو گف:ببین تو الان داری اینو میگی،از دور میگی کچل بیریخت،من با این ادم زندگی کردم،بمیرم برات! +وا چرا؟ -بگیرمت باید با این یجا زندگی کنی! +کی گفته من زنت میشم؟ -مگه نمیشی؟ +نه...به من میگن گل پری...دل نمیدم سرسری...با لباسای زرزری...دل میبیرم از هر کسی...من اینجوریم هیچکسی نمیرسه به من از وری...دخترمو ناز پری اسم منه گل پری! همینجوری که میخوندم باهاش میرقصیدم،نمیدونم چرا تغییر مودم اینجوریه!بخدا خیلی جاها پدرمو دراورده،مثلا:سر مراسم بابامینا،داشتم عر میزدم که یکی گفت:هرچی عمر شماست بقای خاک اونا باشه من ترکیدم! همون لحظه زدم زیر خنده که با تعجب بهم نگاه کرد!براش تعریف کردم
اونم کلا اشکاش در اومده بود انقد خندید! نمیدونم چرا کلا با خندیدن این بشر تو دلم پروانه به وجود میاد! +هی...حالا به دل نگیر!بعدد یه چی...تو الان نمیخوای سعی کنی مخ منو بزنی بردی اینکه بگیریم؟ -مختو بزنم،درمیرما! +غلط کردی پسره گاو ببینم جرعت داری اینکارو بکنی؟
های،، تستت لایک شد؛
بک میدم خلاصه؛
میتونی برای جبران به اخرین تستم سر بزنی؟!. اینروزا کاربرا به تستای بامحتوا توجه ندارن متاسفانه.. ممنون میشم که با حمایتت هارتمو اکلیلی کنی))>>
پین کنی بهت شیرکاکائوهامو میدم خوشکله؛
بچها واقعا دستتون درد نکنه♡
خب این الان تنها کاریه که از دستم برمیاد ولی توروحدا ادامش بده من همرو لایک کردم🙂
۱۰
۹
۸
۷
۶
۵
۴