
همه با تعجب به اعضای خاندان کیم نگاه میکردن _اقای کیم چطور تونستی با این بچه اینکارو بکنی درسته بچه خودت نیست ولی چطور تونستی ها؟! _اینا دارن چرت میگن من خبر نداشتم زندس من گم گورش نکردم اینا همش پاپوشه اون دنبال اینه که وارث این خاندان باشه _تعجبی نداره شما این حرفو بزنین شمایی که خودتون هم میخواستین الکسا رو بکشی هم پدر منو کشتین _چی؟!!! تو اقای هوانگم کشتی؟ تو چقد پست شدی کیم عوضی تو چی میخوای که داری سر همه شیره میمالی( الکسا ویو) دیگه بدجور عصبی بودم داد زدم_میخواد کل خاندانا نابود کنهههه یهو همه ساکت شدن و به من نگاه کردن_اون میخواد کل ریاست خاندانا بیفته دستش میخواد بشه بزرگ ترین اون دنبال مقامه نقشه کشتن تک تکتونو کشیده اینو گوش کنید (فلش بک وقتی الکسا تو ماشین بود) داشتم تو گوشیم میگشتم که با یه فایل صوتی مواجه شدم
بازش کردم و دیدم که صدای اون دوتا اشغاله من صداشونو موقعی که نقشه کشیدن دارممم این مدرک خیلی خوبیهههه(زمان حال) صدا پخش شد همه با تعجب به صدا گوش میکردن بعد از تموم شدن صدا اقای لی بلند گفت _توی اشغال میخواستی بچه های مارو بکشی؟ که به قدرت برسی عوضی؟ که چی؟ چی گیرت میاددد .. انگار متوجه شده بودن که هیچ کاری از پسشون بر نمیاد خواستن فرار کنن که راهشونو سد کردن اقای لی بلند گفت_حتما همه الان موافقید این دوتا اشغالو مجازات کنیم هوم؟ همه به نشونه تایید سرشونو تکون دادن و _پس بگیریدشون و زندانیشون کنین بعدا به سزای کارا اشون میرسن
اونارو بردن و من رفتم کنار بقیه نشستم . اقای لی گفت :پس با این انصاف الکسا رهبری خاندان کیمو دست میگیره _ولی من تواناییشو ندارم و دلم نمیخواد رهبری خاندانو دست بگیرم چون راستش اگه بخوام هم نمیتونم _چرا تو لیاقتشو داری! هیونجین گفت _اون دیگه نامزد منه و طبق قانون اگ وارث دختر با وارث پسر خاندان دیگه رابطه داشته باشن باید یه نفر از وراثتس بگذره _چی شما... دوتا نامزد کردین؟!؟!؟!؟ _هنوز نه ولی به زودی و از همه درخواست میکنم که جلومو نگیرن چون من تصمیمم رو گرفتم _باشه ما به تصمیمت احترام میزاریم پس اگه اینطوره وارث خاندان کیم ، سونگمینه
_من؟! _اره چون دیگه کسی نیست که وارث لین خاندان بشه _سونگمین قبول کن تو میتونی از پسش بر بیای _خیل خب تمام تلاشمو میکنم _خب پس بحثی باقی نمیمونه همگی میتونید برید ولی خوشحال میشیم پذیرای شما باشیم بعد از سه سال اگ امکانش هست میتونید بمونید برای شام
ما برای شام موندیم یه جورایی یه جشن کوچولو بعد از سه سال برگزار کردن. من و هیونجین رفتیم توی حیاط پشتی و از جمعیت دور شدیم _هی پس بالاخره تموم شد... _انگاری واقعا تموم شد هیونگ _ولی واقعا چرا از وراتثتت کناره گیری کردی؟ من میتونستم کناره گیری کنم_من لیاقتشون ندارم _ممنون _ب خاطر چی؟ _اینکه بخوای من کناره گیری کردی_کاری نکردم که _بازم برای من یه دنیا ارزش داره.... _هی شما کبوترای عاشق بدون ماهم چسبید بهتون اون نوشیدنی؟! برگشتیم صدای چانگبین بود که با سونگمین و فیلیکس داشتن میومدن سمتمون _ بین خیلی پارازیتی _بعله همینه که هست هر پنج تاییمون روی نیمکت نشستیم و به ماه زل زدیم که فیلیکس سکوتو شکست_هی دلم برای اینکه باز کنار هم جمع بشیم تنگ شده بود _اره منم سونگمین با قیافه خندون و کیوتش گفت_پایه این بریم دریای متروکه؟ یهو بین لیکسی باهم_نههههه _زهرمار گوشممممم _معلومه حافظت برگشته چون داری فوحش میدی _معلومه برگشته چی فکر کردی بعدشم چرا نریم؟..فیلکس_ میگن جن داره هیونجین یکی زد تو سر خودش و گفت _الان من نزدیک چهار ساله میرم اونجا جنی چیزی ندیدم چطوری داره _واقعا تو همش میرفتی؟ _بعلع جناب بین حالام پاشیم بریم اونجا همه بلند شدیم و سوار ماشین و رفتیم سمت دریای متروکه فیلیکس داشت مثل بید به خودش میلرزید ولی انگار چانگبین باور کرده بود نداره رفتیم پایین صخره ها و رو له روی دریا نشستیم فیلیکس چشاش برق میزد_برگاممم چرا از چنین نعمتی محروم بودم_چون خرر بودیی _کثافت همین طور چند ساعت نشسته بودیم که اقای سئو زنگ زد و گفت برگردیم رفتیم سوار ماشین شدیم و برگشتیم عمارت لی بچه ها رفتن داخل مام باز رفتیم حیاط پشتی و روی صندلی نشستیم _هی الکس هنوزم سر قولت پیش دریا هستی؟ _معلومه بعد یه حلقه از جیبش در اورد و گرفت جلوم _پس اینو بکن دستت _این حلقه های توی جعبه نیستن؟ _چرا الان ما همه اون کارا کردیم پس الان رسما نامزدیم... _پس بالاخره یعنی به اوج شادیمون رسیدیم _اره و خوشحالم که دارم با تو تقسیمش میکنم و بعد دستامو گرفت و گفت _عاشقتم الکس _منم عاشقتم هیونجین.... و بعله بعد گذر چهار سال بالاخره داستان تلخ این دو معشوق رسید به اوج خوشبختی خودشون رسیدن....
چطور بود؟ از داستان راضی بودین؟ دوست دارین بازم بنویسم؟
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
وای ننههه✨🥺
🥺🥺
عالی بود فقط کاش نشانه فرد ها رو مختلف میزاشتی مثلا یکی رو _ و اون یکی رو . میزاشتی اونطوری بهترع ❤❤
باشه از دفعه هلی بعد
💖
خیلی زود تمومش کریدیییییی
شیرمنده دیگه
البته خدارو چه دیدی شاید یهو فصل دو شو گذاشتم
چون فعلا ایده ندارم براش
عالی بود🖤
داستان بعدیت میشه از لینو باشه
شاید
جییییغغغ عالی بود
از لینو مینویسی؟:)
باشه رمان بعدی رو از لینو شاید نوشتم
میسی:)
چیزه..عالی بود...ولی چرا تموم شد؟بعدی از فلیکس باشه؟
شاید از فیلیکس باید ببینم کدوم از اعضا بیشتر درخواست داره
عوم...
ولی عالی بود😭😭😭
ممنون