آدما و تاثیری که بجا میگذارند
هر کسی که از اینجا میگذرد، چیزی را با خود میبرد، و چیزی را، در اینجا جا میگذارد. نه از آن چیزهایی که در جیبها پنهان میشود نه از آنهایی که وزنِ سنگینی دارند؛ من از آن چیزهایی میگویم که مثلِ عطر، در هوا معلق میمانند.
ببین… وقتی یک کودک در میانهیِ یک باغِ پر از گل، با تمامِ وجود میدود، فقط ردپایِ پاهایِ کوچکش را باقی نمیگذارد؛ او، کمی از رنگِ سرخِ گلها را، کمی از هیجانِ باد را، در آن فضا، کشیده و رها میکند.
و وقتی آن کودک، بزرگ میشود و میرود، آن باغ، دیگر آن باغِ سابق نیست.
چون حالا، یک لایه از «شادیِ خالص»، رویِ برگها نشسته است. ما هم همینطوریم.
گاهی یک حرفِ ساده، در میانهیِ یک گفتگویِ معمولی، مثلِ یک سنگِ کوچک، در آبِ آرامِ یک برکه، میافتد. موجها، حتی وقتی گفتگو تمام شده، هنوز در لبههایِ سکوت، تکان میخورند.
ما در ساختمانها، در خیابانها و حتی در چشمهایِ غریبهها، ردِ خودمان را میگذاریم. ببین چگونه یک لبخندِ ناگهانی، در یک ایستگاهِ مترویِ شلوغ، میتواند، سردیِ فلزِ قطار را، برایِ چند لحظه، گرم کند.
آن مسافرِ خسته، شاید هرگز نداند، که آن لبخند، مثلِ یک نشانِ کوچک، بر رویِ روحِ او، نشسته است. اما، بخشِ سختترِ ماجرا، اینجاست: ما همیشه نمیدانیم، چه چیزی را جا میگذاریم.
گاهی، ما از خشم، تکه کوچکی از تاریکی را، در گوشهیِ یک اتاق، رها میکنیم؛ تکه ای که، حتی وقتی خورشید بالا میآید، باز هم، سایه دارد. و گاهی، از تنهایی، یک فضایِ خالی، در میانهیِ جمع، میسازیم؛ جایی که دیگران، بدونِ آنکه دلیلش را بدانند، دلتنگی میکنند.
آیا تو تا به حال، به یک اتاقِ قدیمی، نگاه کردهای، و احساس کردهای که انگار، همه چیز در آنجا، هنوز در حالِ نفس کشیدن است؟ این همان است؛ ردِ حضورِ کسانی که، دیگر آنجا نیستند. ما، معمارانِ نامرئیِ این جهانیم.
ما با رفتارمان، با سکوتهایمان، و با نگاههایمان، نقشهایی را، رویِ صورتِ زمان، میکشیم. پس، بزرگتر از این باش که فقط «گذری»؛ بزرگتر از این که فقط «بودنی» باشی.
بنگر که وقتی از کنارِ کسی میگذری، چه حسی از خودت، در قلبِ او، باقی میگذاری؟ آیا یک لرزشِ آرامِ اطمینان است؟ یا یک خراشِ کوچکِ بیدلیل؟ دنیا، یک موزهیِ عظیم از «ردپاهاست». هر کسی، در حالِ تکمیل کردنِ یکی از بخشهاست.
پس، بگذار اثرت، مثلِ بویِ خاکِ بارانخورده، باقی بماند؛ بویِ زندگی، بویِ حضور، و بویِ اینکه: «من اینجا بودم، و دنیا، به خاطرِ من، کمی دیگر، جمیلتر شد.»
نظرات بازدیدکنندگان (0)