شلوغ ترین جمعه ی تیر ماه امسال برای هلدونه؟!
سلام به همگی🌱 اول از همه صبح ساعت ۹ بیدار شدم، صبحانه خوردم و آماده شدم تا با مادرم برم کلاس معرق کاری(یه نوع کار با چوب) و مثل بچه زرنگ ها برای خودم لقمه و میوه درست کردم که البته همه لقمه ها رو تو راه خوردم و فقط میوه موند😂فکر میکردم قراره خیلی حوصله سر بر باشه اما نبود و اتفاقا خیلی هم خوش گذشت(چون برای من جلسه اول بود) این عکس هم دست مامانم هست که با اره مویی داره چوب میبره
ساعت ۱۰ تا ۱ بعدازظهر کلاس بودیم و ساعت ۱۳:۱۵ برگشتیم خونه، من هم رفتم ورزش کنم و ناهار بخورم(عکس ندارم😅) و چون دیشبش خیییلی کم خوابیده بودم، دوش گرفتم و دوباره خوابیدم برای ۴۵ دقیقه چون باید عصر میرفتم خونه دوستم دورهمی با بچه ها پس باید انرژی داشته باشم🙏🏻 کیفم رو از صبح آماده کرده بودم و ساعت ۴ راه افتادم(این عکس کیفم که خودم بافتمش و با همین رفتم خونه دوستم)
حدود ۴/۵ رسیدم خونه دوستم و تا خونه شون رو پیدا کنم اون یکی دوستم هم اومد و با هم رفتیم بالا و دوستم اومد استقبالمون درکنار بقیه بچه ها و خونشون خیلی قشنگ بود خصوصا از آشپزخونه شون خیلی خوشم اومد، آبجی کوچولوش هم خیلی بانمک بود✨✨ منتهی چون خونشون طبقه اول بود ما از پله رفتیم اما من که اصلا حواسم نبود تا طبقه دوم رفتم و چون در خونشون باز بود با صدای بلند دوستمو صدا زدم و درجا فهمیدم اشتباه کردم، سریع دویدم طبقه پایین🤣🤣 یکی از دوستام موهاشو خیلی قشنگ بسته بود شبیه یکی از سلبریتی ها شده بود اینم عکس میز که چیده بودن
کلا ۳ یا ۴ ساعت خونه شون بودیم که خودم حساب کردم ۳ ساعت فقط خوردیم و حرف زدیم البته بیشتر فقط خوردیم🤣دیدیم وقتمون داره تلف میشه رفتیم اونو و پاسور بازی کنیم(در کمال تعجب برای اونو قانون جدیدی نساختیم یا تقلب نکردیم میدونم خیلی بچه های خوبی هستیم) کم کم ساعت ۷/۵ جمع کردیم و رفتیم خونه هامون این عکس برای موقعی که اونو بازی میکردیم و من یواشکی گرفتم هست دوستام اگه بفهمن عکس گرفتم بیچاره ام میکنن برای همین صورتشونو ننداختم🤣
وقتی رسیدم خونه(با دوستم رفتم)مادر عزیز پیام دادن که شام بپزم😭و من هم پختم😭چون چاره دیگه ای نداشتم و کسی خونه نبود😭البته غذای خیلی راحتی بود ولی من درآوردی بود🤣و چون خیلی کم خواب شده بودم و خونه دوستم حسابی خوردیم من فقط شام پختم و کارهای خونه رو رسیدم(فکر کردید اگه فقط غذا رو بپزید مادر ولتون میکند؟) و حسابی خسته شده بودم، ساعت ۱۰/۵ دراز کشیدم و توی برنامه های گوشیم رفتم تا ببینم چه خبره چون کلا روز شلوغی داشتم و به جز عکس گرفتن دیگه دست به گوشی و موبایل نبرده بودم، ۱۱/۵ شب پا شدم و رفتم کارهای توالتی(دستشویی و روشویی و مسواک و..) رو انجام دادم، موهام رو شونه کردم و خوابیدم و به جرئت مبگم باکیفیت ترین خواب ها رو وقتی خواهید داشت که درطول روز به اندازه کافی خسته بشید و از کم خوابی به شما خواب با کیفیت مناسب نمیاد.🌸🌸 عکس برای همون روزه که ظهر با گوشی مامانم توی تلویزیون آهنگ پخش کردم😂😅البته خودش نبود و ندید😂
نظرات بازدیدکنندگان (0)