امم درودد✨ این پست ولاگ اسباب کشی مکسی به خونه جدیدشونه و خب فک کنم اسم پست رو خیلی بد انتخاب کردم اخه خب یعنی چی «مکسی کجا رفت» حالا ولش کنید🤡🙏🏻 بفرمایید داخل پست دم در بده🗣
امم خب اول یه توضیحی بدم این اولین اسباب کشی منه و خونه قبلیمون هم به اندازه سن من بیشتر عمر داشت و خب من وقتی تو شکم مامانم بودم اومده بودیم اینجا و خب چند باری هم تلاش کردیم برای خونه خریدن ولیخب نشد امااا دوباره که شروع کردیم به گشتن دنبال خونه این وسطا داشتیم ولش میکردیم و خسته شده بودیم حتی تا پای معامله بعضی خونه ها هم رفتیم ولیخب نشد تااا این خونه جدیدمون که درسته قیمتش بالا بود ولیخب خوبی های خودشو داشت و دیگه اینو از دست ندادیم و گرفتیمش😀🙏🏻 این خونه جدید که گرفتیم تو جاییه که کاملا مناسب سوزوندن فامیل فوضوله👍🗣️ همچنین توی این اسباب کشی کل تصوراتم از اسباب کشی بهم ریخت چون فک میکردم مثل تو فیلما هست مثلا اسباب کشی میکنن ولیخب اصلا اینجوری نبود مثلا مامانم وسایلارو تو هر چی گیر میاورد میذاشت،تو قابلمه،آبکش،پارچه،جعبه اره خلاصه و تو جعبه هم که میذاشت اصلا درش رو نمیبست همینطور باز بود و اره دیگه👾
خب روزی که اومدیم این خونمون رو ببینیم یادمه سه شنبه بود ولی تاریخش یادم نیست👾 و روزی که کلید هارو تحویل گرفتیم یکشنبه ۰۳/۲۴ بود و این عکس ها هم همون یکشنبه گرفتم که بخش های از خونه مون وقتی خالی بود رو نشون میده🙏🏻 (اینکه چطوری انقدر دقیق تاریخ هارو یادمه از حافظم نیست از دفترچه خاطراتم عه😀)
اینم عکس از اتاق هاا ووو بالاخرههه من میتونم اتاق خودم رو داشته باشممم🥳😀(اون سه تا پایینی ها عکس اتاق منه🙏🏻) و سر اتاق من دعوا بود👾😔 من اول که اومدیم این خونه رو ببینیم گفتم این اتاق رو میگیرم برای خودم و بعدا مامانم اومد گفت نههه این اتاق بزرگتره پس باید برای ما باشه ولی در اصل همه اتاقا تقریبا یه اندازننن و خلاصه که نزدیک بود اتاقم رو ازم بگیرن ولیخب من نذاشتم و تازههه الان مامان بابام که گفتن نه اتاق ما کوچیکه الان کاملا از اتاقشون راضین🌚🙏🏻 منم دلایل خودم رو داشتم که این اتاق رو انتخاب کردم چون از بقیه اتاقا دور تره و بعد دلایل دیگه ارهه😀
«چگونه تبدیل به کوزت شویم با مکسی،قسمت اول🙏🏻» روز شنبه ۰۴/۰۶ قرار بود کارگر بگیریم که بیاد خونه رو تمیز کنه و خب نیومد و حتی به چند تا دیگه هم زنگ زدیم و اونا هم گفتن نمیتونیم و... و خب اینجوری شد که خودمون باید تمیز میکردیم راستش من به مامانم قبلا گفته بودم خودمون تمیز میکنیم دیگه بیشتر حال میده و اینا و مامانم قبول نکرد و ولیخب بالاخره بهش دچار شد🙏🏻 تو سه تا عکس بالا در حال تمیزکاری هستم و پایینی سمت چپ که اون گیلگیلی کراکسم افتاد وسط کار و پیداش کردم ولیخب چند روز بعد تو خیابون افتاد گم شد👾🙏🏻 عکس پایینی سمت راست هم فقط شلوارم کثیف شد همین خواستم بگم🤡😍 روز اولی هم که اومدیم اینجا برای تمیزکاری من کلاس داشتم و برای همین از فرصت استفاده کردم و تو خونه خالیمون ساز تمرین کردم و صدا میپیچید و سرم درد میگرفت🙏🏻😀 و اهااا این تمیز کاری به مدت یه هفته طول کشید البته یه سری وسایلا رو هم میاوردیم و همچنین کل هفته هم نمیومدیم مثلا پنج روز تو هفته اومدیم بازم سرعتمون خیلی خوب بوده با اون حجم از وسایلامون🙏🏻😔
وو میرسیم به هفته دوم که بیشتر داشتیم وسایلا ریزه میزه که خودمون میتونستیم بیاریم رو میاوردیم و در سمت چپ هم کابینتی رو مشاهده میکنید که مامانم دادش به من که وسایلای آشپزی و قنادیم رو بچینم و در اصل دو طبقه ی کابینت مال منه طبقه بالاییه به من تعلق نداره🙏🏻 تو سمت راست هم یک عدد سوسک مرده در بالکن رو مشاهده میکنید👾😍
در طول اسباب کشی اتفاق خیلی عادی که میفته اینه که کلی چیز میز که گم کرده بودی یا اصلا نمیدونستی وجود دارن رو پیدا میکنی👾 مثل من که یه سری عروسکا و اسباب بازی های بچگیم رو پیدا کردم و حتی تاب و لاحاف تشک و یه سری چیزای مربوط به نوزادیم،فلوت ریکوردرم و یه سری نامه و کادو های دست ساز قدیمی(با بستنی🙏🏻)رو پیدا کردم البته چیزای خیلی بیشتری هم پیدا کردم ولیخب عکس نگرفتم🙏🏻🌚
پیام بازرگانی با طعم چیپس پیاز جعفری و یه عکس از آسمون که از خونه جدید گرفته بودم🙏🏻
و حالا میرسیم به روز اسباب کشی🗣️(روز زیدم به اعصاب خود و دعوا🙏🏻) بعد از اون دو هفته قرار شد آخر هفته ی هفته سوم کلا بریم ولیخب نشد و افتاد هفته بعدش تو هفته سوم هم زیاد خونه جدید نمیومدیم دیگه قرار شد ۲۴ ام اسباب کشی داشته باشیم که عقب افتاد و شد جمعه و گفتن مثل اینکه نمیشه و آخرم شد پنجشنبه ۲۵ تیر👍 شب قبلش دو اینا بود که خوابیدیم و نزدیکای ۶ بیدار شدیم و بعد فک کنم تو سه ساعت همه وسایلارو بردن و این وسط منم یکم سریال دیدم و کاور این پستو ادیت زدم و دیگه یه چند تا عکس هم از خونه قبلیمون وقتی خالی شد گرفتم و یه سری از عکسام هم گم شده نمیدونم کجان مثلا عکس از آشپزخونه مون و اتاقمون که خالی بود هم داشتم ولیخب ناپدید شدن🌚👾
اون عکس بالایی عه مال شب قبل اسباب کشیه که همه باهم تو هال خوابیدیم و من و خواهرمم رو تشک هامون چون تخت نداشتیم🙏🏻😀 پایین سمت چپ هم اون ماشینی بود که اسبابامونو گذاشتن توش بردن که فک کنم اسم ماشینه ایسوزو بود تازه دوبار رفتن و اومدن انقدر وسایلامون زیاد بود😍🌚 بعد هم که رفتیم اون خونه که وسایلارو بیارن بالا تنها کسی که داشت حرص میخورد من بودم چون اسباب هارو باید با پله میاوردن ولیخب با آسانسور آوردن و من اعصابم خورد شده بود هیچکس اونجا براش مهم نبود این قضیه😔🤡 اون عکس پایینی سمت راست هم یه عکس رندوم از خونه جدیدمون وسط آوردن اسباب🙏🏻
خونتوننن مبارکککک ! ماهم تازه اسباب کشیی کردیمممم !
چه خونه قشنگی مبارکتون باشه خیلی نازه😭
مرسییی فداتشمم😭💞