چرا طبیعت با ۴ میلیارد سال وقت، هیچوقت اژدها نساخت؟
طبیعت توی ۴ میلیارد سال، هر چیزی که فکرش رو بکنید ساخته: مارماهی برقی که عملاً یه تسلاست با فلس؛ اختاپوس مقلدی که کمدین قهاریه و میتونه در لحظه تغییر شکل بده تا شبیه موجودات خطرناک دریایی بشه؛ قورباغهای که بچههاش رو توی معدهاش بزرگ میکنه و بعد از راه دهان بیرون میاره؛ و پرندهای که چنان دقیق تقلید صدا میکنه که حتی صدای ارهبرقی هم درمیاره. طبیعت آشکارا یه کارگاه خلاقیت شلوغ داره که توش مهندسا هر ایده عجیب غریبی رو میسازن و میگن: «ولش کن، بذار باشه؛ شاید یه روزی به درد خورد.» و واقعاً هم ساخته. اما یه پروژه مونده که انگار از زیر دستش در رفته: "اژدها."
نکته جالب اینجاست که طبیعت چند بار تا آستانه ساختن اژدها پیش رفته، ولی درست دم خط، محصول نهایی یه چیز دیگه از آب دراومده! انگار داشته تکههای پازل رو جداگانه آزمایش میکرده: • "کوئتزالکواتلوس:" یه خزنده پرنده با حدود ۱۱ متر گسترهٔ بال؛ تقریباً هماندازهٔ دهانهٔ بال بعضی هواپیماهای کوچک. عملاً همون سایز و هیبت اژدهاست، ولی سلاح ویژهای نداره. نسخهای از اژدها که تیم طراحیش گفتن: «آقا ما فقط ظاهرش رو میسازیم، بقیهاش بمونه برای بعد.» و بعد هم یادشون رفت. • "مارمولکهای پرندهٔ دراکو (Draco):" مارمولکهایی که دندههای کشیدهشون باز میشه و پردهای پوستی بینشون قرار داره؛ بعد هم باهاش از درختی به درخت دیگه سُر میخورن. عملاً بال دارن، ولی اندازهشون بهجای ۲۰ متر، حدود ۲۰ سانتیمتره. طبیعت انگار یه نمونه اولیهٔ مینیاتوری ساخته تا ببینه جواب میده یا نه. جواب داده، اما دیگه حوصله نکرده مقیاسش رو بالا ببره. پروژه توی فاز یک مونده. • "سوسک بمبافکن (Bombardier beetle):" جالبترین تلاش طبیعت برای نزدیکشدن به مفهوم «نفس آتشین». این حشره مواد شیمیایی رو در بدنش وارد یک محفظهٔ واکنش میکنه، واکنشی شدیداً گرمازا رخ میده و نتیجه، اسپری داغی با دمای نزدیک به ۱۰۰ درجهٔ سانتیگراده که با فشار و صدا به سمت مهاجم شلیک میشه. ولی این آتش واقعی نیست. آتش به سوخت، اکسیژن و احتراق کنترلشده نیاز داره و تولیدش درون یا کنار بدن زنده فوقالعاده دشواره؛ دستکم هیچ نمونهٔ شناختهشدهای از جانوری که واقعاً آتش تولید کنه نداریم. اما این سوسک نزدیکترین معادل زیستی همون ایدهست: مادهای داغ و سوزان که از بدن شلیک میشه. انگار طبیعت آخرش گفته: «ببین، آتیش رو نمیتونم بدم، ولی میتونم یه چیز خیلی داغ پرت کنم بیرون. قبوله؟» واقعاً انگار مهندسای طبیعت داشتن این تکهها رو جداگانه میساختن: هیبت رو در خزندگان غولپیکر، پرواز رو در خزندگان پرنده، بالهای مارمولکی رو در دراکو و سلاح پرتابی رو در حشرات. ولی هیچوقت نتونستن ــ یا نخواستن ــ همه رو یه جا جمع کنن و بگن: «بیا، اینم اژدها.»
حالا قسمت جالب ماجرا اینجاست: با وجود اینکه طبیعت هرگز اژدها رو تولید نکرد، اژدها در فرهنگهای متعدد و بسیار دور از هم ظاهر شده. چین اژدهای مارپیچ با ریش و شاخ گوزن داره، اروپا اژدهای بالدار و آتشافکن با اخلاق بهشدت عبوس، ژاپن اژدهای دریایی و ایران اژدهای سهسر در اسطورههای کهن، مثل اژیدهاک (ضحاک). هر تمدنی نسخهٔ خودش رو ساخته؛ با شکل و شمایلی متفاوت. بعضیها بال دارن و بعضیها نه، بعضیها آتش بیرون میدن و بعضیها بر آب و باران فرمان میرانن؛ اما اغلب موجوداتی مارمانند یا خزندهگون با نوعی قدرت فراطبیعی و مرگبارن. چطور ممکنه موجودی که هرگز وجود نداشته، در فرهنگهای اینهمه دور از هم ظاهر شده باشه؟ اینجا دیگه پای چیزی فراتر از زیستشناسی وسط میاد: "روان انسان." اژدها پروژهٔ طبیعت نبود؛ اژدها شاید فولدر «کابوسهای مشترک بشری» توی مغز ما باشه.
طبق یکی از فرضیهها، مغز انسان ویژگیهای چند ترس کهن رو با هم ترکیب کرده: مار با نیش مرگبارش، پرندهٔ شکاری با حمله از آسمان و آتش با قدرت ویرانگر و کنترلناپذیرش. شاید یه شب کسی کنار آتش نشسته و مغزش این ترسها رو روی هم گذاشته و گفته: «حالا تصور کنید هر سهتاشون با هم بیان...» و اولین اژدها متولد شده. شاید اژدها نماد ترس انسان از طبیعت وحشی و رامنشده باشه؛ تجسم خشم آسمون، زهر زمین و سوزندگی آتش در یک بدن.
و احتمالا طعنهآمیزترین بخش ماجرا اینه: همون موجودی که از اژدها میترسید و توی قصههاش قهرمان میفرستاد تا بکشتش، حالا خودش پرواز میکنه، آتش شلیک میکنه، کوهها رو جابهجا میکنه و جنگلها رو میسوزونه. طبیعت نتونست اژدها رو بسازه؛ اما محصول نهایی چیز دیگهای شد: انسان خودش تبدیل به اژدها شد!
اسلاید اخر.. 🙂
اووووووو خیلی خفن بوددد
2 تا تست منم تو بررسین ممنون میشم یه سری بزنین✨💘
جاااالللبببب بود💎
جالب بود خسته نباشی✨
عالی بود>>>|🙂
عالیییی💞🎀
❤✨🌸
اسلیییییییی💖💞🩰
ممنون خانومی😄🌸✨