. مرد شاپرکی (Mothman) – ویرجینیای غربی این موجود یه هیولای بالدار با چشمهای قرمز درخشان و غولپیکره. تو سال ۱۹۶۶ کلی گزارش از دیدن این موجود در “پوینت پلزنت” شد. جالبه که دقیقاً بعد از مشاهدههای اون، پل “سیلور بریج” فرو ریخت و کلی آدم کشته شدن. آیا اون یه پیامرسان شوم بوده؟ یا فقط یه جغد خیلی خیلی بزرگ با اضافه وزن و رژیم غذایی بد؟ هیچکس نمیدونه!
۲. . اسلندرمن (Slender Man) – سراسر آمریکا یه موجود بلند، لاغر و بیچهره که کتوشلوار میپوشه و بازوهایی داره که تا زانوهاش میرسه. اون تو جنگلها کمین میکنه و قربانیهاش رو، مخصوصاً بچهها رو، شکار میکنه. این یکی یه فرق بزرگ داره: اون تو عصر اینترنت متولد شد! برخلاف بقیه که از قرنها پیش اومدن، اسلندرمن یه “کریپیپاستا” (Creepypasta) بود که انقدر واقعی به نظر رسید که تبدیل به یه اسطوره مدرن شد.
۳.. جرسی دویل (The Jersey Devil) – نیوجرسی میگن این موجود بچهی سیزدهم خانم “لیدز” بوده که وقتی به دنیا اومده، نفر/ین شده و تبدیل به یه موجود با سر اسب، بالهای خفاش و دم مار شده! این هیولا از سال ۱۷۳۵ تا حالا تو جنگلهای “پاین برنز” پر/سه میزنه و با صدای جی/غهای وحش/تناکش مردم رو سک/ته میده.
۴. لا یورونا (La Llorona) – جنوب غرب آمریکا هرچند ریشهاش مکزیکیه، اما تو ایالتهای مرزی آمریکا مثل تگزاس و آریزونا خیلی معروفه. “زن گری/ان” که میگن بچههاش رو تو رودخونه غر/ق کرده و حالا روح/ش تو شبهای مهتابی کنار آبها پر/سه میزنه و دنبال بچههاش میگرده. اگه صداش رو شنیدی، یعنی داری به مرگ نزدیک میشی!
۵. جادهی کِنی (Clinton Road) – نیوجرسی این جاده احتمالاً نفر/ینشدهترین جادهی کل آمریکاست. از دیدن موجودات عجیبالخل/قه و ارو/اح گرفته تا گروههای شی/طانپرس/ت و حیوانات جهشیافتهای که توی جنگلهای اطرافش زندگی میکنن. یه پل معروف هم اونجا هست که میگن اگه یه سکه بندازی پایین، روح یه پسر بچه سکه رو برات پرت میکنه بالا!
۶. گاوچرانهای شبحوار (The Ghost Riders) – غرب وحشی یه افسانهی کلاسیک از غرب آمریکا. ارواح گاوچرانهایی که روی اسبهای اسکلتیشون سوارن و برای همیشه محکومان که گلهی گاوهای جه/نمی رو توی آسمون یا دشتهای بیآبوعلف دنبال کنن. این دقیقاً همون چیزیه که آدم رو یاد آهنگهای قدیمی کانتری میندازه که توشون مرگ همیشه در کمینه.
۷. خانه وینچستر (Winchester Mystery House) – کالیفرنیا این دیگه افسانه نیست، یه بنای واقعیه! خانم “سارا وینچستر” معتقد بود که ارواحِ کسانی که با تفنگهای وینچستر کشته شدن، میان سراغش تا بکش/نش. پس چیکار کرد؟ یه عمارت عظیم ساخت با درهایی که به دیوار باز میشدن، راهپلههایی که به سقف میرسیدن و هزارتوهایی که ارواح رو گیج میکرد. هنوز هم خیلیها میگن صدای ارواح رو توی راهروهای اون خونه میشنون.
۸. بانیمن (The Bunny Man) – ویرجینیا این یکی شاید اولش خندهدار به نظر برسه (یه مرد با لباس خرگوش!)، اما ماجرا وقتی ترسناک میشه که بفهمی اون با یه تبر راه میافته و مردم رو تهد/ید میکنه. میگن اون یه ب/یمار روانی فراری بوده که بعد از یه حادثهی تصادف اتوبوس زندان، توی جنگلها پناه گرفته.
عالی بودد خسته نباشی💞
🫶🏻
اسلندرعلی که داداشمون-
👍