شاهماران خاستگاه: فرهنگ کردی، لری و آذری ظاهر: موجودی با سر انسان و بدن مار. بعضی روایتها میگن از کمر به پایین مار و از کمر به بالا آدمنماست. داستان: میگن در اعماق کوهها و غارهای اسرارآمیز زندگی میکنه. پادشاه مارهاست و هرکی باهاش روبرو بشه، یا به گنج عظیمی میرسه یا نابود میشه. بعضی معتقدن شاهماران دانای کل و صاحب رازهای پنهانیه. توی بعضی نسخهها، اگه کسی بهش احترام بذاره، ازش محافظت میکنه.
بختک خاستگاه: سراسر ایران ظاهر: موجودی سیاه، سنگین و بیشکل که معمولاً دیده نمیشه، فقط حس میشه. داستان: توی خواب به سراغ آدم میاد و روی سینهاش مینشینه. آدم حس میکنه فلج شده، نمیتونه تکون بخوره، نفسش بند میاد و گاهی صداهای عجیب میشنوه. از نظر علمی همون “فلج خواب” یا Sleep Paralysis هست، ولی تو فرهنگ عامه یه موجود واقعیه. قدیمیها میگفتن برای فرارش باید یه دعا خوند یا انگشت کوچیکت رو تکون بدی. ( دیشب چنین شدم)
سیمرغ خاکسترنشین خاستگاه: اساطیر کهن ایران ظاهر: شبیه سیمرغ شاهنامه ولی تیرهرنگ، با چشمانی سرخ و پرهای خاکستری-سیاه داستان: برخلاف سیمرغ مهربون که قهرمانا رو نجات میده، این یکی روی خاکسترها مینشینه و نماد مرگ و نابودیه. میگن ظهورش نشانهی پایان یه دوره یا سقوط یه تمدنه. بعضی روایتها میگن از خاکستر شهرهای سوخته متولد میشه
مرغ آمین خاستگاه: افسانههای جنوب ایران ظاهر: پرندهای سفید و زیبا، شبیه کبوتر یا قو داستان: اسمش از “آمین” میاد. میگن اگه کسی آرزویی کنه و این پرنده بگه “آمین”، اون آرزو حتماً برآورده میشه. ولی نکته ترسناکش اینه که اگه کسی با نیت بد آرزو کنه، مرغ آمین آمین میگه و نفرین عملی میشه. بعضیها معتقدن این پرنده روح یه آدم پاکه که بعد از مرگ به این شکل دراومده.
نسناس خاستگاه: افسانههای عربی-ایرانی، مخصوصاً مناطق جنوبی ظاهر: نیمی از بدن رو داره: یه دست، یه پا، یه چشم، نصف صورت. با یه پا میپره و حرکت میکنه. داستان: میگن از قبیلهای لعنتشده به وجود اومده. توی بیابونها و خرابهها زندگی میکنه و شبها به مسافرا حمله میکنه. بعضی روایتها میگن آدمخواره و صدای وحشتناکی داره. اگه ببینیش، باید فرار کنی چون بهت حمله میکنه!
نظرات بازدیدکنندگان (0)