توی این پست، میخوایم ببینیم اگه به درون سیاهچاله بیوفتیم، چه چیزهایی تجربه میکنیم.
سلام سلام، آویسا دوباره اومده با یه پست علمی جدید! ولی اینبار، راجع به نجوم هستش. توی این پست میخوایم ببینیم که اگر به داخل سیاهچاله بیوفتیم، چه چیزهایی رو تجربه میکنیم و کلا سیاهچاله چی هست؟ خب، بذارید یک توضیح مختصر راجع به سیاهچاله بهتون بگم. اگر ما یک ستاره فضایی خیلی خیلی بزرگ رو درنظر بگیریم (برای مثال بیاید خورشید رو درنظر بگیریم)، وقتی سوخت های هسته ای اون ستاره تموم بشه (با مثال خورشید، اگر تبدیل هیدروژن به هلیوم تموم بشه)، دیگه فشاری برای مقابله با جاذبه نداره و کل اون ستاره، توش خودش فرو ریخته میشه و به عبارت دیگه ای، توی خودش دچار فروپاشی میشه؛ گاهی اوقات این فروپاشی اونقدر عظیمه که جرم اون ستاره، توی فضای خیلی خیلی کوچیکی، فشرده میشه و سیاهچاله رو به وجود میاره
برای درک بهتر از سیاهچاله، بیاید با موضوع «سرعت فرار» آشنا بشیم. سرعت فرار رو اگه بخوایم مختصر توضیح بدیم، اینطوری میشه گفت که هرچه جرم یک جسم بیشتر بشه، سرعت فرار هم بیشتر میشه؛ حالا، توی سیاهچاله سرعت فرار از سرعت نور هم بیشتره، ولی ما میدونیم که هیچ چیز نمیتونه از سرعت نور سریعتر باشه؛ به عبارت دیگه، حتی نور هم توی سیاهچاله، گیر میوفته!
افق رویداد در سیاهچاله ها: افق رویداد، به مرز بین درون سیاهچاله و ییرون اون گفته میشه (البته خوبه اینو بدونید که افق رویداد هم مثل مدار و نصف النهار، فقط یک سطح و خط فرضیه و در واقعیت، وجود نداره. درواقع افق رویداد، مرز بین امکان فرار و عدم امکان فراره؛ یعنی اگر از افق رویداد رد بشی، فرار غیرممکنه و اگر اطراف افق رویداد باشی، میتونی فرار کنی.
اگه به داخل سیاهچاله بیوفتی چی میشه؟ ما توی اسلاید های قبل، گفتیم که نور توی سیاهچاله گیر میوفته و نمیتونه از سیاهچاله خارج بشه، به عبارت دیگه، نوی توی سیاهچاله، خم میشه؛ بخاطر همین، اگه به سیاهچاله نزدیک بشی، نور ستاره ها کشیده میشه (یکجورهایی مثل شهاب میشن). هرچقدر به سیاهچاله نزدیکتر بشی، زمان کندتر حرکت میکنه و به یک جایی میرسه که زمان واسه ی تو انگار توقف میشه؛ طبق نسبیت عام، ما میدونیم که هرچقدر توی یک مکان، جاذبه بیشتر باشه، زمان کندتر میگذره و ما فهمیدیم که توی سیاهچاله، جاذبه خیلی خیلی زیاده چون دیگه فشاری برای مقابله با جاذبه نداره. اگر ما کسی رو ببینیم که وارد سیاهچاله میشه، از اونجایی که زمان خیلی خیلی کند میگذره، ما اون شخص رو طوری میبینیم انگار اصلا وارد سیاهچاله نمیشه و انگار زمان برای اون شخص متوقف شده. حالا اگر ما بیوفتیم داخل سیاهچاله، فقط همینطوری به داخل میوفتی و اصلا توقفی وجود نداره؛ هرچقدر به سیاهچاله نزدیکتر بشی، نیروی جاذبه بیشتر میشه و مثل رشته ی اسپاگتی (که به اصطلاح، توی علم نجوم، به این اتفاق spaghettifiction میگن یا همون اسپاگتی شدن) به داخل سیاهچاله میوفتی؛ یعنی اول پاهات به درون اون کشیده میشن، بعد استخوان ها و ماهیچه ها، تا برسه به سرت و بخاطر کشیده شدنت به داخل، بدنت کش میاد و بلند میشی.
عالی بود
دوستان میشه به پست آخرم سر بزنید و اگه خوشتون اومد لطفا لایک کنید
چقد باحال بود🤩
مرسیی خیلی ممنونم💗