این متن رو تقدیم میکنم به کودکان سرطانی سرزمینم
سلام به تو، جنگندهی کوچک من میدانم هر روز که چشمهایت را به روی دنیا باز میکنی، کولهباری از صبر و شجاعت را بر دوش میکشی و به نبردی میروی که خیلیها حتی تصورش را هم نمیتوانند بکنند. میدانم همیشه این تو بودی که از ساعتها دویدن خسته نمیشدی؛ همان پسربچهای که خندههایش تمام خانه را پر میکرد و رویاهایش به وسعت آسمان بود. تو دردهایت را میان بازیهای کودکانه و لبخندهای شیرینت پنهان میکردی، اما چشمها هرگز دروغ نمیگویند.
به افتخار چشمهای خستهات که هنوز زمزمهی امید در آنها جاری است. به افتخار چشمهای شادت که در طوفانیترین روزهای زندگی نیز ستارهای برای دنبال کردن پیدا میکنند. به افتخار نگاه مهربانت که با وجود تمام دردها، هنوز سرشار از عشق و دلسوزی است و گاهی به من، خواهر بزرگترت، قوت قلب میبخشد. و به افتخار چشمان معصومت که هرگز چیزی جز پیروزی از دنیا نخواستهاند و هیچگاه پاکی قلبت را با حسادت و ناامیدی آلوده نکردهاند.
نمیدانی روزی که سر زیبایت را بیمو دیدم، چه بر من گذشت. انگار برای لحظهای در تمام نابرابریهای دنیا غرق شدم. انگار دنیا ناگهان جای سردتر و غمگینتری شد. با خودم فکر کردم مگر میشود این همه پاکی و معصومیت، اینچنین آزموده شود؟ اما هر بار که لبخند میزنی، تمام آن تاریکیها کنار میروند. هر بار که با امید به فردا نگاه میکنی، مرا هم به زندگی برمیگردانی. تو به من یاد دادی که شجاعت همیشه در نترسیدن نیست؛ گاهی شجاعت یعنی با وجود تمام ترسها، باز هم لبخند بزنی و ادامه بدهی.
و باید بدانی که من به داشتن چنین انسان بزرگی به عنوان برادر کوچکم افتخار میکنم. تو شاید از نگاه دنیا یک کودک باشی، اما از نگاه من قهرمانی هستی که هر روز معنای واقعی قدرت را به اطرافیانش یادآوری میکند. آرزو میکنم روزی تو و تمام جنگندههای کوچک این سرزمین، پس از پشت سر گذاشتن این مسیر دشوار، با سربلندی و آرامش به روزهای سخت گذشته نگاه کنید و به کارنامهی پرافتخار مبارزهتان افتخار کنید.
دوستت دارم؛ بیشتر از تمام واژههایی که میتوانند عشق را توصیف کنند. مرد کوچک من...
چقدر زیبا بود:)😭💫
خیلی قشنگ بودددد
خیای قشنگ بود 🌹🥲....
نمیدونم واقعیت داره یانه اما روزی هم میرسه که من به همین جنگنده های کوچک کمک میکنم تا آزمونشون قبول بشن و باقی عمر پیش خانواده شون با خوشی و مهربانی زندگی کنن 🥲 قول میدم 🙏🏻🌸
زیبا بود🛐