سلام دوستان عزیزم چه خبرا راستش من یه فیلم از خودم ساختم و اومدم که به شما هم بگم😊💗 باورتون میشه هنوز اسم نداره!؟ خب امیدوارم دوست داشته باشید بریم برای شروع💫
شخصیت ها💫: اما گردلون:نقش اصلی،خواهر سم گردلون:نقش اصلی،برادر امیلیا:مادر اما و سم/ الکس:پدر اما وسم سوزی و آیریس:خواهران نا تنی سم کیت:خواهر اما و سم بتی:خواهرزاده ی اما وسم ربکا،رابی،ولیا،اولیور:دوستان بتی ....
خب و این از داستان:💕💕 یه زن وشوهر به نام امیلیا و الکس هستن که پسری رو به دنیا میارن.ولی وقتی ۱ ساله بود،خانواده ای که بچه دار نمیشدن،اونو د.زدیدن.بعد از یکسال دوباره بچه دار شدن و "اما" یعنی نقش اصلی ماجرا به دنیا اومد.اونا زندگی خوبی داشتن تا وقتی اما ۵ ساله شد....
اونا برای کاری به جنگلی که مثل بیابان بود،رفتن. ولی تصادف میکنن و اما به دره پرتاب میشه(البته زنده میمونه😑)مادر و پدرش رو به بیمارستان میبرن.اونا کاملاااا حافظه شون رو از دست میدن و هیچی یادشون نمیاد. اما با کمک زنی به نام الویا، کلبه ای میسازه.اون خیلی استعداد داشت پس با چوب کلی وسیله میسازه و یه مغازه میزنه!(آخه ۵ ساله چجوری!🤨) ...
..تا وقتی اما ۱۵ ساله میشه.زنی میاد و بهش میگه:{ باید بیای و خدمتکار من بشی}. اِما خیلی ناراحت میشه چون خودش از اون مایه دار ها بود😅. ولی مجبور بود و رفت.اونا یه قصر داشتن!!خیلی بزرگ و قشنگ!. خانوادشون:(پدر ،مادر ، پسر ، دو دختر) پسر: سم ...دختر ها :سوزی،آیریس(آیریس خارج از کشوره) خلاصه یه مدت اونجا میمونه و بعد از مدتی عاشق سم میشه😆💗 اما وقتی خانواده ی سم اینو میفهمن اونو بیرون میکنن اولین بار سم با مادرش حرف میزنه ونمیزاره و اون بره ولی دفعه دوم نمیتونه کاری کنه و اما رو پرت میکنن بیرون و بهش میگن:{ما نمیخوایم عروسمون یه کلفت باشه} (دلم برای اما سوخت😢)
وقتی برمیگرده بعد از مدتی یکی خونشو آتیش میزنه.و زنی به نام صوفیا بهش میگه ما تورو به فرزند خوندگی قبول میکنیم،بیا خونه ی ما صوفیا و دیوید زن و شوهر بودن و همو خییییییلی دوست داشتن(یعنی در حد عجیب و غریبی😅).ولی دیوید بعد مدتی عاشق اما میشه!(دکی😐). دیوید با بهونه ای اما رو از خونه میاره بیرون و دوست دیوید اونو به یه انباری مثل غار میبره.یعنی آدم اونجا تردد نمیکنه. اما خیلی نگران بود که دیوید چیکار میخواد بکنه.صدای پا شنید خیلی ترسید ولی وقتی بیشتر نگاه کرد دید سم اومده اونجا!!(از توی روزنامه ها فهمیده بود.آخه مگه میشه😐🤣) ...
بالاخره سم موفق میشه که اما رو از دست دیوید نجات بده.اما هم کلی تشکر میکنه. مادر پدر سم پیش آیریس در خارج کشور بودن.پس سم میگه که بیا خونه ی ما.سوزی هم خیلی خوشحال میشه . خلاصه زمانی میگذره و بعد.. یه دختر ناشناس به اما زنگ میزنه و میگه:{ مادر و پدرت زنده ان!باید یه کتاب رو بخری و از توش رمزی رو پیدا کنی تا آدرس خونشونو پیدا کنی.} .....
اما با هر سختی که بود اون کتاب رو تهیه کرد و خوند و رمز گشایی کرد و بالاخره خونه رو پیدا کرد.وقتی میخواست در بزنه،دید مادر پدر سم و سوزی اومدن اونجا. مادر سم گفت:{ما تحقیق کردیم و فهمیدیم تو کی هستی.اون برادرت که دزدیده شد،س..سم بود! ما اونو دزدیدیم،مارو ببخش اما،ببخش.....} (ادامه در پارت²)
خواهر و براد گمشده
اما و سم
همین دوتا😁و واقعا خیلی سریع پیش رفت اصلا چی شد😂ولی قشنگه❤💎
راستی برای اسم فیلم هم میتونی همین اما رو بزاری یا آتش و یخ 🤣(خیلی از این اسم خوشم میاد).و باید ادامه رو دید که دیگه چی میشه اونجوری راحت تر میشه اسم مناسب گذاشت خوشگلمممم💝💝💝🩷
آخی مرسی
واقعا خودت ساختی؟؟خیلی جالبه کنجکاو شدم😂😂
آره عزیزمحتما
جان ، کاترین ، هیلدا ، شارلوت ، روبی ، رابرت ، توماس ، تام ، جیم
ببخشید دیگه چیزی به ذهنم نمی رسه😅😅
چه سریع همه چی. پیش رفت 😂
😅😅