هایائو میازاکی در یک بازهی ۲۲ ساله فراز و نشیبهای گوناگونی را تجربه کرده که حالا با تغییراتی در تکامل لحن همیشگی او همراه شده است.
جهانبینی میازاکی، از شهر اشباح تا پسر و حواصیل، از اوج تخیل تا اوج احترام به زوایای تازهای وارد شده است بهعبارت دقیقتر میازاکی بهوضوح با ساخت انیمهی سینمایی باد برمیخیزد در سال ۲۰۱۳ زاویهی تازهای را در کارنامهی خود نشان داده است. نگرشی که با افزایش سن و خرد او، چه در زمینهی کاری و چه به موازات آندسته از اتفاقات اثرگذار دنیای واقعی بر داستانهایش، رنگ و بوی تازهای را در سینمایش عیان میکند.
ماهیتو شخصیتپردازی متفاوتی دارد چراکه باید رشد کند تا تحمل رنج دنیا را یاد بگیرد اصولا این ورود به دنیایی فانتزی از چیهیرو تا ماهیتو، چه با داشتن هدف اولیه چه بدون هدفِ خاص، نتیجهاش همیشه رشد شخصیتی قهرمان داستان در انتها بوده است. حتی دو کودک معصومِ فیلم همسایه من توتورو و سوفیِ پرتلاش در قلعه متحرک هاول هر دو بهنحوی درپایان به دستاوردهای شخصیتی مهمی میرسند.
پسر و مرغ ماهیخوار؛ شخصیترین فیلم هایائو میازاکی میازاکی همیشه در آثارش به زبانی جهانشمول سخن گفته و از این راه به ماندگاری بیشتری رسیده است. ترکیب نگرشهای فکری و علایق فانتزی میازاکی همیشه راهی جذاب برای خلق روایتهای تازه بوده است. او در فیلمهای نائوشیکا از دره باد، پونیو و پرنسس مونونوکه به جدال بین انسان و طبیعت پرداخته. در فیلمهای قلعهای در آسمان، پورکو روسو و قلعهی متحرک هاول به جنگطلبی قدرتها خرده گرفته. با فیلمهای قلعهی کالیوسترو و باد برمیخیزد، شخصیتهایی در موقعیتهای متضاد با روحیاتشان را قابلدرک ساخته و با فیلمهای توتورو، سرویس تحویل کیکی و شهر اشباح به بزرگشدن شخصیتهای معصوم خود احترام گذاشته است
راهحلی که بارها خود میازاکی را در نقش یک خالق نجات داده، قطعا میتواند قهرمان افسردهی داستان موازی او را هم نجات دهد در یک دید کلی میتوان گفت که میازاکی در این سن، با سرعت کمتر و وسواس بیشتر، به بهانهی بازگو کردن حرفهایی از مسیر زندگی خود به ساخت فیلمی تازه در آخرین سالهای عمرش پناه آورده است. اگر میازاکی در فیلم باد برمیخیزد روایتی شخصی از تراژدیِ زندگی جیرو را بهنمایش میگذارد حالا در پسر و حواصیل بهطور کامل به روایت یک فیلم شخصی از خودش پرداخته است. بهعبارتی قهرمان واقعی این ماجراجویی تازه، خود میازاکی است
استعارهها و صراحت شخصی میازاکی در پسر و مرغ ماهیخوار استعارهسازی میازاکی فقط محدود به همذاتپنداری او با روحیات ماهیتو نیست. شاید یکی از دلایلی که میازاکی به کاراکترهای فرعی فیلم پسر و حواصیل بهاندازهی شخصیتهای شهر اشباح نپرداخته (یا درواقع فرصت کمتری یافته) همین گستردگی رها شدن تصاویر مختلف در دریای ذهن آزاد و موجهای پرشمارِ افکار دگراندیش اوست. اصولا مخاطبِ طرفدار میازاکی بارها غرق آثار او شده اما اینبار باید کمی بیشتر دستوپا بزند تا شاید آن رنج هشداردادهشده را بهتر درک کند. همانطور که اشاره شد بهوضوح از زمان ساخت فیلم باد برمیخیزد مقولهی زندگی و مرگ در جهانبینی آثار میازاکی نقش مهمتری دارد. از همینروی فرمولی که میازاکی داستانِ پسر و مرغ ماهیخوار را با آن روایت میکند بیشتر از شخصیتپردازی بر اشارهها و استعارهها تمرکز دارد.
نظرات بازدیدکنندگان (0)