روزگار تلخه مثل یه قهوه دل من تنگه بودنم واسه دنیا ننگه میبینی اینجا توی تاریکی ها داستان تاریک از دل من دل تاریک مغزمو میخونی همین مغز تاریک دل من شکسته مثل شیشه شکسته در کودکی داشتم آرزوی پرواز حالا دارم آرزوی شادی ای شادی شادی کجای جهانی شادی؟ خونین جگرم از دنیا دنیا خونین جگرم کرده من حتی توی این دنیای تاریک مایه ی ننگم همه دارن ازم میخندن همه بهم میگن تو هستی دی*وونه همه بهم میگن هرکس افکار تورو داشته پریشونه
نظرات بازدیدکنندگان (0)