سلام دوستان.هدف من از این پست چیزی بجز سرگرم کردن شما نیست.
باب اسفنجی توی رستوران خرچنگه و داره اونجا رو تمیز می کنه.آقای خرچنگ:((باب اسفنجی کنار میز شماره ی ۷ کثیفه.))باب اسفنجی:((از ساعه تمیز میشه قربان.))باب اسفنجی می خواد شروع کنه که لکه رو تمیز کنه اما یکهو نارلین از بشکه میاد بیرون.باب اسفنجی:((نارلین ناروال؟))نارلین:((سلام باب اسفنجی.چطوری رفیق قدیمی من؟))باب اسفنجی می پره تو بقل نارلین و میگه:((نارلین. ما از بچگی همدیگه رو ندیدیم.))و میاد پایین. نارلین:((من اومدم شهر کوچکتان رو ببینم.ولی چون نابی رو نیاوردم به یک همراه نیاز دارم.))باب اسفنجی:((برای یک دختر باسلیقه به یک دختر با سلیقه نیاز داریم.فهمیدم.))
میرن جلوی خونه ی آقای خرچنگ.باب اسفنجی:((خیلی خب الان زنگ میزنم.))زنگ زد.پرل :((باشه بابا الان بهت کارتی که توش ۱۰۰۰ میلیارده رو بهت میدم...اون باب اسفنجی تویی.همراه نارلین؟))باب اسفنجی:((نارلین به یه همراه نیاز داره تا شهر رو باهاش بگرده.))پرل:((خب چرا با نابی نمیره؟))باب اسفنجی:((نابی نیومده.))پرل نارلین رو می بره بازار.نارلین:((واو.))پرل:((بیا بریم به قسمت کفش ها.وای این کفش ها چقدر قشنگن.تو نمی خوای یه کفش بخری نارلین؟))نارلین:((ن...))یکهو یک آقایی میاد و میگه:((بیاید خانم این کفش برای شما این بهترین کفش مجانی به شما می فروشیمش.))نارلین:((نه ممنون.من کفش نمی پوشم.))و از قسمت کفش ها میره بیرون
پرل و نارلین میرن تو قسمت عطرها.پرل:((قسمت مورد علاقم.عطرها.یک عالمه عطر خوشبو اینجاست که می تونی بوشون کنی یا بخریشون.))دوباره این آقاهه اومد و گفت:((سلام خانم.این عطر رو امتحان کنید.))نارلین:((آ...))آقاهه:((یا این عطر.))نارلین:((آ...))آقاهه:((یا این عطر.یا این عطر یا این...))نارلین:((آقااااااا!من خودم عطر دارم.عطر قارچی.))عطر رو می زنه و همه جا بوی بد میگیره.یک خانم پولدار با چندتا خدمت کار میاد و میگه:((این هارو بیندازین بیرون.))پرل:((نه وایسید.من کارت پول ۱۰۰۰ میلیارد دارم!))خانم پولدار:((بگیریدشون.))پرل:((فرار کن نارلین فرار کن!))و فرار می کنن
پرل و نارلین میرن رو پشت بوم و در رو نگه میدارن.یکهو خدمت کاران خانم پولدار میان رو پشت بوم.خانم پولداره با هلیکوپتر میاد و میگه:((اون کارت رو بده من.))پرل:((فرار کن نارلین.))و فرار می کنن.پرل:((یک فکری دارم.))کارتی که ۱۰۰۰ میلیارد توش پول بود رو می ندازه پایین.خانم پولدار فرود میاد.یکی از خدمت کاراش به اسم رجگینز سوار میشه.با هلیکوپتر میرن پایین.پرل و نارلین میرن به سمت رستوران خرچنگ.نارلین:((ببخشید گردشت خراب شد.))پرل:((گردشم خراب شد؟گردشم خراب شد؟ این بهترین گردش تو عمرم بود ممنون نارلین.))وقتی رسیدن به رستوران خرچنگ،آقای خرچنگ گفت:((پرل دختر عزیزم لطفا کارت رو بده.))پرل:((خب،من از بازار اومدم بیرون دیدم کارت نیست.بعد فهمیدم کار یه خانم پولداره.))آقای خرچنگ:((چی؟! دیگه خبری از پول تو جیبی نیست.))پرل شروع می کنه به گریه کردن.نارلین:((نه تقصیر من بود ببخشید😞.))آقای خرچنگ:((پس تو اخراجی.پرل پول تو جیبی بر میگرده.))نارلین:((خب من دیگه باید برم.خداحافظ پرل.))پرل:((خداحافظ نارلین.))و نارلین میره
ممنون دوستان که دید اگه می خوای پارت ۳ رو بذارم بهم بگید خوشحال میشم بذارم.خداحافظ همگی.برید چالش داریم
عالییییییییی