ابشار جاذبه
سلام امیدوارم از داستانم خوشتون بیاد و این اولین پستم هستش پس لطفا حمایتم کنید
میبل:وای دیپری بالاخره داریم برمیگردیم به ابشار جاذبه بعد۹ ماه سر کله زدن با امتحانات و درس داریم برمیگردیم به ابشار جاذبه و ۳ماه تموم با ماجراجویی . دیپر: اره میبل ولی بهتر شب زود بخوابیم تا برای فردا دیر به اتوبوس نرسیم. میبل:پس شب بخیر دیپری. دیپر:شب بخیر میبل. (فردا)
پدر دیپر و میبل:خداحافظ بچه ها مراقب خودتون باشید مادر دیپر میبل: خداحافظ مراقب خودتون باشید.دیپر و میبل:خداحافظ (این *علامت یعنی داره تو ذهنش حرف میزنه) دیپر:*ما بالاخره داریم میریم ابشار جاذبه موندم چه ماجراجویی های این تابستون داریم.
میبل:دیپر پاشو رسیدیم به ابشار جاذبه دیپر:بیدارم بیدارم فقط ۵ دقیقه ی دیگه .میبل:باشه پس خودت تک تنها یه کالیفرنیا برمیگردی خداحافظ. دیپر :صبر کن منم بیام میبل . سوز:سلام بچه ها به ابشار جاذبه خوش آمدید میبل :سلام به همگی ما برگشتیم ، وای کندی، گراندا دلم براتون خیلی تنگ شده بود . کندی و گراندا: ماهم همینطور. گراندا:وای میبل کلی داستان دارم برات تعریف کنم میبل: باشه ولی عمو فود و عمو استن ندیدین ؟دیپر:اره اصلا خبری ازشون نیست ؟ استنلی و فورد : بو دیپر :یا خدا، عمو استنلی ،عمو فورد دلم براتون تنگ شده بود استنلی :منم همینطور عسلیا . فورد:یک سوپرایز برات دارم دیپر دیپر: چیه فورد:سوپرایز جورنال ۴ دیپر :ازت ممنونم عمو فورد میبل :خوب خوش بشامونو کردیم میخوام یکی رو بهتون معرفی کنم . استنلی و فورد:چیه میبل :بیا بیرون .
شرمنده که جای حساس تموم کردم پارت۲ بزودی گزاشت میشود
حمایتم کنید ناظر:جون من قبول کن❤❤
سازنده🛐
عالی بودد🌷
مرسیی💖
برای افزایش کامنتا✔
جهت حمایت🌊
خبری از فصل جدید نمیشه ، نه؟
نه متاسفانه😭
واقعی عه؟
چی عزیزم
راستی من پارت ۲ رو نوشتم ولی اگه ناظر جان قبول کنه حتی پارت۳ با یک سوپرایزم نوشتم و لی اگر ناظر جان قبول کنی
عالی عالی
مرسی