میدونم همه بچه ها شیطون بودن یه وقتی حالا هم که دیگه حوصله شیطنت کردن نداریم اما... بدترین شیطنتی که کردی چی بوده؟
| اتمام مسابقه | 1404/11/07 |
| ظرفیت مسابقه | 25 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
رفتم تو حموم درو قفل کردم بعد قیچی برداشتم و موهامو چتری زدم و وقتی از حموم اومدم بیرون زیر پتو قایم شدم تا مامانم موهامو نبینه که دید🙂💔
لاک رو برداشتم باز کردم ریختم تو چشمم و روی فرش و وقتی بردنم دکتر گفتن ممکن بود کور بشم.
رفتم خونه ی جدید خواهرم و اون رفت سرکار بعد در دستشویی خونش مشکل داشت من رفتم و اونجا 6/7 ساعت گیر کردم🙂🙂🙂
🧍♀️🧍♀️🧍♀️ سلام خونه آتیش زدم خدافظ
مامانم تازه از حموم در اومده بود ، منم لای در چشمام رو درشت کردم مامانم داشت چهرش رو تو آیینه میدید. از اتاق داشت میومد بیرون پایین رو نگاه کرد ، جیغ کشید منم داشتم از خنده منفجر میشدم ، بهش یک لیوان آب دادم😁
خوب خودم میخوام تو مسابقه خودم شرکت کنم🤣 مدرسه ما زنگای پژوهش میزان گوشی ببریم ولی باید تحویل بدین من گوشیمو توی کیف لپ تاپم قایم کردم زنگ سوم پژوهش داشتیم زنگ بعدشم نگارش که زنگ آهر بود گوشیمو زنگ پژوهش توی کیفم گذاشتم پ زنگ نگارش با دوستان پایه کلاس کلی عکس و فیلم گرفتیم دو هفته همین کار رو کردم و هیچکی جز هشتمای مدرسمون خبر ندارم و همچنان مامانم که فک میکنه من آروم ترین دختر دنیام...
عروسی پسرعمم روی صنلی عروس و داماد پونز گزاشتم البته عروس چون دامنش پفی بود چیزی نشد ولی پسرعمم....
سلام و عرض ادب خدمت کاربران گرامی کاملا اتفاقی گل پلاسیده شده ی مادربزرگم افتاد تو غذا پخت و بعدش هم اشتباهی تو خورشت تخم مرغ ریختم آره دیگه همینا بعدشم یبار کاملا اتفاقی باعث شدم سه تا از بشقاب های مامانم بشکنه. چه دلقکیم من🤡😂
غلط گیر رو از وسط نصف کردم همش ریخت رو لباس و فرش اتاقم🤷♀️
یه بار تو املام ۳۰ تا غلط داشتم البته الان درسم عالیه اونموقع کلاس اول بودم ، رفتم املای دوستم رو اسمشو با اسم خودم جابه جا کردم چجوری؟ اسم خودمو پاک کردم اسم دوستم رو نوشتم . مادرم فهمید من که هیچی دمپایی بدبخت میگفت غلط کردم🤣🤣🤣🤣
از امتحان نوبت اول تعطیل شده بودم و باید پیاده برمیگشتم. زود امتحانو دادم و چون یواشکی گوشی برده بودم،رفتم دبستان قبلیم یه عالمه چالش رفتم و از اونور رفتم معین مال بعد رفتم سوپرمارکتی خرید کردم دوستمم پیاده رسوندم خونشون خلاصه که روی مانتو مدرسم هم یه کت مشکی بلند با عینک آفتابی و کلاه مشکی گذاشته بودم خلاصه که مادرم خبر نداره
اگه تعریف کنم همتون از من مت.نفر میشید ولی خنده دار بگم من پیش دبستانی بودم و آبجیام چهارم بودن و خرگوش داشتن بعد اونا یه بار که رفته بودن بیرون من کلی خرگوشه رو ناز کردم و بغلش کردم
خب خب خب شیطنت های زندگیم بسیااااااااار زیاد بودن ولی جزئی😂 مناسب ترینش به نظرم اینه که سر یه جرئت حقیقت با دوستام ۱ ساااعت و ۲۷ دیقه دقیق دووم آوردم و از اونجا یه راس رفتم بیمارستان😂😂😂 سر جرئت حقیقت ها تو مدرسه هم که سس خالی کردن سر هم و خوردن ترکیبات سمی و .... هم که بی نهااایت
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
آهک ریختم رو چرخ ماشین .
تو خیالاتم تظاهر می کردم ملکم برای تاج گذاری نشستم رو میز عسلی میز عسلی شکست .
تو امتحان پایانسال ریاضی کلاس سوم ۱۴ تا غلط داشتم خداروشکر آنلاین بود بابام برام درست کرد . ( بعد جالب اینجاست اون اسکلیگ که ۱۴ تا غلط داشته الان کلاس نهم سرگروه ریاضی)
برای اینکه گریه همکلاسیامو دربیارم وسایلشونو قائم میکردم پیدا نکنن البته بعد دلم میسوخت مینداختم کف کلاس میگفتم اه اونجارو اون مال تو نیست ؟
میخواستم ببینم دوچرخه داداشم چجوری کار میکنه خرابش کردم بع