سلام به اهل خونه تستچی خون های نمومه پارت ۵ تاثیر نداشت ۶امی اومده بخونه مرسی
سلام دوستان یک شعر دو بیتی برای شما در بالا نوشته ام (ناظر عزیز لطفا تایید کن چیز بدی نداره ) درضمن کسانی که دارای مشکل قلبی عروقی تنفسی و زمینه ای دارند از دیدن پارت ۶ خودداری فرمایند 🤪 #شوخی
از زبان تام و سابین " خوابیده بودم که صدای شکستن شیشه اومد و بعدش هم یکی جیغ زد سریع از روی تخت بلند شدم و رفتم دم در اتاق که دیدم سابین/تام هم دم در اتاقشه باهم رفتیم پایین که ببینیم چه شده داشتیم میرفتیم پایین یک صدای گروپ هم اومد اهمیت ندادم رفتیم پایین دیدم کاگامی گوشه آشپز خونه است و با دستی در این حالت 👆 روی میز رو نشان میده روی میز رو نگاه کردم که دیدم سابین " سوسکه اونجا سوسکه (جیغ و داد ) سریع رفتم پیش کاگامی تام " اونجا یک سوسک بود که یکدفعه سابین جیغ زد و رفت پیش دخترش 🤦 مادر دختر مثل همن که لوکا اومد و رفت از داخل کمد اتاق خودش حشره کش آورد و سوسک را ترور کرد چه عجب تو این خانواده یکی به من رفته بعد از اینکه سابین با هزار مدل روش مطمئن شد که سوسک مرده اومد پیش من گفت " فردا شب تو این خونه نمی خوابیم گفتم " باشه و همه به اتاقشان رفتند * فردا صبح * ...
دوستان عزیز توجه کنید باتوجه به اینکه در نظرسنجی شیپ آدرینتی را انتخاب کردید دیگر راه باز گشت وجود ندارد و شیپ داستان همین میباشد از ناظر گرانقدر هم تقاضا دارم این تست را رد نکند با تشکر اینترنتم داره تموم میشه فاز ادبیات برداشتم
اسلاید اضافی .... بقیه داخل نتیجه می باشد .
نتیجه 1
تام " صبح شده بود رفتیم سر سفره جمع شدیم و زنگ صبحانه را زدیم هرچه زدیم مرینت نیامد سابین رفت ببینه در اتاق مرینت را باز کرد و جیغی ما فوق زرد کشید کل خانواده دوان دوان به سوی اتاق روانه شدیم که دیدیم که مرینت افتاده زمین و خون زیادی از دست داده لوکا دو تا از انگشتانش را روی گلوی مرینت گذاشت و گفت ... ناظر رد نکن ۵ لایک برا بعدی
نتیجه 2
تام " صبح شده بود رفتیم سر سفره جمع شدیم و زنگ صبحانه را زدیم هرچه زدیم مرینت نیامد سابین رفت ببینه در اتاق مرینت را باز کرد و جیغی ما فوق زرد کشید کل خانواده دوان دوان به سوی اتاق روانه شدیم که دیدیم که مرینت افتاده زمین و خون زیادی از دست داده لوکا دو تا از انگشتانش را روی گلوی مرینت گذاشت و گفت ... ناظر رد نکن ۵ لایک برا بعدی
نتیجه 3
تام " صبح شده بود رفتیم سر سفره جمع شدیم و زنگ صبحانه را زدیم هرچه زدیم مرینت نیامد سابین رفت ببینه در اتاق مرینت را باز کرد و جیغی ما فوق زرد کشید کل خانواده دوان دوان به سوی اتاق روانه شدیم که دیدیم که مرینت افتاده زمین و خون زیادی از دست داده لوکا دو تا از انگشتانش را روی گلوی مرینت گذاشت و گفت ... ناظر رد نکن ۵ لایک برا بعدی
نتیجه 4
تام " صبح شده بود رفتیم سر سفره جمع شدیم و زنگ صبحانه را زدیم هرچه زدیم مرینت نیامد سابین رفت ببینه در اتاق مرینت را باز کرد و جیغی ما فوق زرد کشید کل خانواده دوان دوان به سوی اتاق روانه شدیم که دیدیم که مرینت افتاده زمین و خون زیادی از دست داده لوکا دو تا از انگشتانش را روی گلوی مرینت گذاشت و گفت ... ناظر رد نکن ۵ لایک برا بعدی
گفتی ۵ لایک
حالا ۶تاس👍📚
پس
پارت بعدی کوووووووووووووووووووووووووو📢😮✊؟
بدو بنویس دیگه😫!!!
در صف انتشاره
آااااخ😣😫 بد دردیه😫🤦🏻♀️😫🤦🏻♀️
یادت رفت اینو بزاری توی لیست پارت های داستانت😃
طبق معمول ،حد عالی بودن را رد کرده بود😄
اسلاید اول رو هرچی میخونم سیر نمیشم🤣
سوسک سوسک
عالییییی