
امروز به یک جنگ در تاریخ شعر و ادبیات ، که تا کنون ادامه داشته است میرویم

سلام دوستان فکر کنم حافظ رو دیگه همتون بشناسید کلی اگر نمیشناسید او یک شاعر زبر دست در زمینه غزل نویسی بوده که در قرن هشتم میزیسته امروز به یکی از بیت های غزل ۳ این شاعر میپردازیم که یک میدان جنگ بین شاعران بوده

حافظ : اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را / به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را (سال ۷۴۸ هجری شمسی) *** صائب تبریزی در جواب حافظ : هر آن کس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد / نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را / به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را (سال ۹۹۵ ه.ش)

شهریار در جواب صائب و حافظ : هر آن کس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد / نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را *** سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند / نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دل ها را *** اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را (سال ۱۳۵۲ ه.ش)
رند تبریزی در پاسخ آن سه : اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را / بهایش هم بباید او ببخشد کل دنیا را *** مگر من مغز خر خوردم در این آشفته بازاری / که او دل را بدست آرد، ببخشم من بخارا را *** نه چون صائب ببخشم من سر و دست و تن و پا را / نه من آن شهریارانم ببخشم روح و اجزا را *** که این دل در وجود ما خدا دارد که می ارزد / هزاران ترک شیراز و هزاران عشق زیبا را *** ولی گر ترک شیرازی دهد دل را بدست ما / در آن دم نیز شاید ما ببخشیمش بخارا را (سال ۱۳۸۷ ه.ش)
شاعر گمنام در جواب آن چهار تا : اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را / خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را *** نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را / مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟ *** و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً / که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را *** نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را / فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را...!
شاعر گمنام دیگری : اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را / بگویش باز پس آرد دل بی چاره ی ما را *** مگر طاقت و یا ظرفیتش چون است یارم را / که هر کس میرسد ره ره بدستش می دهد دل را
امیر یوسف محبی از زبان حافظ : منــم حـــافظ که اشعارم پریشان کــرده فــردا را / بـه یــادم بــرده ایـن عـــالم تمـــام فکــر دنیا را *** اگـر بـر تـرک شیـــرازی سراییــدم چنیـن اشعـار / نمیـدانـــی کـه یــاد او هنـــوزم بـــرده دلهـــا را *** چنیــن یــار گــران قدری ندیــدم در پــس عــالم /که صائب در جواب من دهد دست و تن و پا را *** اگــر پاســخ ندادم مــن به صائب در چنین روزی / نمی خواهم غمش بینم که گیرد دامـن مـا را *** اگــر گـــویـــم دهــم بــر او سمـرقــند و بخــارا را / هــم اکنـــون بـاز میگویــم دهم من کل دنیا را *** اگــرعشقی چنین خواهی بگو راز خودت با رب / کـه بـر عشــاق میبخشد تمــام روح و معـنا را *** نصیحت می کنم بر تو که داری ایـن چنین دلبـر / به هـر قیمت به دست آور اگـر خواهی ثریـا را *** کنم یادی ز این یوسف که داده وقت خود بر من / ندایش را به رب گوییــم کـه میخواهد زلیخا را
و حدود ۱۰ شاعر گمنام و ۱۰ شاعر پیدا نام دیگر نیز در این مسابقه شرکت داشتند
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
اگر ان ترک شیرازی بدست اورد دل ما را
خدا بهش دهد صبری که دارد دل ما را
مگر مغز خر خورده ـست که بر دارد دل ما را
برو بگذار سر جایش، این دل مسخره ی ما را
(وزنش بد بود ولی خب...)
به به
خیلی قشنگ بود
اس ۷ فامیلش با فامیل مامانم یکی بود
پنجمی رو دوست نداشتم
ولی بقیه قشنگ بودن
عالیی