
ناظر عزیز و محترم لطفا لطفا منتشر کن باور کن چیزی ندارههه💔اگه نمیخوای اکانتم بپره منتشر کن امیدوارم به تمام آرزوهات برسی خواهش میکنم منتشر کن پلیزززز:))
تا نگاهش بهم افتاد لبخند مرموزی زد و اومد سمتم متیو : سلام بر دختر عموی عزیز تر از جانم خبری ازت نیست امیلیا : پوزخندی زدم عجیبه که پیدات نیست! متیو : ت..تو از کی تا حالا میتونی حرف بزنی؟؟! امیلیا : از امروز متیو : به حق چیزای ندیده امیلیا : چی میخوای؟ متیو : چرا فکر میکنی هر وقت میام پیشت چیزی میخوام؟ امیلیا : چون همیشه یه چیزی میخوای متیو : حرف که میزنی هیچ هر چی دوست داری میگی تام : امیلیا با هر کی همون جوری که باهاش رفتار میشه رفتار میکنه متیو : ریدل؟ چه خبرا؟ با امی دوست شدی؟ یعنی نمیتونم با دختر عموم حرف بزنم؟ امیلیا : تام؟ تو کی اومدی؟ تام : وقتی ایشون اومد متیو ریدل هم شهرت من ولی ریدل اصلا بهت نمیخوره متیو : وایستادم ببینم به کی میخوره! تام : چرا باید فامیلی تو ریدل باشه؟ متیو : پوزخندی زدم شاید داداشمی تام : چرت نگو من جدی سوال کردم متیو : پدر امیلیا و پدر من برادر های ناتنی هستن فامیلی اصلی من اسمیته ولی به اصرار پدرم به ریدل تغییر کرده وگرنه خیلی علاقه ای ندارم هم شهرت پسر مرموز و مغروری باشم که هیچکس جرات دوست شدن و حرف زدن باهاش و نداره!
تام : پس مثل اینکه دختر عموت از تو شجاع تره چون باهام حرف میزنه امیلیا : بحث دیگه داشت جدی میشد رفتم سمت متیو و دستشو گرفتم متیو بریم دیگه؟ متیو : پوزخندی زدم و نگاهمو از چشمای تام گرفتم...بریم.... دختر تو چرا با این دوست شدی؟ امیلیا : تو چرا میخوای از همه چی سر در بیاری؟ متیو : دلم میخواد اِمی این پسر خطرناکه امیلیا : واسه من نیست! اگه بود بهم کمک نمیکرد حرف بزنم! متیو : چی؟ امیلیا : تام بهم کمک کرد! بهش نمیخوره ولی انگار درونش یکی دیگس متیو هوا تاریک شده بهتره قبل از اینکه از گروه خودت و ریدل امتیاز کم کنی بری و بگیری بخوابی! متیو : هوف اوکی...خدافظ امیلیا : نگاهم و ازش گرفتم اصلا نمیخواستم برگردم به اون اتاق ولی ناچار روانه شدم سمت اتاق وارد اتاق شدم همه دخترا رو تخت خودشون نشسته بودن و با ورود من نظاره گر من شدن اهمیتی ندادم و رفتم رو تختم نشستم فلورا : رفقا فردا بریم هاگزمید؟ لیا : آره خیلی خوب میشه شنیدم از اون بستنی یخی های آلبالویی داره فلورا : تا حالا نخوردی؟ لیا : دو سه باری خوردم پس...فردا میریم صبح به توماس خبر میدم امیلیا : یاد روزی افتادم که پدرم رضایت نامه هاگزمید و امضا نکرد و تو هاگوارتز موندم ولی فلورا کنارم موند و نرفت واقعا چطور باور کنم همش الکی بود؟
اما همه چیو خراب کرد همه چی! فلورا : باز که از ریونکلا امتیاز کم نکردی؟ امیلیا : پوزخندی زدم و تو چشماش زل زدم و با لحن نسبتا بلندی گفتم اگه شماها کم نکنید با کاراتون منم امتیازی کم نمیکنم! خنده روی لبش محو شد فلورا : جالبه مثل اینکه میتونی حرف بزنی! امیلیا : آره فقط علاقه ای با حرف زدن با آدمایی مثل تو رو ندارم لیا : نکنه از اول میتونستی و نقش بازی کردی؟ امیلیا : من مثل شما ها انقد تو نقش بازی کردن معروف نیستم رو کردم به فلورا واقعا چطوری نقش بازی کردی که حتی بهت شک نکردم؟ بازیگری چیزی شدی خبر ندارم؟ فلورا : حوصله جواب پس دادن به تو رو ندارم شب خوش امیلیا : چیزی نگفتم و رو تخت دراز کشیدم و پتو رو روی خودم کشیدم و لبخندی زدم خوابم نمی برد چند مین صبر کردم وقتی همه خوابیدن از اتاق رفتم بیرون و با قدم های آروم به برج نجوم نزدیک شدم تام مثل همیشه اونجا بود لبخندی زدم و رفتم کنارش تام : ماه کامل نیست..امیلیا : ولی قشنگه و می درخشه تام : چرا طرف اونو گرفتی؟ امیلیا : چی؟ ببین متیو خیلی وقتا دنبال دعوا میگرده منم اصلا حوصله دعوا نداشتم واسه همین رفتم سمت اون تام : خیلی نزدیکش نباش
امیلیا : چرا؟ تام : چون چ چسبیده به را! حس خوبی به این پسره ندارم امیلیا : چیز نگفتم و نگاهمو ازش گرفتم و به ماه خیره شدم صدایی از پشت سرم اومد و لبخند روی لبم محو شد اسنیپ : مثل اینکه ده امتیاز منفی کافی نبود!!
ناظر عزیز و محترم لطفا لطفا منتشر کن رد نشه خواهش میکنم:) واسش کلی زحمت کشیدم میدونی اگه رد کنی قلبم میشکنه💔😔 اگه تستام رد شه اکانتم می پره خواهش میکنم رد نکن منتشر کن واقعا اگه منتشر کنی خیلی خوشحالم میکنی و لبخند رو لبم میاری پس لطفا منتشر کن ناظر مهربونم پلیز منتشر:)) امیدوارم به آرزوهات برسی💚☺تنک لایک و کامنت فراموش نشه:))♡♡
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
چرامنندیدمایناومده..
عه جدی؟ نمد>3♡
پارت هشت 18 ساعته بررسیه:)
من بررسی کردم 🙂🤝
تنکک یوو کیوتمم
وای خوشبحالت منتشر شد داستانت😶✨️
من هر تستی بسازم ۲ روز طول میکشه بررسی بشه🙂💔
هعیی امیدوارم مال شمام منتشر شه بیب
پارت بعد و گذاشتم 4 ساعته بررسیه:)
مرسیی
به طرز وحشتناکی عالللللللییییی بوددد یونو؟؟؟؟
کیف کردم واقعا😭🤌
خیلی خوب نوشتی
ممنوووونننم😭💙💙لاوم
تنک
عااالی خیلی گاااااااادددددد بوووود🍪🙂
ممنونممم قشنگم
مرسیییی قشنگممم مث یو لیدی
عالی
میسی کیوتی
بازم به من افتاد بررسی کردم :) عالی فقط میشه رمان بعدیت راجب دراکو باشه؟
توی نوبته هنوز به دست ما ناظرا نرسیده
وای ممنووننن لاوم:)) تنک...ام خب تمام داستانام از دراکو بوده بعدی در موردش نیس ساری قشنگم😁
باشه خب نخوندمشون باید بدم بخونم 😁
اوکی تنکک بیب
قشنگم اگه پارت 8 واست اومده میشه منتشر کنی؟ اگه اومده..تنک بیب
عالی بود:)💚
مرسییی بیب🌚💙