
سلام اینم پارت دو
بی تی اس اومد سریع رفتم پیش شون و سلام کردم بی تی اس :سلام خوبی؟ چخبر ؟دخترا چطورن؟ مین سو:ممنون خوبم خبر سلامتی خوبن اونجا دارن با سولار حرف میزنن کوکی و جیمین و شوگا:پس ما میریم پیششون مین سو:باشه فقط بهشون بگین زیاد نخورن کوکی:باشه وقتی رفتن نامجون و جین و جی هوپ هم رفتن سر یه میز فقط من تهیونگ اونجا وایساده بودیم نگاهشون میکردیم که تهیونگ گفت:ام ما هم بریم سر یه میز مین سو:باشه وقتی رفتیم دخترا اومدن گفتن:بریم خونه سر گیجه داریم مین سو:گفتم زیاد نخورین حرفم رو گوش نکردیم اینم نتیجه با اینکه مکنه گروهم ولی حق به من رسید😁 دخترا:باش بابا ما میریم مین سو:باشه برین من پیاده میام دخترا:باشه .اخرای مهمونی بودیم که هواسا اومد گفت: دختر داری چیکار میکنی که ته ته داره فقط نگات میکنه ؟ یه نگاه ریزی به تهیونگ کردم دیدم داره راست میگه گفتم:حتما کسی به زیبایی من ندیده😂 هر دومون زدیم زیر خنده .مهمانی داشت تموم میشد پس کت رو پوشیدم بعد هواسا گفت: برسونیمت؟ مین سو:نیاز به زحمت نیستم هواسا:چه زحمتی
رفتم سوار ون مامامو شدم و من رو رسوندن خونه .وقتی رفتم دیدم دخترا نیستن نگران شدم سریع زنگ زدم به منیجر گفتم:منیجر دخترا نیستن چیکار کنم؟ منیجر:به یکی اخرین بار دیدتشون زنگ بزن مین سو:راننده ون مینجر:باشه الان زنگ میزنم خبر میدم بعد از پنج دقیقه منیجر زنگ گفت:رفتن خونه بی تی اس مین سو:اهان الان میرم وقتی رفتم دیدم بله انقدر خورده بودن که پخش شده بودن خجالت کشیدم سریع از اعضای بی تی اس معذرت خواهی کردم و دخترا رو ورداشتم بردم خونه یکی یکی گذاشتم رو تخت لباسم رو عوض کردم و رفتم خوابیدم فردا بیدار شدم برای دخترا سوپ سر درد درست کردم وقتی حالشون خوب شد رفتیم کمپانی منیجر:سودا،تهیو،سه مین تنبیه میشید دخترا:چرا؟؟؟😕 مین سو:چون دیشب رفتین خونه bts دخترا:خاک عالم 😑 مین سو:تنبیه شما اینه که برین خونه بی تی اس و هرچی گفتن براشون درست کنین دخترا:نه😵 مین سو:همین که گفتم دخترا:باشه پس بریم مین سو:بریم منم میام نظارت گر وقتی رفتیم دم در خونه بی تی اس در زدیم ته ته در رو باز کرد گفت:سلام کاری داشتین؟ مین سو:سلام دخترا تنبیه شدن هر کاری که بگید بکنن اونم به مدت ۱ هفته منم نظارت گرم ته ته:یعنی اینجا به مدت یه هفته میمونید🥳
مین سو:اگر اجازه بدین ته ته:معلومه رفتیم تو دخترا پیشبند پوشیدن شروع کردن تا شب فقط دستور میگرفتن و درست میکردن .شب بود باید سر قولمون میبودیم و تا یک هفته خونه بی تی اس می موندیم مین سو:من میرم بخوابم اتاق من کجاست؟ تهیونگ :بیا من نشونت میدم تو راه بودیم که من افتادم و پام پیچ خورد یه اه بلندی کشیدم و سعی کردم پاشم ولی نتونستم تا اومدم دخترا رو صدا کنم تهیونگ گفت:وایسا الان بلندت میکنم مین سو:نیاز به زحمت نیستم دخترا میاین ک..... تا اومدم حرفم رو کامل کنم تهیونگ بغلم کرد گفت: ساکت خودم میبرمت تازه همسایه هستیم من از خجالت آب شدم(از این به بعد بجای کلمه مین سو مینویسم من😊)رفتیم توی اتاق تهیونگ گذاشتم روی تخت و پتو روم کشید نمیدونم چی شد که خوابم برد داستان از زبان تهیونگ:بلندش کردم بردم توی اتاق گذاشتم روی تخت و پتو روش کشیدم و رفتم بیرون به هیونگ گفتم :جین هیونگ یکم یخ میزاری روی پارچه؟ جین:چرا؟ ته ته:داشتیم میرفتیم بالا مین سو افتاد پاش پیچ خورد جین:اهان الان میدم🧊 ته ته:ممنون رفتم بالا که یخ بزارم روی پاش دیدم خوابه پس خیلی آروم گذاشتم روی پاش تا از خواب نپره که یه دفعه یه صدایی میومد صدای مین سو بود میگفت:اینجا خیلی گرمه کمک دارم میسوزم 🥵 سریع رفتم تب سنج رو آوردم و دیدم تبش روی ۳۹ داد زدم:هیونگ بدو بیا تب داره 🤒 (داستان از زبان جین) اومد دیدم واقعا تب داره سریع
گفتم یه پارچه و اب خونک بیارن وقتی اوردن پارچه رو کردم توی آب و گذاشتم روی پیشونیش تبش اومد روی ۳۷ خدا رو شکر به تهیونگ گفتم: امشب مواظب مین سو باش دخترا خوابن؟ کوک:اره جین:بهشون نگین باشه پسرا:باشه رفتم توی اتاقم خواستم بخوابم که دیدم کوکی اومد گفت :هیونگ میتونم پیشت بخوابم جین:چرا؟ کوکی:تصمیم گرفتیم دوتا دخترا پیش هم بخوابن شوگا و جیمینم پیش هم تهیونگ قرار بود پیش تو بخوابه میشه من امشب بجاش بخوابم ؟ جین :اره بیا کوکی:ممنون مهربان ترین هیونگ دنیا جین:کاری نکردم باید هر روز بیای اینجا چون اتاق دیگه ای نداریم ما سه تا باید اینجا بخوابیم کوکی:راست میگی 🤭 هیونگ فردا باید شیر موز بخری جین:باز شروع کردی کوکی:تروخدا🥺(فکر کنین قیافه اش رو کیوت کرده) جین:باش بابا کوکی:ممنون (داستان از زبان تهیونگ)وقتی هیونگ گفت مواظب باشم یکم خوشحال شدم تا صبح فقط نگاش میکردم وایسا ببینم😵من........من عاشق شد.......م یا خود خدا 🤯چیکار کنم به هیونگ بگم نه سوتی میده ول کن پیش خودم نگه میدارم تازه دو روزه دختره رو میشناسم یک هفته بعد(داستان از زبان مین سو)اومدیم خونه خودمون خدایا اونجا راحت بود اما نه به اندازه خونه خودمون ولی خوبه یه رفیق پیدا کردم عین خودم تا ۱۲ ظهر می خوابه(منظورش شوگا😁)
ببخشید اگر تعداد سوالات کم بود
بای بای
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
قشنگ مینویسی
پارت بعدی اومده
عالی
عالی بود 👍
من خودم هم مثل شوگا تا ۱۲ ظهر خواب کلاً همی چیم مثل شوگا هست چون دوتامون تو بروز دنیا او مدیم
پارت بعدی کجاست؟😡
تا پارت بعد پس نگیریم آروم نمیگیگیریم
عالی پارت بدی
عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــالی لطفا به داستان منم یه سر بزن😘😘😘😘
سلام
بلاخره بعد 100 سال اومد
پارت بعدی رو زود بذار منتظرم ها 😉
زود بذار
عالی بود ❤️