منتشر؟!
بلاخره استخدام شدم! تو شرکتی که آرزوش رو داشتم:) اما بنظر میومد رئیس خیلی خشن باشه اوفف اصلا من چرا استرس دارم؟ مادر:ا/ت دخترم اومدی خونه؟ ا/ت:آره مامی منم مادر:چیشد استخدام کرد؟ ا/ت:آره! مادر:خداروشکر ا/ت:من میرم تو اتاقم مادر:وا تو که هیچی نخوردی ا/ت:گشنم نیست
فردا صبح ا/ت: از خواب بیدار شدم ساعت ⁷ بود پاشدم رفتم دوش گرفتم صبحونه خوردم و رفتم آماده شدم ا/ت:حالا چی بپوشم😐💔 یه شلوار لی با تاپ پوشیدم بعدشم روش کتمو پوشیدم یه آرایش ملایم کردم ا/ت:بلاخرههه
منتظر تاکسی بودم که یهو گوشیم زنگ خورد ا/ت:الو میا؟ میا:میارو زهر مار کجا بودی جواب نمیدادی؟😐💔 ا/ت:دارم میرم شرکت میا:استخدام کردنننننن؟ ا/ت:معلومه کی با تجربه تر از من؟😐💔 میا:اوف باشه بابا بای
بلاخره تاکسی رسید سوار شدم ا/ت:لطفا به شرکت..... ..برید ا/ت:اگه رئیسش عصبی باشه چی؟ خدا به دادم برسه راننده:رسیدیم ا/ت:ممنون پیاده شدم و وارد شرکت شدم با استرس سلام کرد کارمند:تو همون کارمند تازه وارد هستی؟ ا/ت:بله کارمند:برو اتاق رئیس کارت داره ا/ت ب...اشه فقط اتاقشون کجاست کارمند:طبقه آخر دست راست ا/ت:ممنون
وارد اتاقش شدم ا/ت:با من کار داشتین؟ کوک:آره بیا بشین ا/ت:چشم کوک:قوانین رو که میدونی؟ ا/ت:بله میدونم کوک:خوبه! اگه قوانین رو زیز پا بزاری بد برات تموم میشه فهمیدی؟ ا/ت:بله کوک:میتونی بری ا/ت:چشم ببخشید میتونم فامیلتون رو بپرسم؟ کوک:جئون ا/ت:چشم ممنون
ارزش یه ¹ لایک و کامنت هم نداره؟😐⛓️
پرفکت^^!