خوب واقعا نمیخواستم ادامه بدم ولی نمیدونم واسه چی ادامه دادم منتظر چی هستی؟؟
همهمه ای از بالا اوند نمیدونستم کجام تا اینکه با نگاه متعجب همه رو به رو شدم و چشم به مری خورد مگه اون به هوش اومد؟؟؟؟؟دویدمو دیویدمو دارویدم و به طور احمقانه ای جلوی مری خوردن زمین پرش کردمو شروع کردم به سوال پرسیدن💚:مری حالت خوبه.... «از زبان مری🖤:ادرین بیست سوالی رو شروع کرد منم فقط کارم تعجب بود
برای اینکه بفهمه هنوز بابت خاکشیر شدن گوشیم ازش ناراحتم و باهاش قهرم رومو اونور کردم که به سرعت متوجه منظورم شد ادرین💚:هنوزم ازم ناراحتی....اهههه حق داری گوشیت و خواست بگیرتش که با اخم سریع گرفتمش ادرین💚:بابتش ببخشید مری🖤:خب من حتی اگه الان تورو ببخشم که احتمالش صفر درصده تو خوب شدن گوشیم تاثیری نداره
با حالتی که صورتش گویا بود ناراحته سرشو پایین اورد ولی بعد بایه حالت خوشحالی سرشو اورد بالا ادرین💚:ل اگه گوشیت درست بشه...؟؟ مری🖤:خوب اونموقع احتمال بخشیده شدنت توسط من به 95 درصد میرسه ادرین💚:خوب این خوبه چون یکی از دوستای قدیمیم که تو کار گوشی و ایناست امشب داره میاد و... نمیدونم چرا با خوشحالی و ذوق گفتم🖤:واقعا؟! لبخند زد و بهم نگاه کرد
منم به قصد درست کردن غذا ها پاشدم ادرین💚:خب میشه دیگه باهام قهر نباشی؟؟لطفا برگشتم که نگاهش کنم اوه نه اون نگاه معصوم کیوت مری🖤:بسه چشماتو گربه نکنننن ادرین💚:لطفاااااااااااا مری؟؟؟؟؟؟ مری🖤:اوفففف باشه ادرین💚:ممنون و پرید &لغب&م ادرین💚:خیلی بابت اون اتفاق تو استخر نگران شدم ببین راستشو بگو واقعا حالت خوبه؟؟ داشتم خفه میشدم گفتم🖤:اگه ولم کنی و خفه نشم از زبان ادرین💚از بغلش بسرون اومدمو گفتم:اوه ببخشید مری🖤:و جواب سوالت من واقعا حالم خوبه هنوز هشت تا جون دیگه دارم ادرین💚:مگه گربه ای؟؟ زویی💟:ولا نشونه هاشو که داره گوش تیزی داره بویاییش قویه نه تا جون داره و هیچوقتم نمیمیره &حاورا&م که یخورده دیگه بگذره کامل میتونه ببینه ادرین💚:مری تووو... نذاشت حرفمو ادامه بدم و دستشو گذاشت دهنم که یهوووو.....
خوب دوستان ببخشید اگه ادامش تو اسلاید قبلی اشتباه بود چون بین نوشتن این دو اسلاید تقریا 6 روز فاصله انداختم و تو این چند روز نه خودم نت داشتم نه بابام گوشی مامانمم خراب بود دیگه خوب بلایکید بای .