ناظر عزیز لطفا منتشر کن،ممنون:)
+خب چیکا کنم؟_باید حرف بزنیم+بیا برو نمصن میخوام برم بیرون_صب کن صب کننن+وا؟_میگن چن نفر باهات بیان پرنسس+هف:/_خدتو حاضر کن اونا هم میاد+اوکببببب{چن مین بعد}+من امادممم_به یه شرط میذارم بری+خب؟+باید خیلی مراقب باشی+خیلی خببببب_زود برگردددد+خدافظ تهیونگاااا{⁴ ساعت بعد}_الان من چیکار کنم؟هیچکس جواب نمیده،ا.ت من کجاست؟{داد}÷اروم باش تهیونگ_چطوری اروم باشم جین هیونگ؟{داد،بغض}=فقط اروم باش
صدای زنگ گوشی}_آقای دکتر؟چرا باید زنگ بزنه،الو؟دکتر:جناب کیم همین الان باید خدتونو برسوندید بیمارستان حال خانم کیم خوب نیست،منتظرم{قطع کرد}_چ..چی{داد}میریم بیمارستان زود باشید{بیمارستان}_چیشده؟منشی:آقای کیم،آروم باشید،باید حرف بزنیم_چه حرفی بزنیم{داد}پرستار:خانم کیم،ت*ص*ا*د*ف کردن،حالشون خوب نیس،با آقای دکتر صحبت کنید
{تهیونگ ویو}جلوی چشمام سیاه شدن،پاهام سست شد و روی زمسن افتادم و بی اختیار داد زدم،حالم بد شد و بیهوش شدم{نامجون ویو}@تهیونگ،تهیونگ صدامو میشنوی{داد}،تهیونگ رو بردن توی یکی از اتاق ها،نمیتونستم هیچی رو بفهمم،ا.ت،تهیونگ و اون بچه،روی صندلی نشستیم=دلم آشوبه@چیزی نمیشه همشون حالشون خوب میشه
تهیونگ ویو}چشمام رو باز کردم به امید اینکه خاب دیدم،بلند شدم ولی با دیدن محیط اونجا سریع رفتم بیرون_ا.ت{داد}@تهیونگ اروم باش،همون موقعه دکتر بیرون اومد_چیشده دکتر{بغض}دکتر:خبر خوب اینه ک حال خانم کیم خوبه و بزودی سر پا میشن ولی راستش_راستش چی؟{داد}دکتر:متاسفم،ولی بچه ی دیگ وجود نداره{تهیونگ ویو}لحطه ای دنیا دور سرم چرخیدم،بدون توجه به اطرافم داد میزدم و گریه میکردم،چرا؟واقعاچرا
ولیییییی چراااا
سریع بدی غمگین باشه میگم راهبه بیاد خوابتون 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
جیخخخخخخخخخ:]
جیخخخخخخخ
میشه دستمال بدین؟دستمال نداریمم
جیخم
لطفا پارت بعدی رو زودتر بزار داستانت خیلی قشنگه
اوهوم گذاشتم
هارتم پودر شد
جیخ:(
نههههههه
خيليييى عاليهههههههه پارت بعدددددد
مرسب حله
🤍💫
اشکککک
جیخخخخ
ازاین.....
ازاینبهترررر؟
هب:)