
خب بگید پارت چند رو دوست دارید تا اس6 بنویسم؟ ناظر بنشر♥
ارو ویو:موقع جمع و جور کردن ی آه.نگی به ذهنم رسیده بود ر.پ بود داشتم اونرو مینوشتم که یکدفعه یکی از بچه های خوابگاه از اتاقش اومد بیرون همون بود که وقتی اومدم خوشامد گفت مگه اینها تمرین ندارن؟ من:ببخشید شما اسمتون چیه؟ پ.س.ر:من هوسوکم هنوز بچه ها برنگشتن؟ من:خیر خیلی وقته رفتن شما چرا نرفتین؟ هوسوک:من جلوتر تمرین هارو انجام دادم پس امروز نیاز نبود برم راستی بوی غذا های مادرم میاد من:اره سامگیتانگ گذاشتم نمیدونستم غذا رو چکار میکنید هوسوک:دستتون درد نکنه همیشه از کمپانی میگرفتیم من خواهش میکنم که بچه ها برگشتن
یکی:اخیششش دا*غو*ن شدم تموم شد چه بوی خوبی میاد همه:سلام من و هوسوک:سلام تهیونگ:بچه ها این خواهرم هست ارو کاراموز جدیده جیمین:سلاممم ارووو من:سلام جیمین توهم کاراموزی؟ جیمین:اره بچه ها بیاین اسم هاتون رو بگید نامجون:من کیم نامجون هستم جین:من کیم سوکجینم کوک:سلام من جئون جونگکوکم یونگی:عه اروو یعنی چیزه..سلام من مین یونگیم (ی چند نفر دیگه هم بودن که مهم نیست سی*اهی ل*ش*ک*ر*ن)من:خوشوقتم من هم که میشناسین. یعنی یونگیم اینجاست؟گفت کاراموزه ولی فکرشم نمیکردم تو این خوابگاه باشه کوک:چه بوی خوبی میاد؟؟ من:بله سامگیتانگ گذاشتم نامجون:وای دستتون درد نکنه اصلا یادم رفت غذا بگیرم.
غذارو خوردیم کوک و هوسوک ظرف هارو شستن داشتم آه*نگی که نوشته بودم رو تصحیح میکردم حوصلم سر رفته بود دوره ام از فردا شروع میشه مدارسم که تعطیله(خوش به حالش)که نامجون گفت:چه آه.نگ قشنگی. نزدیک بود ج.ی.غ بزنم اخه تو فکر بودم ولی خودم رو جم و جور کردم من:ممنون نامجون:آه.نگ مینویسی؟ من: بعضی وقتا به ذهنم میاد من روی کاغذ مینویسم یادم نره نامجون:استعدادش رو داری قراره گروه بندیمون کنن یعنی هرکی با اعضای گروه خودش دبیو میکنه و ازاونجایی که شما و جیمین اخرین نفر اومدید 4 هفته بیشتر وقت ندارین باید خیلی تمرین کنید من:باشه
نامجون رفت داشتم با وسایلم ور میرفتم همه خواب بودن که یونگی با چشمای پ*ف کرده اومد یونگی:ارو تو... من:اره انگار تو ی خوابگاه هستیم یونگی:اها باشه من خیلی خوابم میاد من:معلومه برو به خودت ف*ش*ا*ر نیار یونگی:باشه شب بخیر من:😂 یونگیم رفت دیگه کم کم منم به فکر این افتادم بخوابم که ی صدایی از اتاقی که توی حیاط بود میومد رفتم تو حیاط و درش رو باز کردم انگار سالن بود و صدای آه.نگ هم میومد وایییییییی اینجا کیسه بو.کس داره اخجونننن برگشتم داخل و ی لباس مناسب پوشیدم و به همون سالن رفتم اینبار هوسوک رو دیدم که خ.ی.س ع.ر.ق بود فکر کنم داشت تمرین میکرد آه.نگ هم گذاشته بود هوسوک:ارو اینجا چکار میکنی؟ من:اومدم تمرین
به طرف کیسه بو.کس رفتم و کلی تمرین کردم یکم وایسادم تا استراحت کنم هوسوک هم داشت تمرین میکرد و صدای آه.نگ تو سالن میپیچید کارش خیلی خوب بود رفتم جلو من:میشه با من هم تمرین کنی؟اخه 4ماه بیشتر تا تشکیل گروه ها نمونده هوسوک:البته. و شروع به تمرین کردیم 2ساعتی میشد دیگه هوا تاریک شده بود من:بسه دیگه هوسوک:اره بسه و دوباره اومدم بو.کس کار کنم داشتم کلی م.ش.ت بارونش میکردم و نگاه های هوسوک هم حس میکردم تا اینکه گفت:خیلی خوب کار میکنی کوک هم بو.کس خیلی دوست داره من:ممنون. کههههههه
نویسنده:بعله کهههه😂 کارگردان:منظورش کات هست خب مستقیم بگو دیگه ادمین:عهه داشتم... نویسنده و کارگردان:لطفا تو یبار چیزی نگو ادمین:خب یبار یکی از پارتها نگفتم دیگه کارگردان:مگه نگفتم نگو ادمین:@^#$%&$ کارگردان:%$#$^&^%$ً نویسنده:اهههه بسه دیگععع نخودی:بعله وقتی اینها نیستن یکی باید بگه "لطفا برید نتیجه" دیگه کرگردان:دفعه دیگه ادمین.... نخودی:اه دارم حرف میزنم بسه دیگهههه نویسنده خدا بهت صبر بده نویسنده:هعی😖🥱 کارگردان و ادمین:دلتونم بخواد:| .........................برو نتیجه😂
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
http://kimaru.blogfa.com
بچه ها این لینک پارت18 اگه هر پارتی منتشر نشه تو بلاگفا میذارم ولی سعی میکنم تو تستچی
میشه توی لیست داستان بذاری؟ اینجوری بازدید هاشم بیشتر میشه....
بلد نیستم
همینجوری ک میزنی میره تو لیست کیپاپ خب همونو بزن داستان، داری تست میسازی اولین مرحله بعد اسم گذاری زیر معرفی بالای تعداد اسلاید😂😂
اها اونطوری
خب منتشرش کردم دیگه
پارتت 18 کوو
لینکش رو پین کردم کیوتی تو بلاگفاعه
اهعاا تنکک
الان میخونممم
عالی
💞
پارت جدید میخوام
میذارم
عررعالیییگسکسکشکشکشوضو
تنک