
«هر 5 پارت عکس فیک جهت تنوع عوض میشود!» ناظر بنشر پلیزز♥♥
تهیونگ ویو:تصمیم گرفتم تا وقتی میرسیم ی چرتی بزنم دیشب کم خوابیدم سرم رو به شیشه ماشین تکیه دادم و بعد از چند دقیقه خوابم برد. ارو ویو:تاکسی گرفتیم و به طرف کمپانی حرکت کردیم تا برسیم تو گوشیم درمورد کمپانی هایب اطلاعات جمع اوری کردم به نظر کمپانی خیلی معروف یا... نبود پس ادیشنم هم راحته قبولم حتما(بیگ هیت قبل از اینکه بی تی اس شروع کنه یه کمپانی معمولی بوده)بعد از اینکه چیزایی که میخواستم رو در اوردم گوشی رو کنار گذاشتم تهیونگ خیلی کیوت خوابش برده بود فکر کنم خیلی خسته بوده. نزدیکای کمپانی تهیونک رو بیدار کردم. ایندفعه دیگه محیط ساختمون برام جدید نبود
داخل ساختمان طبقه اول روی ی برد بزرگ نوشته بودن قبولی های ادیشن 2012 «به شمسی 1391» چند نفر داشتن میخوندن ماهم رفتیم هرچی گشتم اسمم رو نمیدیدم یعنی قبول نشدم؟ ی دور دیگ لیست رو از بالا داشتم میخوندم که تهیونگ دستش رو روی ی اسم گذاشت و تقریبا بلند گفت:ارووو قبول شدیییی همه توجه شون به ما جلب شد من:جدیییی اخجونننننننننن تهیونگ:وای بسه دیگه همه دارن نگاهمون میکنن من:باید عادت کنم خو مهم نیس تهیونگ:از دخترای حاظر جواب خوشم نمیاد من:من خواهرتم تهیونگ:خیلی خب بیا بریم پیش اجوشی ببینیم باید چکار کنیم کم با برادر پیرت کل کل کن. من:میبینم که در17 سالگی پیر شدی تهیونگ:گفتم بیا بریممم:| من:باشه بابا رفتیم
سوار اسانسور شدیم و رفتیم طبقه مدیریت به اتاق مدیر رسیدیم و در زدیم وارد شدیم و ی سلامی زیر لب دادم پی دی نیم:سلام بچه ها اول از همه تبریک میگم ارو قبول شدی من:ممنون پی دی نیم:دوم اینکه باید بیای ی چندتا برگه رو امضا کنی و بعدش دیگه کاراموز رسمی کمپانی هستی من:باشه قبوله برگه هارو داد دستم یذره یکی از قوانین اذیتم میکرد ولی با بقیشون مشکلی نداشتم سعی کردم با اونم کنار بیام و موفق شدم پای برگه رو امضا زدم. پی دی نیم:این ادرس خوابگاه هست وسایلت رو جمع کن و برو از فردا تمرینات شروع میشه من:باشه پس خدافظ تهیونگ:تشکر و خدافظ پی دی نیم:خدانگهدار (اه تایپ اسمش سخته مخفف نداره؟)
از اتاق مدیریت خارج شدیم و رفتیم تو حیاط تهیونگ:ارو برگه رو بده ببنم ادرس خوابگاهت کجاست؟ ارو:بفرما تهیونگ:یوهوووووووووووووو ارو وای چیشد تر*سیدم تهیونگ:ارو خوابگاهت همون خوابگاه منه ارو:جدی؟ تهیونگ:اره بدو بریم وسایلت رو برداریم و بریم رفتیم هتل و وسایل رو جمع کردیم قرار بود برم خوابگاه تهیونگ اینا من:تهیونگ مگه اونجا چند نفر تو ی اتاق نیستن؟ تهیونگ:چرا برای چی؟ من:اخه خب من د.خ..ر.م و اونها پ.س.ر.ن تهیونگ ی اتاق داره کسی ازش استفاده نمیکنه ولی درش قفله خب اینو باید زودتر میگفتی من:باشه بریم حالا فعلا تو حال میخوابم تا دوباره بیایم کمپانی
چند دقیقه بعد رسیدیم وای چقدر کفش چرا اینجا ب.م.ب تر*کی*ده خب حالا بخیال بریم تو رفتیم چند نفر بودن سلام کردم تهیونگ:سلام بچه ها ارو خواهرمه کاراموزه یکی:خب چرا اومده این خوابگاه تهیونگ:نمیدونم مدیر گفت همون یکیه:باشه خوش اومدید من:ممنونی زیر ل.ب گفتم توی حال ی میز بود که تهیونگ گفت این رو برای تو اوردن کنارش ی جای کوچیک برای سایلم بود چمدون رو گذاشتم اونجا خداروشکر مبلم نزدیم بود فقط باید فکر کمرم رو از سرم بیرون کنم همه چی حله همه رفتن برای تمرین و فقط من موندم خیلی اشف*ته بود خونه پس شروع کردم به جمع کردنشون و ی سامگیتانگ بار گذاشتم نمیدونم غذا چکار میکنن ولی خب من باید ی چیزی بخورم دیگه بعد نشستم و ی متن اهنگی که موقع جمع کردن اومده بود تو ذهنم رو نوشتم که.....
کاتتت بچه ها خیلیییییییییییییییییییی خوشحالمممممممممممممم امتحان ریاضی 19.75 شدممممممممممممممممممممممم البته به زور از زیر زبون معلم کشیدم نمیگفت ولی انصاف نبود فقط ی علامت رو اشتباه خوندم چرا اخهههههه خب در نظر نگیر دیگهههههه😑 ناظر بنشر ممنونن♥
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
دبیرستانی ای؟
نه🙃سر چند ماه اختلاف
منم الان باید هشتم میبودم اما هفتمم
من بدم میاد ولی مهم نیست بهتر😂
اونی میگم تو راجب بیگ هیت اطلاعات داری؟ من هرچی توی سایتا میگردم اطلاعات مهمی پیدا نمیکنم مثلا اینکه چطو ادیشن بدیم اینا
راستش همین الان گفتی به ذهنم اومد
یادمه دو نفر تست گذاشته بودن یکی اکانت 💜kooki💜 اونیکی هم.... اها 🍫나연🍫 بود تو تستچی گذاشتن اگه پاک نکرده باشن
میسی لاو
♥
💛🖤
عالییی
ta
عالیی
💜