از رزا خبیث(رزالی) قبلا اجازه گرفته بودم💞
خسته شدم...من دارم توسط گل های رز بلعیده میشم!
-اون فقط یه بچه جادوگره -اشتباه نکن،آینده جادو تو دستای اون بچه است
من تو اتاقم یه شیشه مربا دارم که توش دستچینی از ستاره هاست!
الف ها همیشه قدرتمند بودند، و حالا او ملکه ش.ی.ط.ا.ن است
افسانه ها بیان دارند که روزی قدیسی با ظاهر پسری گیسو طلایی برای کمک به بشریت از طرف خداوند به زمین می آید
در جهانی که طبیعت به کل از بین رفته و خبری از رنگ و زندگی نیست،این گیاه آخرین امید مردم است
روزی رعد و برق عظیمی با زمین برخورد کرد که باعث تغییراتی غیرقابل جبران شد
پدربزرگم میگفت در اعماق جنگل ببری جاودانه زندگی میکنه که قسم خورده از این قبیله محافظت کنه
در اعماق ناشناخته ها سیاره ای وجود داره عاری از خشم و دروغ. سرزمینی که هیولاها بر آن حکمرانی میکنند
این زندگی روزمره اوست،روزها تا ساعت 12 کار میکند و در رخکن یک استخر پلمب شده میخوابد. تا اینکه زندگی او به کل دچار تحول میشود...
او طلسم شد،طلسم شد که تا ابد با مرداب بماند مگر اینکه کسی اورا ع.ا.ش.ق خودش کند!
کوهستان آرومه،اونجا تنها محل آرامش منه جایی که برای آخرین بار مادرمو دیدم
دوستی با یک هیولا؟محال بنظر می آید اما او قانون را نقض کرد
تنهاترین جنگاور،کسی که تا پای جان برای آرمانش جنگید
ببخشید اگر ایده ها بد بود چون کار خودم بود... و من یکی دوتا عکس هارو از تست کاربرای دیگه برداشتم که اسمشون رو یادم نمیاد اگر عکسی دیدید که شما قبلا ازش استفاده کرده بودید کامنت بدید حتما پین میکنم.بازم عذر می خوام
داداش شما به من یه عکس بده . ۵۰،۰۰۰ تا داستان برات مینویسم .
اونیکه پارت بعد نمیده من میکشمش
پارت 10 آکادمی آف واندرز رد شد🗿
دوباره بذارررررر
منتشر شد
خیلی جذاب بوددد
ممنونم💞
میتونم ایده اسلاید ۱۳ رو استفاده کنم؟
البته
هر موقع نوشتی بهم اطلاع بده تا بخونم